صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۰۳  ، 
کد خبر : ۳۰۵۸۴

مذاکرات جولان و چشم انداز آن/علی حسن حیدری

اسراییل علاقه‌مند است سوریه را از شکل یک کشور دشمن خارج سازد و همه نخست وزیران راست گرا و چپ گرا اسراییل نیز در پانزده سال گذشته خواستار این موضوع بوده‌اند!

اختصاصی بصیرت:روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارنوت در گزارشی اعلام کرد که اولمرت، نخست وزیر این رژیم در جمع اعضای کلیدی امور خارجی و دفاع پارلمان اسراییل گفته است : « آماده صلح با سوریه هستیم و مقدمات گفت و گو را بدون پیش شرط فراهم  می‌کنیم، به شرط آنکه آنها از محور شیطانی دست بکشند و از تروریست حمایت نکنند.»

بدنبال انتشار این خبر رسانه‌ها از ترکیه به عنوان میانجی اصلی آغاز مجدد مذاکرات دمشق و تل‌آویو که از سال 2000 بدلیل اختلاف بر سر جولان متوقف شده بود، نام بردند. خبرگزاری آلمان به نقل از ایهود باراک نوشت: اسراییل از طریق میانجی های خارجی (ترکیه و آلمان) پیامهایی را به سوریه ارسال کرده است.

وی تصریح کرد: اسراییل علاقه‌مند است سوریه را از شکل یک کشور دشمن خارج سازد و همه نخست وزیران راست گرا و چپ گرا اسراییل نیز در پانزده سال گذشته خواستار این موضوع بوده‌اند!

خبرگزاری‌ سوری شام پرس ، نیز با تایید خبر ارسال پیام از تل‌آویو به دمشق نوشت: ایهود اولمرت از طریق رجب طیب اردوغان همتای ترک خود به بشار اسد، رییس جمهور سوریه پیام داده است که این رژیم حاضر است برای رسیدن به صلح با دمشق از تمام بلندیهای جولان عقب‌نشینی کند. در پی انتشار این خبر ، وزیران امور خارجه ترکیه و رژیم صهیونیستی در تاریخ 15/2/87 بایکدیگر دیدار کردند، خانم لیونی ، وزیر خارجه رژیم صهیونیستی در این دیدار اذعان کرد که برای بیرون راندن سوریه از دایره دشمنی با اسراییل باید امتیازاتی دردناک به این کشور داد. این در حالی بود که مقامهای رسمی سوریه همواره خبر دریافت پیام را تکذیب می‌کردند.

در فضای تردید و تشکیک نسبت به اخبار منتشره در این رابطه روزنامه السفیر لبنان به نقل از یوسی بیلین، رییس حزب میوتز فاش کرد که بشار اسد آمادگی خود را برای سفربه مکه پایتخت روسیه برای مذاکره با اسراییل اعلام کرده است. اما اصرار رسانه‌ها بر پیگیری اخبار مربوط به این موضوع به ناچار مقامهای دمشق را به موضع گیری صریح و شفاف واداشت و رییس جمهور سوریه موضوع دریافت پیام و موضوع مذاکرات را تایید کرد، اما آن را مشروط به بازپس گیری کامل منطقه جولان دانست و اعلام کرد تحت هیچ توافقنامه‌ای و هرگز از رابطه با ایران و حزب‌ا... صرف نظر نخواهد کرد.

لازم به ذکر است مذاکرات سوریه و رژیم صهیونیستی از سال 2000 پس از چند مرحله گفت و گو بدلیل عدم پایبندی صهیونیستها به تعهدات مربوط به بازپس دادن جولان متوقف شده است. مسئله جولان همواره کلیدی‌ترین موضوع مذاکرات دو طرف بوده است.

موقعیت جولان و انگیزه های اشغال آن

با آن که 40 سال از اشغال بلندی های جولان می گذرد اما این روزها هیچ‌یک از سازمان ها، اتحادیه ها و کشورهای جهان از لزوم اجرای قطعنامه ی 242 شورای امنیت سازمان ملل در مورد لزوم خروج اسراییل از سرزمین‌های اشغال شده اعراب از جمله جولان سوریه سخن نمی‌گویند.

جولان در اصل به معنای "گلان " یا  گل ها  یک واژه ی فارسی و نام منطقه یی کوهستانی است با ساکنانی "کرد" که در اصل ایرانی بوده و هستند و بتدریج جای خود را به عرب ها و سپس اسراییلی ها دادند. پس از استقلال سوریه و مطابق نقشه ها، آمارها، اسناد و کتاب های تاریخی ، بلندی های جولان بخشی از استان "قنیطره" در جنوب این کشور بوده و در حاشیه کشورهای لبنان، فلسطین و اردن قرار دارد. این بلندی ها که مساحت آن نزدیک به 2 هزار کیلومتر مربع است حدود هزار کیلومتر مرز مشترک با فلسطین اشغالی (اسراییل) دارد و در سال 1967 میلادی به اشغال کامل رژیم صهیونیستی در آمد.

رهبران جنبش سیاسی صهیونیسم و آژانس بین المللی یهود، سال ها پیش از تاسیس "اسراییل" در سال 1948 میلادی، چشم طمع به بلندی های جولان دوخته بودند. افزون بر عقاید دینی و تاریخی این جنبش و آن آژانس در خصوص بلندی‌های جولان ، این بلندی ها بخاطر برخورداری از منابع آبی ، زمین های حاصلخیز کشاورزی ، مناظر زیبای طبیعی و گردشگری و نیز سوق الجیشی بودن آن از دیرباز مورد نظر صهیونیست ها بوده است .

کارشناسان سیاسی معتقدند که اسراییل با نقض قوانین بین المللی برای تامین دست کم چهار هدف ، جولان سوریه را اشغال کرد:

الف : اجرای فرامین خداوند در تورات ؛مطابق عقاید دینی و تاریخی صهیونیست ها در تورات تحریف شده ، "فلسطین سرزمین موعود یهودیان و جولان بخشی از آن است وخداوند این سرزمین را به قوم برگزیده ی خود بخشیده است"!.

ب : موقعیت ژئوپلیتیکی بلندی‌های جولان؛  به‌گونه‌یی که این بلندی‌ها بر تمام مناطق مجاور از جمله مناطقی در فلسطین ، اردن و لبنان اشراف دارد.

ج : وجود زمین‌های مستعد ؛  این زمین‌ها مستعد کشاورزی ، مناسب برای شهرک سازی، بهره‌مند از منابع آبی و از تسلط بر منابع و سرچشمه های رودخانه ی اردن یعنی نهرهای بانیاس ، حاصبانی و نیز رودخانه‌ی لیتانی در لبنان برخوردار می‌باشد.

د : گرفتن امتیازهای سیاسی؛ رژیم صهیونیستی با اشغال جولان از کشورهای عربی به ویژه سوریه در مذاکرات صلح خاورمیانه امتیازات گوناگون مطالبه می‌نماید.

اسراییل پس از اشغال جولان تاکنون و برخلاف قوانین بین المللی و قطعنامه ی 242 سازمان ملل ، به اجرای طرح های کشاورزی، آبرسانی ، شهرک سازی ، ساخت نیروگاه برق آبی ، ایجاد پایگاه های نظامی ، نقشه برداری و منحرف کردن مسیر رودخانه ها اقدام کرده است .

ظرف 40 سال گذشته ، فریاد، شکایت و اعتراض مقام های سوریه به این اقدام ها و لزوم خروج اسراییل از جولان بارها بلند شده و برای اجرای قطعنامه ی یاد شده کوشش کرده اند اما پشتیبانان قوی رژیم صهیونیستی تاکنون مانع نتیجه دادن این کوشش‌ها شده‌اند. جنگ سال 1973 اعراب با اسراییل، نیز نه تنها برای بازپس‌گیری کارگر نیفتاد، بلکه حتی برخی رهبران صهیونیست برخلاف قطعنامه ی 242 ادعا کردند که " جولان جزو جدانشدنی از سرزمین اسراییل است ".

پس از ناکامی عرب ها در جنگ سال 1973، مجدداً مذاکرات و طرح های زیادی برای بازپس گیری جولان از طرف کشورها و سازمان های مختلف و بر مبنای قطعنامه 242 ارایه شد که برای سوریه نتیجه بخش نبود و نتوانست رژیم غاصب اسراییل را به اجرای این قطعنامه ملزم کند.

دلایل و زمینه‌ها

1_ قطعنامه های متعددومتنوع شورای امنیت علیه سوریه ومتحدان آن، ازجمله قطعنامه های 1496 (2003)، 1525 (2004) ،1553 (2005) و قطعنامه 1559 (2005) .

همسو با این قطعنامه ها سال 2005 برای سوری ها یک فاجعه دیپلماتیک محسوب می شود زیرا طی آن چهار قطعنامه علیه نظام سوریه صادر شد. قطعنامه 1559 از دمشق خواست تا از لبنان خارج شود، مسئله ای که سوری ها آنرا انجام دادند، در مقابل قطعنامه 1595 (2005) که در مورد کمیته بین المللی تحقیق درخصوص ترور رفیق‌حریری صادر شد ودر آن دروازه ها را برای خطر آفرینی علیه سوری ها را گشود ، قطعنامه 1636 و1644 (2005) هم خواهان همکاری فوری وغیر مشروع دمشق با کمیته تحقیق شد.

فشارهای سیاسی ودیپلماتیک والبته تبلیغاتی علیه محور ایران ـ سوریه - حزب الله به شکل های مختلف وارد می آید. پرونده‌های مطرح شده علیه ایران با آنچه که علیه سوریه یا علیه حزب الله مطرح شده تفاوت دارد ووزن نسبی طرفهای تشکیل دهنده این هم پیمانی هم با یکدیگر متفاوت است. ایران یکی از کشورهای بزرگ منطقه محسوب می شود که دارای توانمندی های نظامی واقتصادی گسترده‌ای است واز طریق در آمدهای نفت وگاز چشمداشت های منطقه ای خود را پیش می برد. در حالی‌که سوریه یک دولت محوری ژئو استراتژیک این منطقه است ، تجارب تاریخی نشان داده است که این کشور تنها با هم پیمانی با عراق یا مصر قادر است نقش محوری خود را ایفا کند. حال با توجه به فقدان این پشتیبانی وزنه سیاسی این کشور هرگز نمی تواند در همه ابعاد به جایگاه وزنه سیاسی ایران برسد .

2_ پروژه آمریکایی صهیونیستی برای تداوم اشغال سرزمینهای عربی شکست خورده است.

پروژه آمریکایی و صهیونیستی غصب دائم سرزمینهای عربی است. رژیم اسرائیل قصد دارد با شهرک سازی در بلندیهای جولان سوریه، این منطقه را برای همیشه در تصرف خود داشته باشد. لذا در صدد است حتی با دادن برخی امتیازات جزئی از مهلکه دمینوی شکست های آغاز شده پس از جنگ 33روزه در امان بماند. در حالی که این پروژه شکست خورده است.

3_فشارهای ناشی از  اپوزیسیون های مخالف در سوریه؛  اپوزیسیون های سوریه که ازمتحدان اصلی آمریکا درمقابله با دولت اسد محسوب می‌شوند، تنها راه برای نجات آینده سیاسی سوریه را حذف حاکمیت فعلی و به روی کار آمدن دولتی جدید و دموکرات می‌دانند. لذا به‌گونه‌های مختلف درصدد تحمیل فشار به سران سوری می‌باشند.

این فشارها پس از تصویب قطعنامه شورای امنیت برای همکاری این کشور  با سازمان ملل در خصوص تحولات لبنان ومذاکرات صلح بصورت بی سابقه ای تشدید شده است.

وضعیت موصوف، حاکمیت فعلی سوریه را میان دو گزینه قرار داد: گزینه اول، اتخاذ رویکردی مانند رهبر لیبی و همکاری با ایالات متحده بود، و راهکار دوم مقابله با فشارهای بین المللی است، البته با این راهکار، سوریه نیز به سرنوشتی مانند عراق دچار خواهد شد.

4_ نشست آناپلیس : سوریه شرط شرکت در نشست آناپلیس را قرار دادن مسئله جولان در دستور کار این نشست اعلام کرد. در آن زمان آمریکا ومقامهای صهیونیستی برای رهایی از چالش‌های متنوع ناشی از دمینو شکستهای منطقه ای چراغ سبز به مقامهای دمشق نشان دادند. سوریه نیز با هدف رسیدگی به  مسئله بلندیهای جولان , فیصل مقداد معاون وزارت امور خارجه خود را به کنفرانس آناپولیس فرستاد. مقداد در کنفرانس اعلام کرد شرکت سوریه نشان دهنده قدمی بزرگ در بدست آوردن صلح در مناطق آشوب زده خاورمیانه است.

5_ شکست پروژه خاورمیانه جدید و بهم خوردن معادلات سیاسی وامنیتی منطقه ای؛ بدون شک سیاست خاورمیانه‌ای جورج بوش فقط یک دستاورد داشته و آن بی‌ثبات کردن کلی منطقه است. امید آمریکا این بود که خاورمیانه‌ای دمکراتیک و طرفدار غرب به وجود آید اما خاورمیانه اکنون همه‌چیز است غیراز یک منطقه طرفدار غرب.

شاید مهم‌ترین تغییر در مرکز ثقل نظامی و سیاسی منطقه ایجاد شده‌باشد. در حالی‌که اسرائیل و فلسطین و لبنان اکنون داغ‌ترین نقاط تحولات خاورمیانه هستند، معادلات سیاسی و قدرت منطقه در پی وقوع جنگ عراق اکنون در خلیج فارس متمرکز شده‌است. اکنون نمی‌توان بدون درنظرگرفتن بازیگران منطقه‌ای، برای نزاع میان اسرائیل و فلسطین یک راه حل یافت.

جنگ عراق یک پل راهبردی و نظامی میان خاورمیانه جدید و قدیم ایجاد کرد. مداخله نظامی آمریکا 4 تغییر بزرگ در منطقه ایجاد کرد؛ گسترش نفوذ ایران در منطقه، قدرت گرفتن شیعیان در عراق، احساس خطر کردن کشورهایی مانند عربستان و برهم خوردن توازن قدرت در منطقه.

نتیجه این وضعیت جدید در خاورمیانه این است که کل نظام انگلیسی- فرانسوی دولت‌های خاورمیانه در حال فروپاشی است. اکنون عراق اولین مرحله از این آزمون دشوار در خاورمیانه است. در چنیین شرایطی است که آمریکا بار دیگر سناریو مذاکره با سوریه بعنوان یکی از حلقه‌های اصلی و موثر در شکل گیری نظم نوین در منطقه را بصورت مصلحتی سیاسی در دستور کار قرار می دهد.  

6_ فشارها و تهدیدات نظامی؛ رژیم صهیونیست اسیر در فضای روانی سنگین  پس از شکست جنگ با حزب‌الله در یک اقدام چند منظوره دست به بزرگترین وگسترده ترین مانور نظامی در تاریخ این رژیم می زند.

نکته مهم در این مانورکه با تبلیغات حجیم رسانه های متمایل به آمریکا و مذاکره با اسرائیل نیز همراه بود این است که مانور رژیم صهیونیستی ضمن اینکه حمله برق‌آسای نظامی علیه حزب‌ا... و سوریه را القا می‌کند، اما در پرتو انتشار اخبار مربوط به میانجیگری های پشت پرده برخی از کشورهای اروپایی از جمله روسیه برای پیشبرد روند صلح بین اسرائیل و سوریه قصد دارد تا جان دوباره‌ای به روند صلح در قبل جولان به آن بدهد.

در مقابل سوری ها حتی پیش از اعلام انجام این مانورهای بزرگ دو لشکر نظامی خود را به سوی منطقه خط آتش بس به حرکت در آوردند. تا نقل وانتقال آنها به معنای افزایش تنش با اسرائیل و دادن بهانه ای به رژیم صهیونیستی جهت کشاندنش به یک رویارویی ناخواسته (در کوتاه مدت) تلقی نشود.

طبیعتا حزب الله حتی پیش از اعلام رسمی آغاز این مانورها در مرزهای شمالی اسرائیل با لبنان را دلیلی بر ضعف و شکست روحی اسرائیل و نه قدرت آن اعلام وآنرا پیروزی الهی دیگری دانست. اما حزب الله دیری نپایید تا از داستان آماده باش نظامی اسرائیل عقب نشینی کرد و گفت: این مانورها حزب‌الله ، ایران و سوریه را مورد هدف قرار داده و انگیزه اصلی اسرائیلی ها برای انجام آن است.گفته های حزب الله را طرف های مختلفی در سوریه و ایران نیز تکرار کردند و برخی از کشورهای عربی و غیر عرب نیز نگرانی خود را از تبدیل شدن رزمایش ارتش اسرائیل به جنگ جدیدی در منطقه اعلام کردند.

بدنبال این سناریو بود که رسانه های غربی از قریب الوقوع بودن جنگ با ایران سخن بسیار راندند و مدعی شدند که آنها بعنوان شبکه های خاموش در انتظار ساعت صفر خواهند بود و بعد از آن در صورت حمله به ایران یا سوریه یا حزب الله توسط آمریکا، اسرائیل یا هر دو فورا حمله به اهداف آمریکایی آغاز خواهند کرد.

اما پشت همه این اخبار وگزارشها ،یک ژنرال باز نشسته آمریکا از تحولات در هرم استراتژی این کشور خبر داد و گفت : ایالات متحده آمریکا با استفاده از تجربه غزه قصد دارد اولویتهای استراتژیک خود را در رابطه با امر خارجی تغییر دهد.

اهداف

کاهش سطح روابط با ایران ،شکستن جبهه مقاومت شامل ایران ،سوریه ،حزب‌الله وگروه‌های جهادی فلسطین از اهداف کلیدی این سناریو است. سوریه به‌عنوان تنها کشور عربی ماندگار در جبهه مقاومت نقش خاکریز اول را دارد که این نقش هم برای ایران و متحدان راهبردی منطقه ایش وهم برای آمریکا وجبهه خصم اهمیت دارد. لذا رژیم صیهونیستی ، آمریکا و فرانسه کاهش سطح روابط بین دمشق وتهران را یکی از شرایط خود برای انجام این معامله اعلام کرده اند.

بعد از سقوط رژیم عراق و کشته شدن صدام ، سوریه در معرض فشارهای آمریکایی واسرائیلی مستمری قرار گرفته است، رئیس جمهور سوریه برای مقابله با این فشارها دو راهبرد را در دستور کار خود قرار داد. اولین راهبرد تقویت برگ برنده مقاومت (فلسطینی) بود که پدرش نیز آنرا در دست داشت ، و دوم برقراری هم پیمانی گسترده با نظام ایران بود که ماده چسبنده مورد دوم بعد از جنگ حزب الله با اسرائیل در جولای گذشته از قدرت بیشتری برخوردار شد ، بخصوص که حزب الله از سوریه و ایران کمک های قاطعی دریافت کرد و این هم پیمانی در موضعگیری در قبال حضور آمریکا در عراق هم ادامه یافت.

در مقابل این کردار ایالات متحده و اسرائیل هم فشارهای مستقیم خود را علیه سوریه اعمال کردند ، این فشارها در سه بعد و به شکل تصاعدی انجام می شود تا دمشق را به کرنش واداشته یا حداقل بی طرف سازد. این سه راه عبارتند از :

1- حل وفصل سیاسی که باعث شود سوریه از سنگر ایران در جبهه مقابله با این کشور خارج شود.

2- سرنگونی نظام که پیش از جنگ جولای گذشته یک گزینه اصلی بود وهمچنان هم با جدیت دنبال می‌شود.

3- جنگ علیه سوریه به‌عنوان آخرین گزینه به نحوی که آمریکایی ها واسرائیلی ها بتوانند در شرایط مناسب وبهتری از آنچه اکنون هستند ، باشند.

بر اساس نامه‌ای که ایهود اولمرت نخست وزیر اسرائیل برای بشار اسد رئیس جمهور سوریه ارسال کرده از سوری ها دعوت شده است تا وارد مذاکراتی با اسرائیل شده و در مورد بازگرداندن جولان در مقابل شکست هم پیمانی خود با ایران وارد مذاکره شود ، سوریه همچنین باید از حمایت نیروهای مقاومت هم دست بکشد، اما آیا اسد با این خواسته موافقت می کند؟ برای نزدیک شدن به جواب این سئوال باید چهار احتمال را مورد بررسی قرار داد:

اول : احتمال ساده وآسان یعنی اینکه اسرائیل جولان را به طور مشروط بازگردانده و شرط هم این باشد که شهرک ها و پایگاه های نظامی اسرائیل در آن باقی بماند و در عین حال سوریه نیز از نظر سیاسی و نظامی در منطقه بی طرف شود.

دوم :مذاکرات اهداف طولانی مدتی را داشته باشد : 1- بهبود چهره اولمرت با اطمینان بخشیدن به ملت اسرائیل در مورد وجود راه حل وفصل مشکلات و رسیدن به صلح واستقرار . 2- تضعیف مقاومت در فلسطین، لبنان وعراق از طریق این گفته که:سوریه هم سوار قطار صلح شده است. 3- خارج کردن دولت سنیوره وعباس از بحران کنونی و پیش راندن کشورهای عربی به سوی صلح مستقیم با اسرائیل 4- تقویت برگ های مذاکراتی آمریکا با طرف ایران در مورد شرایط عراق. 5- استفاده از بازتاب های پیش بینی شده از تزلزل نظام سوریه و سرنگونی آن و پیش راندن آن به سوی محور میانه روی عربی.

سوم : این گام می تواند تنها یک سنجش و سبک وسنگین کردن وضعیت سوریه و پی بردن به میزان آمادگی اسد برای انجام ریشه ای تحولات سیاسی و دستیابی به نتیجه در مورد میزان جدیت سوریه برای ورود به یک جنگ یا میزان قدرت و ثبات هم پیمانی این کشور با سوریه باشد.

چهارم : اینکه هدف از این مذاکرات پر کردن زمانی است که اسرائیل به طور اضافه دارد ، یا آنکه سوریه را از طریق پیش شرط های سرسختانه زیر فشارهای سیاسی مستمر قرار دهد تا آنکه در یک فرصت مناسب درب مذاکرات را به ناگاه بسته و دروازه جنگ را بگشایند .در آن زمان می توان اعلام کرد که مذاکرات به بن رسیده وطرف سوری را عامل آن معرفی کرد.

به دور از اهمیت احتمالات فوق الذکر باید گفت که ایالات متحده واسرائیل در بحران به سر می برند ، از اینرو چه دلیلی دارد که پیش بینی کنیم که سوریه هم پیمانی مفید خود را با ایران لغو کند یا آنکه برگ های برنده مقاومت را از دست بدهد.

چرا که در جریان تهدیدات نظامی اسرائیل علیه ایران و منابع اتمی این کشور , دو جریان حماس در فلسطین و حزب‌ا... در لبنان که در پی تحولات سیاسی داخلی کشورهایشان از نقشی محوری تر و قابل ملاحظه تری نسبت به گذشته برخوردار شده بودند اعلام کردند که در صورت هرگونه تجاوز اسرائیل به ایران آنها نیز در حمایت از ایران به این کشور حمله خواهند نمود .

با توجه به نقاط ضعف استراتژیک اسرائیل یعنی وسعت کم سرزمین , جمعیت کم و تمرکز جمعیتی در سه شهر حیفا , تل آویو و بیت المقدس , این تهدید به مثابه در خطر افتادن حیات اسرائیل و بروز آشفتگی اجتماعی فراگیر برای این کشور محسوب می‌شود .

مواضع کشورها

1_ترکیه:

ترکیه بویژه نخست وزیراین کشور نقش کلیدی در طرح مجدد مذاکرات داشته است،نقشی که آمریکامحرک اصلی آن بود. الجزیره درباره دلیل انتخاب ترکیه بعنوان میانجی می‌گوید باتوجه به مشغله آمریکاییها درزمینه انتخابات ریاست جمهوری آینده این کشور، ترکیه یک میانجی قابل قبول خواهد بود وبا توجه به روابط برجسته آنکارا واسرائیل وتمایل مسؤولان ترک و سوری برای تقویت روابط دوجانبه، شایدمقبولترین میانجی بین سوریه واسرائیل باشد. از سوی دیگر، سخنگوی وزارت خارجه اسرائیل در پاسخ به اظهارات اردوغان در داووس اعلام کرد: اسرائیل میانجیگری ترکیه را می پذیرد ولی این به معنی پذیرش پیشنهادهای سوریه برای ازسرگیری مذاکرات با اسرائیل نیست. یادآوری می شود سوریه اخیراً خواهان آن شد که مذاکرات احتمالی با اسرائیل از نقطه ای آغاز شود که مذاکرات در دوران «ایهود باراک» نخست وزیر پیشین اسرائیل در سال ۲۰۰۰ به آن رسیده بود.

2_نقش کشور های عربی

کشورهای عربی همواره به‌عنوان جبهه دنباله رو آمریکا عمل کرده‌اند وتلاشهای خود را در راستای سیاست‌های منطقه آن سامان داده اند. دراین میان تروئیکای عربی یعنی کشورهای عربستان ،مصر و اردن محور تصمیمات و سناریوها برای سران کشورهای عربی که در کنفرانس صلح ریاض صلح یکطرفه با رژیم صهیونیستی را در دستور کار قرار دادند، عمل کرده‌اند. این کشورها به توصیه آمریکا  اصرار به صلح یک طرفه با اسرائیل را دراظهارات ومواضع جمعی همواره مطرح می کردند واز سوریه می‌خواستند دست از ائتلاف خارج از جهان عرب بردارد وبه جلگه دیپلماسی عربی درخصوص مسائل منطقه برگردد. پس از مصوبات کنفرانس ریاض، چهار کشور اردن، مصر، امارات وعربستان راه را برای سیاستهای موردنظر امریکا و تعدیل روابط اعراب واسرائیل هموار کردند.

آنها در این موضوع که باید از نفوذ ایران جلوگیری کرد با آمریکا هم‌داستان هستنند. به‌همین سبب بدنبال اظهارات بوش در خصوص تحدید نفوذ ایران ،ملک عبدالله پادشاه عربستان،در مصاحبه ای رسمی پشتیبانی خود را از دولت بوش اعلام کرد.

نقش مشاور امنیت ملی عربستان در عرصه سیاست خارجی عربستان را نیز نباید نادیده گرفت. شاهزاده بندربن‌سلطان که از نزدیکان دولت جورج بوش به حساب می آید و روابط صمیمانه ای با کاخ سفید دارد در پی اجرای سیاست ایحاد فاصله میان ایران وسوریه است. چرا که همکاری میان ایران وسوریه باعث تقویت نیروی ایران و افزایش نفوذ آن می شود.

3_اتحادیه اروپا وآمریکا:

آمریکا وکشور های  اتحادیه اروپا در رابطه با مسائل خاورمیانه یک استراتژی واحد را دنبال می‌کنند در خصوص موضوع کشاندن سوریه به سمت راهبردهای سیاسی و امنیتی خود نیز همواره هم‌صدا بوده اند. آنها  به‌عنوان بازیگران اصلی صحنه جهانی کشورهای خارج از پروسه صلح خاورمیانه را مورد سرزنش و فشارقرار داده‌اند.

در حالی که اخبار ضد و نقیضی درباره مذاکرات محرمانه دمشق و تل‌آویو منتشر می شد؛ روزنامه ها آرتص اعلام کرد: مقامهای بلندپایه اتحادیه اروپا درجریان دیدارها ومذاکرات محرمانه سوریه و رژیم صهیونیستی چندین بار به منطقه سفر کرده و با مقامهای سوری و اسرائیلی دیدار داشته اند.

همچنین خبری منتشر شد که مقامهای آمریکایی به ویژه شخص دیک چنی، معاون رئیس جمهور آمریکا، از ملاقات‌های محرمانه مقامهای سوری واسرائیلی که با هدف دستیابی به صلح و با میانجیگری ترکیه در اروپا برگزار می شد، باخبر بوده‌اند.

موانع وچالشها

در حالی که این روزها اخباری درباره ادعای نخست وزیر رژیم صهیونیستی مبنی بر آمادگی این رژیم برای بازپس دادن جولان اشغالی در برابر صلح با سوریه منتشر شده است،اما اظهارات چالش برانگیزی به گوش می رسد که حاکی از آن است که انجام این کار،آسان نخواهد بود.

اولاً سوریه هرگز مذاکرات پنهانی با اسرائیل نداشته و نخواهد داشت و اولین شرط دمشق برای گفتگو با تل آویو، بازپس دادن جولان اشغالی به سوریه است.

ثانیاً رژیم صهیونیستی برای بازپس دادن جولان، منطقه ای که امروزه به سبب در اختیار داشتن و اشغال آن هزینه زیادی را نمی پردازد و در واقع حفظ آن بیش از باز پس دادن آن برای تل آویو فرصت خواهد داشت، با چالشهایی روبرو است.

رژیم صهیونیستی و سوریه برای رسیدن به یک توافق نه تنها در سطح داخلی و منطقه ای، بلکه در سطح جهانی و آن هم از سوی یک قدرت مهم مانند آمریکا که روزگاری نقش میانجی را بازی می کرد، با مشکل روبرو هستند.

مخالفت آشکار آمریکا با حرکت و ابتکار جیمی کارتر رئیس جمهوری اسبق این کشور در پی سفر به سرزمین‌های اشغالی و دیدار با رهبران حماس نیز نشان داد که چنین حرکتهایی خارج از چارچوب و الگوی تعریف شده دیپلماسی آمریکایی بوده، مورد تایید کاخ سفید نیست.

مخالفت برخی از جناحهای قدرتمند در آمریکا با حل اختلاف تل آویو- دمشق نشان از آن دارد که این اختلافات تا زمانی که واشنگتن به آن نیاز دارد؛ بر جای خود باقی خواهد ماند.

تلاشها و رایزنی های اخیر درباره جولان به نظر می رسد با مشکلاتی که در گذشته وجود داشته روبرو شود. برخی از مهمترین چالشهای پیش روی این روند را می توان در سه سطح بررسی کرد:

الف) سطح اسرائیلی  ب) سطح سوری ج) سطح میانجی

1-  چالش در سطح اسرائیلی

مهمترین نقطه این روند برای حل مسئله جولان، رژیم صهیونیستی است. به نظر می رسد صهیونیسم از بدو پیدایش خود به عنوان یک استراتژی سیاسی با ۲ رویکرد مختلف سعی در تامین اهداف توسعه طلبانه خود داشته است.

رویکرد اول، دوران جنگ طلبی صهیونیسم است که زمین نقش اساسی را در گفتمان خشونت بار اسرائیل ایفا می‏کرد، رویکرد دوم، دوران سازش خواهی و به اصطلاح صلح طلبی صهیونیسم یا عصر پست‏ صهیونیسم است که از دهه ۱۹۷۰ آغاز شده و با نوساناتی همچنان ادامه دارد و اظهارات اخیر مقامهای تل آویو را آن هم پس از تجاوز آشکار به حریم هوایی سوریه، می توان در این راستا قلمداد کرد و به هیچ وجه یک بیانیه و رویکرد سیاسی تلقی نخواهد شد. در این رویکرد استفاده از ابزارهای دیپلماتیک و تهدید ابزارهای اولیه کسب منافع رژیم اسرائیل است.

سؤال این است که آیا با ادامه روند کنونی در روابط دمشق- تل آویو، تداوم جریان صلح با توجه به بیانیه اخیر، در آینده بین دو طرف میسر است یا خیر؟ روندی که به علت عدم انعطاف هیئت مذاکره کننده اسرائیلی در آستانه سال ۲۰۰۰ به بن ‏بست کامل رسید.

واقعیت این است که به دلیل نگرش ابزاری صهیونیسم به صلح تاکنون گفتگوهای سوریه و اسرائیل  نتیجه مثبتی نداشته است، زیرا مناقشه رژیم اسرائیل و سوریه فراتر از اختلافات ارضی و در واقع به منزله نبرد میان صهیونیسم و دفاع مشروع از خویش است.

مهمترین مسئله اینجاست که اسرائیل با پس دادن جولان به دنبال چه چیزی است و اینکه آیا اسرائیل قادر است هزینه ها و فرصتهای خود را با دادن این منطقه متوازن بخشد یا خیر؟

مهمترین و نخستین هزینه و چالشی که اسرائیل با آن روبرو خواهد بود؛ ساکنان یهودی و شهرکهای این منطقه است.

ساکنان این شهرکها از هر فرصتی برای اعلام مخالفت خود با دادن تغییر در وضعیت جولان استفاده کرده اند و اگر چنین اتفاقی رخ دهد و آن هم پس از برچیده شدن شهرکهای اسرائیل از نوار غزه، خیل دیگری از یهودیان ناراضی وارد سرزمینهای اشغالی فلسطین خواهند شد و این مسئله می تواند چالشی عمده برای مشروعیت داخلی این رژیم و بحران دیگری برای بافت ناهمگون آن باشد.

در همین ارتباط اعلام شد که رهبران جوامع یهودی در بلندی های جولان مخالفت خود را با ارسال نامه ای به رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه که میانجی صلح است اعلام کرده و از وی خواسته اند تا تلاش برای صلح را بدون خروج اسرائیل از این منطقه در دستورکار قرار دهد. امروز اقامت در جولان برای ساکنان صهیونیست آن بیش از هویت اسرائیلی آنها ارزشمند تلقی می شود.از سوی دیگر منابع آبی این منطقه سبب شده تا یهودیان وابسته به زمین و آب اولویت اول خود را در حفظ جولان بدانند.

همچنین اخیراً گروهی از نمایندگان کنیست(پارلمان) اسرائیل از برنامه خود برای مقابله با دولت اولمرت در راستای مسدود کردن گفتگوها برای بازپس دادن جولان خبردادند که این نشان می دهد که اندیشه سرزمینی صهیونیسم همچنان باقی است.

2- چالش در سطح سوری

برخی از کارشناسان و تحلیلگران منطقه ای بر این باورند که مشکل دیگر در راستای حل اختلافات،از طرف سوریه است. به عقیده آنها سوریه تاکنون تمایل واقعی برای حل این موضوع از خود نشان نداده و در واقع با کش دادن این موضوع، بر آن است تا فرصتهای خود را در منطقه به عنوان یک بازیگر مهم تحولات منطقه ای افزایش دهد. مسئله لبنان و گفتگوهای خاورمیانه از مواردی است که سوریه به سبب جولان اشغال شده، در آنها به عنوان یکی از طرفهای مهم گفتگو تلقی می شود.

از سوی دیگر اسرائیل یکی از شرایط خود را برای تخلیه جولان، اخراج مبارزان فلسطینی و جنبش حماس از سوریه و همچنین پایان همکاری بین دمشق و تهران عنوان کرده است. این مسئله سبب شده است تا سوریه در سالهای گذشته ضمن مخالفت با این موضوع ،طرح گفتگوهای بدون پیش شرط را عنوان کند، زیرا جناحهای اطلاعاتی در سوریه یقین دارند که موافقت اولیه کشورشان با این پیش شرط و جدا شدن دو هم‌پیمان بزرگ از دمشق، رویکرد بعدی اسرائیل را شکل خواهد داد و ادبیات گفتگو با سوریه تضعیف و دیگر به گونه‌ای که تاکنون بوده نخواهد بود. از همین روی بشار اسد رئیس جمهوری سوریه ضمن رد مذاکرات پنهانی آغاز گفتگوها درباره جولان را منوط به بازگشت جولان به سوریه اعلام کرده است.

وی تصریح کرد :" برخی از دوستان سوریه در حال تلاش هستند تا گفتگوهای صلح بین سوریه و اسرائیل آغاز شود، اما سوریه گفتگوهای پنهانی برای صلح را نه در گذشته داشته و نه در آینده به آن اقدام خواهد کرد".

3- چالش در سطح میانجی

سطح میانجی چالش دو سویه برای دو طرف درگیر در این ماجراست. ترکیه دیربازی است که علاقه مندی خود را برای ایفای نقش میانجی در گفتگوهای صلح خاورمیانه اعلام کرده است. چالشی که در این سطح دو طرف با آن روبرو هستند مسئله "وزن ترکیه" به عنوان یک میانجی است. اولاً ترکیه در این روند از حمایت قدرتهای دیگر از جمله آمریکا برخوردار نخواهد بود و دوم اینکه ترکیه توان تقبل هزینه احتمالی این حل اختلاف را نخواهد داشت. بدون شک اسرائیل برای برچیدن آنها هزینه های خود را از آمریکا پس گرفت و حال باید دید که آیا ترکیه به عنوان کشوری که می خواهد نام نیک میانجی این صلح را در تاریخ، به خود اختصاص دهد آیا توان هزینه دهی را دارد یا خیر که البته پاسخ منفی است.

نتیجه‌گیری:

با بررسى مواضع اخیر رئیس جمهور سوریه می توان دریافت که شرایط به وجود آمده در منطقه فرصتی  برای دمشق فراهم کرده است که حداقل می ‌تواند پس از چند سال از انزوا و شرایط انفعالی تحمیلی خارج گردد وگام در مسیر تازه‌ای بنهد. احیای نقش و جایگاه گذشته سوریه در لبنان بعید به نظر می ‌رسد، اما شرایط جدید به تقویت نیروهای حامی سوریه در لبنان کمک کرده است. اسرائیل و ایالات متحده در ابقای رژیم سست بنیان بشاراسد در سوریه به دلیل نبود جانشینی مناسب و هراس از آشفتگی بیشتر در منطقه خاورمیانه و در جوار مرزهای اسرائیل هم‌نظر هستند و ضعف رهبری بشار اسد را براى امتیازدهی دمشق در باب موضوعات منطقه‌ای دنبال می‌‌کنند. سخنان بشار اسد در مورد امکان احیای مذاکرات با اسرائیل، اگر چه از سوی برخی مقامات بلند پایه اسرائیل همچون عمیر پرتز، وزیر دفاع، شیمون پرز، معاون نخست‌وزیر و آوى دیچتر، وزیر امنیت داخلی اسرائیل مورد استقبال قرار گرفت و حتی پرتز اندکی پس از جنگ شرایط را برای صلح با سوریه مهیا می ‌دید، اما  با  توجه به تحولات داخلی در اسرائیل و ناکامی دولت اولمرت در جنگ با لبنان و تداوم سردرگمی در نحوه مقابله با فلسطینی‌‌ها و همچنین مواضع منطقه‌ای سوریه که به تفصیل ذکر شد، احیای روند مذاکرات صلح بین سوریه واسرائیل نامحتمل است. سخنگوی اولمرت مذاکرات باسوریه در شرایط فعلی را امکان‌پذیر ندانست و طبق معمول آن را به سلب حمایت دمشق از نیروهای فلسطینی منوط دانست. رهبری سوریه سال‌هاست سعی می‌‌کند در مسیر تازه‌ای گام بردارد. اما اینک تحت شرایط جدید نگاه سوریه به تحولات منطقه‌ای توأم با اعتماد به نفس بی تحلیل‌های کوتاه

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات