
طی ماههای اخیر یک نوع وفاق و توافق در سطح منطقهای و بینالمللی ایجاد شده بود مبنیبر اینکه شرایط لبنان به نفع حزبا... در جریان است. تحلیل غالب در سطح منطقهای و بینالملل و نیز در فضای سیاسی کشور لبنان این بود که حزبا... لبنان و گروههای همسو با آن بیش از هر گروه دیگری از شرایط فقدان ریاست جمهوری لبنان و نبود مجلس و دولت نفع میبرند. چرا که هرگاه ساختارهای رسمی یک کشور با تعطیلی مواجه شود نیروهایی که در این ساختار رسمی قرار ندارند و از طرفی سعی میکنند در اوضاع سیاسی کشور اعمال نفوذ کنند، فعالیتهای خود را برای کسب قدرت افزایش میدهند. بنابراین صاحبان تحلیل فوق معتقد بودند که هرچه اوضاع لبنان به شکلی که گذشت استمرار یابد قدرت حزبا... در سطح داخلی و منطقهای گسترش مییابد.
آمریکا، اسرائیل، عربستان سعودی، مصر، اردن و برخی گروههای داخلی لبنان نظیر طرفداران سینیوره،
سعد حریری، ولید جنبلاط، سمیر جعجع و .... همگی به نوعی طرفدار تحلیل مذکور بودند. بنابراین، این عده جهت تغییر شرایط با یکدیگر همنوا شدند. جهت تغییر این شرایط دو راهکار مدنظر قرار گرفت:
1- بازسازی ساختار سیاسی لبنان و انتخاب میشل سلیمان بهعنوان رئیس جمهور
جهت انجام این راهکار چندین مشکل پیشروی تصمیم گیرندگان وجود داشت.
1/1- براساس قانون اساسی لبنان ونیزعرف سیاسی این کشور، نبیه بری رئیس کنونی مجلس می بایست مجلس را تشکیل دهد. اما نیمه بری این مسأله را به تعویق انداخت و از آنجا که لازمه حل موضوع ریاست جمهوری، تشکیل مجلس است ریاست جمهوری با مشکل مواجه شد.
2/1_ میشل سلیمان می بایست خود را متقاعد سازد که در صورتی می تواند ریاست جمهوری را کسب کند که جریان مقاومت در یک روند مسالمت آمیزی وی را به این سمت قبول داشته باشد. چرا که تا زمانیکه سیدحسن نصرالله ومیشل عون در یک توافق دوستانه این نتیجه نرسند که میشل سلیمان ریاست جمهوری را بر عهده بگیرد، امکان این کار وجود ندارد همانگونه که عکس این مسئله امکان پذیر است یعنی چنانچه سیدحسن نصرالله و میشل عون و نیز همراهان آنها به لزوم ریاست جمهوری میشل سلیمان توافق کنند هرچند که سینیوره هم مخالفت ورزد امکان ریاست جمهوری وی وجود خواهد داشت.
3/1- در صورتیکه حزب الله و جریان مقاومت اراده ی جدی جهت فعال کردن سیستم سیاسی لبنان داشته باشند امکان ریاست جمهوری میشل عون هم فراهم خواهدشد. در غیر اینصورت این مسأله ناممکمن است . به هر شکل جهت عملی شدن این راهکار تلاش های زیادی از جمله ارائه طرح 10-10 از سوی اتحادیه عرب ( این طرح در نظر داشت که با ید 10 وزارتخانه به جریان مقاومت 10 وزارتخانه گروه 41 مارس و 10 وزارتخانه به فرمانده ارتش واگذارشود) ، مذاکره با ایران، طرح موضوع در اتحادیه عرب و تشکیل اجلاس فوری وزرای خارجه اتحادیه عرب در قاهره طی هفته گذشته جهت جلب رضایت حزب الله در مورد بازسازی ساختار سیاسی لبنان دنبال شد.
اما حزب الله در مواجه با این پیشنهادات تنها یک موضع کلی داشت. حزب الله معتقد بود اگر این پیشنهادات مبتنی بر طرفداری از یک جریان خاص در لبنان باشد مردود است اما اگر به دنبال ثبات و آرامش در لبنان باشند استقبال خواهیم کرد. با این حال در کنه این مسأله، حزب الله با واگذاری 10 وزارتخانه به ریاست جمهوری مخالف بود چرا که معتقد بود با این کار جریان مقاومت تضعیف شده و قدرت از آن گرفته می شود و به نفع ریاست جمهوری و فرمانده ارتش جابجا خواهد شد. حزب الله معتقد بود که اتحادیه عرب با ارائه این طرح قدرت را در لبنان جابجا خواهد کرد اما چون ظاهر این طرح یک ظاهر حزبی بود و نشان می داد که قدرت به صورت مساوی بین جریان 14 مارس و جریان 8 مارس تقسیم شده است . حزب الله از مخالفت صریح با آن خودداری نمود. در عین حال حزب الله چنین وانمود کرد که با کلیات طرح موافق است و جریان 14مارس است که مخالفت میکند. البته جریان 14 مارس هم چون مدعی این بود که نماینده اکثریت را در لبنان برعهده دارد مخالف این طرح بود از نظر این جریان تعداد وزارتخانه واگذار شده به آنهابرابر با تعداد وزارتخانه های مخالفین آنهاست و چون میشل سلیمان فرمانده ارتش بهسوی حزب الله گرایش دارد بعید است که وی 10 وزارتخانه خود را به نسبت مساوی بین جریان 8 مارس و 14 مارس تقسیم کند بلکه در راستای منافع جریان 8 مارس و حزب الله حرکت خواهد کرد. و کفه قدرت به نفع حزب الله سنگین خواهد شد از این رو با طرح اتحادیه عرب چندان موافق نبودند ولی وضعیت جریان 14 مارس به گونه ای بود که با صراحت و جدیت در مقابل این طرح موضع گیری کند به ویژه اینکه در کمیته پنج نفره اتحادیه عرب سوری ها هم حضور داشته و در آنجا توانسته بودند با استدلال خود بقیه رامتقاعد کنند که این طرح تنها فرمولی است که می تواند در لبنان راهگشا باشد اما این فرمول تقریبا به بن بست رسید.
2_ دامن زدن به بحران جهت تشدید بحران
براساس تئوری «تصاعد بحران » آمریکا ، رژیم صهیونیستی و همراهان آنها در داخل لبنان و نیز کشورهای عربی همسو با آنها دومین راهکار خود را دامن زدن به بحران جهت تشدید آن اعلام کردند یعنی بر خلاف راه اول که در آن کاهش بحران مطرح بود در این راهکار تئوری «تصاعد بحران » را دنبال کردند . این تئوری به این اساس است که برای حل یک بحران باید آن را تا اوج خود افزایش داد تا چشم انداز جنگ روشن شود در این شرایط طرفهای ذینفع بایکدیگر مذاکره نموده وبحران حل خواهد شد. در استناد به این مسأله از بحران موشکی کوبا یاد کرد که کارشناسان معتقدند این موضوع از طریق تصاعد بحران حل شده است .
به همین شکل آمریکائیها و طرفداران 14 مارس معتقد بودند چنانچه بحران لبنان را افزایش دهند حزب الله موقعیت خود را در خطر دیده و در مقابل بازسازی ساختار سیاسی لبنان تمکین خواهد کرد. بدین منظور دیویدولش معاون وزیر خارجه آمریکا به لبنان سفر کرد و اعلام نمود که لبنان تابستان داغی را پیش روی خواهد داشت و عملاً آغاز این بحران را کلید زد. به دنبال این مسأله سعودالفیصل نیز طی مصاحبه ای اعلام کرد که لبنان به سمت جنگ در حرکت است و حزب الله و ایران مسئول این بحران خواهند بود. ولید جنبلاط نیز که به شدت فردی منفعت طلب و فاقد یک موضع ثابت است وارد ماجرا شد و اتهامات زیادی را به حزب الله و ایران زد. جنبلاط طی اتهامات خود حزب الله را نیرویی غیر لبنانی و نماینده ایران و حتی شاخه ای از سپاه پاسداران ایران معرفی کرد و به شدت علیه شخصیت سیدحسن نصرالله تبلیغ نمود. سه روز پس از اظهارات جنبلاط، سمیر جعجع رهبر خالانژهای جدید لبنان (قواه اللبنانیه) بیانیهای را از طرف نیروهای 14 مارس قرائت کرد. نقش اینکه سمیر جعجع به این اقدام دست زد حاکی از این است که جایگاه نیروهای میانه روی همانند حریری و نصرالله صفیر در گروه 14 مارس تضعیف شده و تندروترن نیروها به صحنه آمده اند. در واقع جنبلاط نماد این تندروها بوده واز نظر اقدام عملیاتی هم سمیرجعجع مظهر این اقدامات بود. وی فردی بود که در چندین عملیات تروریستی و
جنگها به نفع رژیم صهیونیستی مشارکت داشته و مهره مشخص اسرائیل در لبنان است که مدتی بازداشت بوده و حکم اعدام وی را در دادگاه لبنان اعلام شده بود اما با وقوع شرایط جدید وی آزاد شدو به دلایلی هم در یک مقطع جریان مقاومت موافق آزاد شدن وی بود اعلام این بیانیه از سوی سمیر جعجع به این معنا بود که مساله را خیلی جدی اعلام کنند.
به دنبال این مساله فؤاد سینیوره جلسه ای را تشکیل داد و در این جلسه موضوع را به تصویب رسانید:
1_ فرمانده امنیتی فرودگاه بیروت ( سرتیپ شوخیر) که از هواداران حزب الله لبنان است را معزول کرد.
2_ اعلام کرد که مخابرات حزب الله که در فرودگاه بیروت مستقر است ، در سیستم عمومی مخابراتی اخلال ایجاد کرده و مکالمات شهروندان لبنانی را شنود میکند. و نیز کلیه افرادی که در فرودگاه لبنان رفت وآمد می کنند توسط دوربین های حزب الله شناسایی شده و بعد امکان اجرای طرح عملیاتی علیه آنها را فراهم می شود. سینوره با ادعای این مطالب مصوب کرد که باید مخابرات حزب الله از فرودگاه بر چیده شود.
کنار کند و سینیوره تنها می توانست از فرمانده ارتش درخواست عزل فرمانده امنیتی فرودگاه را داشته باشد نه اینکه خود مستقیماً وارد عمل شود.
این در حالی است که به دو دلیل اقدام سینیوره غیر قانونی است :اولاً فرمانده امنیتی را باید فرمانده ارتش بر
ثانیاً در شرایطی که رئیس جمهوری در لبنان وجود نداشت که مصوبات کابینه سینیوره را امضاء کند و حتی مجلسی برقرار نبود که در شرایط فقدان رئیس جمهوری با 3/2 آراء مصوبات دولت را تأیید کند، ابلاغ مصوبه امضا نشده خود خلاف قانون بود. علاوه براین حزبا... معتقد است که در دولتی که شیعیان و میشل عون حتی یک کرسی هم ندارند، نمی تواند قانونی باشد ، هر چند این استدلال مبنایی در قانون اساسی لبنان ندارد اما
در عرف سیاسی لبنان ریشه دارد.
نکته مهم اینکه سینیوره خود می دانست که مصوبات دولتش اجرایی نخواهد شد لکن وی در ادامه سناریوی دیوید ولش مبنی بر آشوب سازی لبنان قرار داشت و از آنجایی که سینیوره می دانست با اعلام این مصوبات حزبالله مخالفت شدید خود را ابراز خواهد کرد، آن را اعلام کرد. در واقع مسئله مخابرات برای حزب الله موضوعی حیاتی است چرا که از لحاظ فنی سیستم مخابراتی حزب الله مسلط بر سیستم های مخابراتی اسرائیل ، اردن، سوریه و حتی دولت لبنان است و حزب الله قادر است با استفاده از این سیستم در سراسر لبنان با نیروهای خود ارتباط برقرار کند. سیدحسن نصرالله طی مصاحبه ای اعلام کرد که یکی از اصلی ترین عوامل قدرت و برتری آنها در جنگ 33 روزه در مقابل اسرائیل سیستم مخابراتی آنها بوده است . این سیستم به گونه ای بود که اسرائیل در طول جنگ نتوانست در هیچ نقطه ای مکالمات حزب الله را شنود کند و یا در سیستم آنها رخنه کند و این سیستم تا روز آخر جنگ فعال بود. به همین جهت سید حسن نصرالله در مقابل مصوبات سینیوره به شدت موضع گرفت و اعلام کرد که هر دستی که به سمت مخابرات حزب الله دراز شود آن را قطع خواهد کرد. رهبر حزب الله قبلاً این مساله را به ولید جنبلاط هم تذکر داده بود.
به هر حال جریان 14 مارس و آمریکائیها خواستار چنین واکنشی بودند و این واکنش جزو سناریوی آنها محسوب می شد. در مرحله اول سید حسن نصرالله هشدار داد. که فرمانده امنیتی فرودگاه نباید عزل و مخابرات حزب الله هم مورد تعرض قرار گیرد و به دنبال این هشدار شیعیان به اساس سنت موجود وارد خیابان ها شده و به نفع سیدحسن به تظاهرات پرداختند. در این حال طرفداران سینیوره هم که از قبل آماده حمله به حامیان حزب الله بودند وارد عمل شده و با شروع درگیری اوضاع را بحرانی نمودند.
تصور گروه 14 مارس و همراهان آن این بودکه با بحرانی شدن اوضاع بالاخره حزب الله عکس العمل تعیین کننده ای را نشان خواهد دادشاید هم سعد حریری و سینیوره تصور می کردند که با این کار از وضعیت بلاتکلیفی خارج خواهد شد. چرا که سینیوره خود را در چنین وضعیتی تصور میکند و به همین خاطر چندین بار تاکنون استعفا داده و حریری هم چندین مرتبه ازحزب المستقبل اعلام کنارهگیری کرده بود.
به دنبال این بحران نیروهای حزبا... وارد صحنه شده و در عرض چند ساعت نیروهای 14 مارس را شکست دادند. در این اقدام دفتر نخست وزیر پلمپ شده و اطراف کاخ ریاست جمهوری هم محاصره شد. شبکههای تلویزیونی لبنان به همراه شبکه تلویزیونی سعد حریری (المستقبل) و روزنامه وی و نیز رادیو صوت الشرق به تصرف حزبا... درآمد و مقر حریری و ولید جنبلاط به محاصره درآمد و تقریباً تمامی بیروت غربی و کاخهای 14 مارس تحت محاصره حزبا... قرار گرفت.
در طول این اقدامات حزبا... یک تدبیر مهم و اساسی را به کاربرد و آن اینکه تمامی این اماکن و افراد محاصره شده را به ارتش تحویل میداد و ارتش هم بر مبنای توافق با حزبا.. آنها را چند ساعت بازداشت کرده و سپس آزاد میکرد.
این اقدام حزبا... چند پیام داشت:
1- عدم اقدام حزبا... به معنای ضعف آن نیست بلکه میتواند طی چندین ساعت بساط نیروهای مخالف را جمع کند.
2- تحویل دادن محاصره کنندگان به ارتش به این معنا است که حزبا... به مردم لبنان ثابت کرد به دنبال کسب قدرت نیست و اگر 14 مارس با حزب ا... برخوردی نداشته باشد، حزبا... هم کاری به آنها ندارد. سید حسن نصرا... رسماً اعلام کرد که اگر تمامی سران عرب جمع شوند و از وی درخواست تشکیل دولت را داشته باشند، حزبا... این اقدام را نخواهد کرد.
3- پیام فرعی این اقدام هم این بود که همراهی ارتش با حزب ا... در گرفتن بازداشت شدهها و آزادی آنها به معنای طرفداری ارتش از حزبا.. است. یعنی علاوه بر اینکه فرماندهی ارتش با حزبا... است بدنه ارتش هم تا حد زیادی با حزبا... همراه است.
به دنبال این مساله عربستان در دو چهره وارد عمل شد. در یک چهره عربستان از طریق شبکه العربیه به تبلیغ علیه ایران و متهم نمودن ایران به کودتا در لبنان پرداخت و در چهره دیگر از طریق سیاسی وارد عمل شد به این شکل که ملک عبدا... خواهان گفتگو با ایران جهت حل مشکل لبنان شده. در مقابل این موضع ایران هم با صراحت اعلام کرد که موضوع لبنان مسئلهای داخلی است و هیچ کس نباید دخالت کند.
اما سینیوره در واکنش به پیروزی حزبا... اعلام کرد که به هیچ وجه مخالف سلاح و اقتدار حزبا... نیست بلکه کاملاً از همان ابتدا موافق و خواستار حزبا... است این در حالی است که این افراد از اول به دنبال خلع سلاح حزبا... بودند اما موفق نشده بودند.
از سوی دیگر سینیوره تصمیم گیری در مورد مصوبات جنجالی را به میشل سلیمان فرمانده ارتش واگذار کرد. میشل سلیمان نیز ظرف 2 ساعت سرتیپ شوخیر را به جایگاه فرمانده امنیتی فرودگاه لبنان بازگرداند و اعلام کرد مصوبه جمع کردن مخابرات حزبا... از فرودگاه ملغی است و ارتش حفاظت از این مخابرات را بر عهده خواهد گرفت.
با این وجود پذیرش پیروزی حزبا... توسط جریان 14 مارس بسیار دشوار بود و این جریان، جهت اینکه این موضوع در افکار عمومی مردم لبنان جای نگیرد، درگیریهایی را در مناطق تحت سلطه خود همانند طرابلس طراحی کرد. طرابلس دارای 70 درصد جمعیت سنی و 30 درصد شیعه است، بخشی از جمعیت آن طرفدار حزبا... و بخشی هم طرفدار گروه 14 مارس است، گروه 14 مارس دست به انفجاراتی در این شهر زد تا درگیری را گسترش دهد از طرف دیگر در منطقه جبل که محل استقرار دروزیهای لبنان و ولید جنبلاط است. نیز درگیری صورت گرفت . البته این درگیریها بیشتر از طرف وعان وهاب طرفدار حزب ا.... بود که با نیروهای ولید جنبلاط درگیر شدند و حدود 100 نفر از طرفداران جنبلاط دستگیر شدند. اما این درگیریها به این معنا نیست که لبنان آبستن حوادث جدی است.
چشم انداز آتی لبنان
به نظر میرسد که از مجموع این مباحث باید گفت جریان عربی و آمریکایی منطقه به سمت تشکیل دولت و در مقابل واگذاری امتیاز به حزبا... پیش خواهند رفت . در واقع سه وضعیت برای لبنان میتوان متصور شد:
1- تشکیل دولت هوادار آمریکا، 2- تشکیل یک دولت مستقل، 3- عدم تشکیل دولت
از میان این وضعیتها ، بدترین گزینه برای آمریکا و اسراییل، عدم وجود دولت است حتی باید توجه داشت که اگر دولتی طرفدار حزبا... در لبنان وجود داشته باشد برای آمریکاییها بهتر از نبود دولت است چرا که دولت هوادار حزبا.... حداقل باید در مقابل جریانات پاسخگو بوده و بالاخره در برخی از جاها از حزبا... بازخواست خواهد کرد اماوقتی دولتی نباشد هیچ قدرتی در مقابل حزبا... نخواهد بود درواقع سازمان ملل و شورای امنیت هم نمیتوانند از حزبا... در مقابل اقدامات آن بازخواست کنند. چه اینکه چندی پیش حزبا... محمولهای از سلاح را به جنوب لبنان فرستاد اما نیروهای حافظ صلح نتوانستند مانع از آن شوند.
بنابراین برای آمریکا تشکیل دولت و مجلس هر چند طرفدار حزبا... گزینه بهتری است، البته این مساله به این معنا نیست که آمریکاییها و اسراییل به سرعت با حزب ا... جهت تشکیل دولت وارد مذاکره شوند. بلکه آنها حداکثر فشار را وارد میکنند تا یک دولت طرفدار و یا حداقل عدم مرتبط با ایران را شکل دهند.در نهایت باید گفت که آمریکا و همراهان وی در لبنان به شدت به دنبال شکلگیری دولت و مجلس هستند.شتر است.