محمدعلی مهتدی
چهار سال پیش، پس از فتح بغداد، جورج بوش، رئیسجمهوری آمریکا، پیروزمندانه و مغرور پشت تریبون قرار گرفت و اعلام کرد که: «ماموریت انجام شد.»! اینک پس از چهار سال که قاعدتا و براساس وعدههای آمریکا، عراق میبایست به عنوان الگوی دموکراسی در منطقه معرفی میشد، ملت بخت برگشته عراق، نه فقط از پیش پا افتادهترین امکانات مثل نان و آب و برق محروم است بلکه امنیت معمولی را نیز ندارند و بیم آن میرود که به جای دموکراسی، فتنه مذهبی و جنگ فرقهای از عراق به دیگر کشورهای منطقه صادر شود.
اینک جورج بوش از کلمه پیروزی استفاده نمیکند و با قیافهای عبوس و در هم، پشت همان تریبون قرار میگیرد و ابراز امیدواری میکند که: «هنوز امکان موفقیت وجود دارد.» موفقیت کلمهای است که از امکان آن، به جای پیروزی حتمی، سخن میرود. در این شرایط فشار داخلی نیز روی دولت جورج بوش به شدت بالا گرفته و کنگره آمریکا با اکثریت دموکرات نه فقط از تصویب بودجه جنگ در عراق خودداری میکند بلکه فشار میآورد تا دولت ظرف یک سال آینده ارتش آمریکا را از عراق خارج کند.
واضح است که دولت جورج بوش اجرای «طرح خروج آبرومندانه» از باتلاق عراق را آغاز کرده و تحولات یکی دو ماه اخیر در منطقه از ائتلاف کشورهای به اصطلاح میانهرو گرفته تا وعده استقرار صلح در منطقه و حل قضیه فلسطین نیز در همین چارچوب قرار دارد. بدیهی است که آمریکا در این شرایط به کمک دیگر کشورها نیاز دارد، حال آن که حاضر به آشکار ساختن اصل موضوع نیست. دلایل و شواهد بسیاری وجود دارد مبنی بر اینکه آمریکائیها در ایجاد ناامنی در عراق دست دارند و از هر موقعیتی برای تضعیف دولت منتخب جوادالمالکی استفاده میکنند و در عین حال پس از هر طرح امنیتی در پیآنند تا گناه شکست طرح را به گردن دولت مالکی بیندازند و این دولت را متهم به ناکارآمدی کنند.
همین امر یکی از دلایل مهم شکست همایشها و کنفرانسهایی است که تاکنون پیرامون مسئله عراق تشکیل شده است. این بار آمریکائیها در نظر دارند کنفرانس بسیار گستردهای را در شرمالشیخ مصر برگزار کنند که در آن نه فقط همسایگان عراق بلکه تعداد بسیار زیادی از کشورهای جهان، از اعضای دائمی شورای امنیت گرفته تا کشورهای صنعتی عضو جی ـ8 و دیگران شرکت خواهند کرد.
صرف نظر از سوالهایی که پیرامون علت یا علل انتخاب شرمالشیخ به عنوان مکان برگزاری کنفرانس مطرح است، هنوز کسی نمیداند که آمریکاییها چه هدفهایی را از این کنفرانس دنبال میکنند و آیا شرکت حدود 70 کشور در این کنفرانس به معنی بینالمللی کردن بحران عراق است؟ و در این شرایط بحرانی که عراق گرفتار تروریسم و ناامنی شده آیا بحث همکاری بینالمللی برای بازسازی عراق جایی دارد؟
مشکل دیگر دولت جورج بوش این است که عادت کرده با دیگران از موضع قدرت صحبت کند و با غرور و تکبر همگان را موظف به اجرای خواستههای دیکته شده بداند بدون آنکه دیگران حق داشته باشند در چارچوب منافع خود چیزی را درخواست کنند. با این حساب تنها توصیفی که میتوان برای این همایش بر زبان آورد همان تقسیم شکست بین دیگران است بدون آنکه به شکست اعتراف شود و بدیهی است که این روش راه به جایی نمیبرد و مثال افغانستان نمونه روشنی بر عقیم ماندن چنین طرحها و چنین روشهایی است. هیچ راهی وجود ندارد جز آنکه آمریکائیان با اندکی تواضع بپذیرند که دیگر ملتها نیز حق حیات دارند از امنیت برخوردار باشند و از استقلال و حاکمیت و حقوق خود دفاع کنند و تنها در این شرایط است که گفتگوها به نتیجه میرسد و راه برای همکاری باز میشود.