سیدروحالله انوری تفتی
اشاره:
تاییدصلاحیت داوطلبان انتخابات هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از سوی شورای نگهبان، سردرگمی افراطیون در انتخابات را به دنبال داشت به نحوی که استراتژی «ثبت نام حداکثری» را عملا با شکست مواجه کرده است. رویکرد مواضع این طیف سیاسی، در هفتههای اخیر شاهد یک سرگردانی چند لایه بود که از تحریم گرفته تا شرکت در انتخابات برای کسب حداقل یک کرسی را در خود جای داده است.
"> سیدروحالله انوری تفتی
اشاره:
تاییدصلاحیت داوطلبان انتخابات هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از سوی شورای نگهبان، سردرگمی افراطیون در انتخابات را به دنبال داشت به نحوی که استراتژی «ثبت نام حداکثری» را عملا با شکست مواجه کرده است. رویکرد مواضع این طیف سیاسی، در هفتههای اخیر شاهد یک سرگردانی چند لایه بود که از تحریم گرفته تا شرکت در انتخابات برای کسب حداقل یک کرسی را در خود جای داده است.
استراتژی در ظاهر موفق
ماجرا از آنجا شروع شد که پس از ماهها برنامهریزی در لایههای پنهانی افراطیون، تصمیم بر آن شد تا تمام قوا برای «ثبتنام فلهای» در انتخابات فراخون شوند. این استراتژی موجب میشد آمار ردصلاحیتها بالا رفته و با اعتراضات گسترده به «ردصلاحیت فلهای» داوطلبان و مخدوش نشان دادن فضای انتخابات، راه برای ورود کاندیداهای معتدلتر به «خانه ملت» هموار شود.
بهزاد نبوی به عنوان یکی از استراتژیستهای جریان تندرو، برنامه جریان خویش را چنین تبیین کرد: «خط مشیای که ستاد ائتلاف در این انتخابات پیش گرفته است و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هم آن را تایید میکند این است که در مرحله ثبتنام تلاش شود ثبت نام حداکثری انجام شود. این یک استراتژی برای خودمان است که دست مان خالی نباشد. تعداد زیادی ثبتنام کنند که هر تعدادی را هم ردصلاحیت کنند امکان حضور وجود داشته باشد.»
این اظهارات پس از آن بیان شد که هیاتهای اجرایی انتخابات، کار رسیدگی به صلاحیت داوطلبان انتخابات را به پایان رسانیده بودند و بدلیل حجم گسترده نواقص پروندهها و نیز سختتر شدن شرایط نمایندگی در قانون انتخابات، صلاحیت حدود 30 درصد از ثبت نام کنندگان تایید نشده بود. چریک پیر در حالی استراتژی خویش را لو میداد که گمان میکرد به اولین هدف، دست یافته است. (مصاحبه بهزاد نبوی با روزنامه اعتماد)
افرادمان را بسیج کردیم
مصطفی تاجزاده نیز در خصوص استراتژی جریان خویش در انتخابات گفت: «اگر 909 نفر را بسیج نمیکردیم تا ثبت نام کنند، آیا این گونه میشد که موضوع ردصلاحیتها موضوع روز کشور شود و حتی آیتآلله مکارم شیرازی نیز نسبت به آن انتقاد کند؟ ما این کار را کردیم تا بتوانیم این مساله را با تبلیغات وسیع به خبر یک رسانهها تبدیل کنیم.» (سخنرانی در دفتر جنبش مسلمانان مبارز، تشکل سیاسی با دبیرکلی حبیبالله پیمان)
محمد توسلی رئیس دفتر سیاسی نهضت آزادی نیز در گفتوگو با روز آنلاین در خصوص راهبرد نهضت آزادی برای ثبتنام چهرههای این تشکل غیرقانونی در انتخابات با علم به ردصلاحیت شدن گفت: «اگر ما در انتخابات حضور نداشته باشیم چگونه میتوانیم به این وظیفه عمل کنیم. اگر اصلاحطلبان در انتخابات ثبت نام نکرده بودند و توسط هیاتهای اجرایی و نظارت شورای نگهبان ردصلاحیت نشده بودند چگونه عملکرد مجریان انتخابات و شورای نگهبان قابل ارزیابی بود؟ مسئولان وزارت کشور و سخنگوی شورای نگهبان میگفتند کسانی که میدانند ردصلاحیت میشوند، برای ثبتنام نیایند، آیا ما باید به حرف آنها گوش میدادیم؟»
سابقه عملکرد تندروها
از سوی دیگر آمار منتشر شده از میزان ردصلاحیت داوطلبان ورود به مجالس در ادوار مختلف نشان میدهد هیاتهای اجرایی انتخابات چهارم و پنجم مجلس شورای اسلامی در دولت سازندگی، با میانگین 8/36 درصد، بیشترین میزان ردصلاحیتها را به خود اختصاص دادهاند. همچنین در انتخابات مجلس چهارم که آمار ردصلاحیتهای هیاتهای اجرایی 9/33 درصد بود، عبدالله نوری از چهرههای تندروی نزدیک به مجمع روحانیون و حزب مشارکت، سکانداری وزارت کشور را برعهده داشت. این در حالی است که جریان یادشده پس از اعلام نتایج بررسی صلاحیتها از سوی هیاتهای اجرایی در دولت نهم که با عدم تایید 31 درصد داوطلبان همراه بود شروع به جوسازی نمودند.
مرحله بعد از شورای نگهبان
اما همزمان با آغاز بررسی صلاحیتها در شورای نگهبان، اولین تاکتیک افراطیون در انتخابات با شکست مواجه شد، حالتی مشابه انتخابات ریاست جمهوری نهم که در آن پروژه «معین» با درایت رهبری و تایید صلاحیت وی از سوی شورای نگهبان به شکست انجامید.
تایید صلاحیت بسیاری از نامزدهای نزدیک به جریان موسوم به اصلاحطلبی که تا آخرین روزهای بررسی در شورای نگهبان ادامه دارد موجب سردرگمی این جریان برای ادامه حضور در عرصه انتخابات مجلس شد. برخی ائتلافها انتخابات را تحریم و برخی حضور در آن را تنها در حوزههایی که امکان رقابت هست، عملی دانستند.
عبدالله ناصری سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاحطلبان در ابتدا اعلام کرد «در خوشبینانهترین حالت برای 10 درصد کرسیهای مجلس میتوانیم مشارکت و رقابت کنیم.»
اما با انتشار آمار تایید صلاحیتها در شورای نگهبان ائتلاف اصلاحطلبان در بیانیهای اعلام کرد که: «در عین اعتراض به حذف نیروهای خود از صحنه و با نگرانی از روند اجرایی سایر مراحل انتخابات میکوشد تا در حوزههای اندکی که امکان رقابت فراهم آمده است در صحنه حضور داشته باشد.» (بهارستان هشتم)
نارضایتی افراطیون از رایزنیهای کروبی
در این میان حجتالاسلام مهدی کروبی تصمیم دیگری گرفته بود. دبیرکل حزب اعتمادملی که اولین گام خود را در انتخابات با انتقاد از افراطیون و فاصله گرفتن از آنان آغاز کرده بود به میدان مذاکره با شورای نگهبان گام نهاد. او که گزینه فعالیت در چارچوب نظام را برای حزب خود انتخاب کرده بود موفق شد تا نظر مثبت شورای نگهبان را نسبت به تعداد زیادی از کاندیداهای حزب متبوعش جلب کند. رایزنیهای کروبی موجب شد تا افراطیون او را متهم به توافق پشت پرده برای حذف تندروها نموده و رایزنیهای وی را «گدایی سیاسی» از شورای نگهبان نام نهند. این امر موجب گلایه سخنگوی حزب اعتماد ملی از بیانصافی برخی اصلاحطلبان نسبت به دبیر کل این حزب شد.
هماهنگی با رسانههای بیگانه
اعلام چند مرحله ای فهرست تأیید صلاحیت شدگان از سوی شورای نگهبان، رفتهرفته شعار افراطیون مبنی بر غیررقابتی بودن انتخابات را بیمعنی میکرد چنان که رسانههای بیگانه نیز همزمان با افراطیون در مواجه با انتخابات دچار سردرگمی شدند. علت سرگردانی این رسانهها، ناتوانی برای نحوه مواجهه مثبت یا منفی درباره تشویق یا عدم تشویق مخاطبان به مشارکت فعال در انتخابات است.
بعد از آنکه مهلت بررسی صلاحیتها از سوی شورای نگهبان به اتمام رسید، و طیف افراطی دوم خردادیها نیز با تائید صلاحیت برخی داوطلبان خود بین «تحریم» یا «عدم تحریم» مجبور شد راهکار «مشارکت محدود» و حرکت با دنده میانه را برگزیند، بین این رویکرد و رویکرد تبلیغی رسانههای بیگانه نیز نوعی اشتراک در تبیین وضعیت انتخابات شکل گرفت به گونه ای که فصل مشترک رسانههای بیگانه و بیانیه ستاد ائتلاف اصلاحطلبان «مشارکت در حوزههایی که امکان رقابت وجود دارد» است.
از همان روزهای اولیه شروع فضاسازی درباره انتخابات، رسانههای بیگانه انتخاب مطلق یکی از دو گزینه «تحریم» و یا «مشارکت صرف» را برخلاف سیاست تبلیغی خود یافتند و تلاش کردند با حرکت در میان این دو گزینه، ضمن نگه داشتن سیاست دیرینه خود یعنی مشروعیتزدایی از نظام اسلامی، نیم نگاهی به انتخاب شدن برخی نامزدهای اصلاحطلب که تا اندازهای تامینکننده اهداف غرب در ایران است، بیاندازند.