رفتارهای ساختارشکنانه
1- حاکمیت دوگانه: نخستین اقدام افراطیون دوم خردادی ـ که اینک خود را اصلاحطلب مینامند ـ طرح «حاکمیت دوگانه» بود تا به اصطلاح مشروعیتی را که به نظام بخشیده بودند، بازپس گیرند.
عباس عبدی به عنوان طراح این پروژه در یک مصاحبه مطبوعاتی در تاریخ 17/2/80 اعلام داشت: «دعوای امروز ما دعوای بین حکومت انتصابی و انتخابی است.»
سعید حجاریان عاقبت چنین حاکمیتی را کودتا یا انقلاب پیشبینی کرد (1) و اما هاشم آغاجری سرانجامی جز حاکمیت یگانه استبدادی را تصور نمیکرد.(2)
2- خروج از حاکمیت: در ادامه نزاعی که اصلاحطلبان بین دو حاکمیت متصور شده بودند به فکر افزایش قدرت بخش انتخابی (رئیسجمهور) افتادند و آن را در قالب لایحه دوقلو به مجلس بردند که با ناکامی مواجه شد. تهدید افراطیون در اعتراض به رد لوایح دوقلو «طرح خروج از حاکمیت» بود که عبدی در خصوص فلسفه آن میگوید: «مشروعیت نظام اسلامی ناشی از حضور اصلاحطلبان است و با خروج آنان از حاکمیت، مشروعیت نظام از میان رفته و نظام عملا دچار فروپاشی درونی میشود.»
استعفای دستهجمعی فراکسیون حزب مشارکت از مجلس، خروج همه دوم خردادیها از حاکمیت، استعفای دولت و حتی استعفای عملی برخی از نمایندگان مجلس که توسط رسولی مهرپرور نماینده درگز کلید خورد، از جمله اقدامات این پروژه بود.
۳- رفراندوم: برخی از اصلاحطلبان افراطی در میانه راه طرح استعفای دسته جمعی به مشکلات آن پی برده و پیشنهاد رفراندوم لوایح دوقلو را مطرح ساختند. چنانچه میردامادی رئیس کمیسیون امنیت ملی اعلام داشت: «اگر بتوانیم لوایح را به رفراندوم بگذاریم راهحل مطلوب و قانونی است اما اگر در مقابل آن هم مقاومت شود راهکار بعدی استعفا است.»(3)
پیش از آن رادیو آمریکا نیز گفته بود اکنون برای اصلاحطلبان راهی جز رفراندوم و خروج از حاکمیت باقی نمانده است.
در حالی که تعداد متقاضیان رفراندوم روبه افزایش بود برخی از افراطیون سعی داشتند موارد آن را از لوایح دوقلو به نظارت استصوابی، تشکیل هیات منصفه مطبوعات، قانون اداره صداوسیما، جرم سیاسی و... گسترش دهند.
4- تهدید و تضعیف جایگاه ولایت فقیه: از دیگر پروژههای افراطیون که از مدتها قبل و به طرق گوناگون دنبال میگردید محدودسازی اختیارات ولی فقیه در قانون اساسی بود لکن در سال 82 به عنوان آخرین فرصتها در کنگره پنجم حزب مشارکت سخن تفسیر دمکراتیک از قانون اساسی به میان آوردند که اختیارات ولی فقیه را سقف آن نه، کف آن میداند. حتی دبیرکل وقت حزب اعلام داشت: «اگر روزی مردم حتی اسلام و حکومت دینی را نخواستند چگونه از ولی فقیه عادل و حافظ اسلام باید اطاعت کنند.
5- گستاخی به ساحت رهبری: افراطیون با این طرح که باید رهبری انقلاب را به پذیرش شرایط خود وادار سازند اقدام به نامه نگاری گستاخانه نمودند. نامه اول که به علت لحن شدید آن به امضای بیش از 50 نفر از نمایندگان نرسید. لذا نامه دومی تهیه شد که در اختیار روزنامه واشنگتن پست قرار گرفت ولی در داخل پخش نشد. اما نامه سوم که موضوع جام زهر را مطرح میساخت به امضای 127 نفر از نمایندگان رسید.
این نامه سبب بروز اختلافاتی میان لایههای مختلف اصلاحطلبان گردید و اعتراض بخشهای معتدل تر را به دنبال داشت.
6- تحصن: و بالاخره در مورخ 21/10/82 تعدادی از نمایندگان رد صلاحیت شده مجلس ششم اقدام به تحصن 20 روزهای نمودند که هدف اولیه آن ایجاد جنجال سیاسی و جلب توجه افکار عمومی داخل و خارج به خود بود. از همین رو به نوشته خبرگزاری مهر تعداد خبرنگاران حاضر در محل تحصن بعضا به چندین برابر متحصنین میرسید. در این تحصن نه چندان جدی که در بعضی شبها تعداد تحصن کنندگان به کمتر از ده نفر میرسید تنها چند بیانیه صادر شد که وقتی در یازدهم بهمن ماه این اقدام خاتمه یافت هیچ نتیجه دیگری جز استعفای چند تن از نمایندگان نداشت.
در بیانیه شماره13 متحصنین، تهدید شده بود در صورت عدم عقبنشینی شورای نگهبان، تعدادی از نمایندگان مجلس از سمت خود استعفا خواهند داد.
در این ارتباط اسامی 125 نفر ذکر شده که در میان آنها اغلب چهرههای افراطی اصلاحطلبان دیده میشود.
مهمترین چهرههای این لیست عبارتند از: محسن آرمین، محمدرضا خاتمی، بهزاد نبوی، جمیله کدیور، سهیلا جلودارزاده، احمد شیرزاد، علی شکوریراد، محسن میردامادی، رجبعلی مزروعی، ناصر قوامی، حسین لقمانیان، جواد اطاعت، احمد پورنجاتی، شهربانو امانی، فاطمه راکعی، محسن صفاییفراهانی، شمسالدین وهابی، عبدالرحمن تاجالدین، اکبر اعلمی، ابوالفضل شکوری، جعفر کامبوزیا، الهه کولایی و... سرانجام در تاریخ 2/11/82 تعداد 126 تن از نمایندگان مجلس به موجب بیانیه شماره18 متحصنین استعفای نمایشی خود را در حالی که کمتر از 20 روز به برگزاری انتخابات مانده بود، به رئیس مجلس تقدیم داشتند.
حامیان تحصن
تحصن و استعفای نمایندگان نه تنها با حمایت مردمی مواجه نگردید بلکه ملت شریف ایران که معمولا در بیانیههای متحصنین با این عنوان مورد خطاب قرار میگرفتند از ردصلاحیت نمایندگانی که در طول خدمت خود کمتر به یاد آنها بودند، استقبال نموده و در انتخابات اول اسفند82 نیز با عدم اقبال خود به اصلاحطلبان تایید صلاحیت شده، پیام خود را آشکار ساختند.
البته این اقدامات حامیانی نیز داشت که اغلب آنها در آن سوی مرزها، حمایت خود را اعلام داشته و البته هنوز نیز به حمایت خود ادامه میدهند.
در پایان به برخی از گروههای حمایتکننده از حرکت اصلاحطلبان افراطی در تحصن خود اشاره میگردد:
1- پارلمان اروپا با صدور قطعنامه
2- گروهک کمونیستی جوانان مبارز آلمان
3- گروهک سوسیالیستهای ایران
4- نمایندهای از حزب دمکرات آزاد در پارلمان آلمان
5- کانون دفاع از دمکراسی ایران در هلند
6- سازمان مشروطه خواهان ایران (خط مقدم)
7- شورای هماهنگی اتحاد جمهوریخواهان ایران
8- سازمان فدائیان خلق که با صدور بیانیهای همراهی خود را با حزب مشارکت در تحریم انتخابات مجلس هفتم اعلام داشته بود.
افراطیون با ناکامی در حلقههای پیشین خود، این سناریو را در پردههای آخر با ادامه فشار به دولت جهت تعویق انتخابات تا سرحد تعطیلی آن پیش بردند و نهایتا به تحریم انتخابات مجلس هفتم پرداختند.