صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۷  ، 
کد خبر : ۳۲۰۲۲

دیه؛ معیار ارزشگذاری انسان؟!


مهدی امینیان

معیار ارزیابی انسان در اسلام، دیه نیست تا تمایز زن و مرد به آن خلاصه شود و نیز معیار دیه در اسلام، ارزش معنوی انسان مقتول نیست؛ بلکه دیه صرفاً بدلی مادی برابر بدن مادی است. در واقع دیه، معادل جسمی انسان است و در آن مهم ترین شخصیتهای اسلامی با ساده ترین افراد یکسان اند و معیار ارزش همان تقواست که در قرآن بدان تصریح شده است.(1)

اسلام بسیاری از افراد اعم از عالم و جاهل، مجاهد و غیر مجاهد و... را متفاوت می بیند و تساوی آنها را نفی می کند، ولی علیرغم تصریح به عدم تساوی ارزشهای الهی افراد یاد شده و با اصرار بر تفاوت معنوی آنان، به تساوی آنان در قصاص و دیه تصریح دارد و درباره تساوی همگان چنین می فرماید: «وکتبنا علیهم فیها أن النفس بالنفس والعین بالعین والأنف بالأنف والاذن بالاذن والسن بالسن والجروح قصاص فمن تصدق به فهو کفاره له»(2)؛ یعنی (هر انسانی اعم از زن و مرد، در قبال زن یا مرد دیگر قصاص می شود؛ چنان که قصاص اجزا و اطراف و قصاص جراحتها نیز مساوی است).

لیکن همین عموم یا اطلاق در این آیه تقیید و تخصیص می پذیرد: «یا أیها الذین امنوا کتب علیکم القصاص فی القتلی الحر بالحر والعبد بالعبد والانثی بالانثی»(3)؛ (ای کسانی که ایمان آورده اید! درباره کشتگان بر شما قصاص مقرر شده که انسان آزاد عوض آزاد و بنده در قبال بنده و زن عوض زن است). یعنی زن در قبال زن قصاص می شود؛ نه در برابر مرد و حکم دیه در اسلام با لحاظ تفاوت زن و مرد تعیین می گردد؛ گرچه از جهت ارزشهای معنوی شاید زنی بیش از مرد نزد خدا مقرب باشد؛ بنابراین تساوی دیه عالم و جاهل، نه از ارج و منزلت عال م می کاهد و نه بر مقام جاهل می افزاید و نیز تفاوت دیه مرد و زن، نه بر منزلت مرد می افزاید و نه از مقام زن می کاهد؛ زیرا برخی از تفاوتهای مادی و مالی هیچ گونه ارتباطی به مقامهای معنوی ندارد.

هیچ گونه تلازم عقلی یا نقلی میان دیه و کمال معنوی وجود ندارد تا هر اندازه دیه بیشتر شود، قداست روح مقتول و تقرب وی نزد خدا افزون تر باشد؛ چون حکم کلامی قتل، ناظر به ارزش معنوی انسان مقتول است؛ ازاین رو قتل عمدی مرد یا زن مومن از جهت بحثهای کلامی یکسان است؛ یعنی اگر قتل عمدی مومن عذاب ابد یا دراز مدت را به دنبال دارد، هرگز فرقی میان مومن مقتول عمدی زن یا مرد نیست؛ چنان که از جهت لزوم کفاره هیچ فرقی بین قتل زن و مرد نیست؛ یعنی در قتل عمدی، کفاره جمع بین آزاد کردن برده و روزه شصت روز و اطعام شصت مسکین واجب است و در قتل غیر عمد، کفاره به نحو ترتیب و نه به نحو جمع و نه به طور تخییر، واجب می شود و از این لحاظ فقهی نیز فرقی میان قتل زن و مرد نیست.

در واقع، ارزیابی، متعلق به جان آدمی است و جان انسان، نه از بین می رود و نه مقتول واقعی قرار می گیرد تا دیه داشته باشد؛ بلکه آسیب بیننده بدن است و بدن هم همان طور که روشن شد، با ابزار مادی ارزش گذاری می شود.

ابوهاشم جعفری نقل کرده است: شخصی از امام عسکری(ع) پرسید: چرا زن ضعیف باید یک سهم داشته باشد و مرد توانا دوبرابر بگیرد؟ حضرت فرمود: چون هزینه سنگین حضور در جبهه های جهاد و نفقه های خانواده و تاوان مالی اقوام مانند پرداخت دیه مقتولی که توسط یکی از اقوام به قتل رسیده است فقط به عهده مردان است.(4)

در اینجا بیان دو نکته ضروری است:

1.وجوه اعتباری ای که ذکر می شود یا فلسفه و حکمتهایی که برای حکم بیان می شود، برای کاستن از استبعاد مسئله است تا ذهن برای پذیرش تعبدی حکم آماده شود؛ وگرنه این توجیهات، علل منصوص نیست تا توانایی حل شبهه را داشته باشد و پاسخگوی همه اعتراضات باشد؛ اصل و اساس در حکم دیه و مسائل مشابه آن، همان مضمون آیه «لاتدرون أیهم أقرب لکم نفعاً » است.(5)

2.شکی نیست که در اسلام، دیه مردی مبتکر، مرجع تقلید، مهندس، حقوقدان یا... با دیه مرد غیرمتخصص یا بیکار، برابر است و نمی توان گفت که شخص متخصص، دیه بیشتری نسبت به شخص بیکار دارد؛ زیرا گرچه در عرف چنین توجیه می شود که دیه شخص، ارزش مادی مقتول و خونبهای اوست، اما نمی توان این توجیه را ملاک شرعی دیه به شمار آورد. دیه در زبان عرف خونبهاست، ولی در واقع، دیه غیر از بهای شی ء است و به همین جهت است که بعضی از سگها که از «اعیان نجسه»اند و قابل خرید و فروش نیستند، قیمتی ندارند، ولی دیه مشخصی برایشان تعیین شده است و اگر کسی سگی را تلف کند، خسارتش بر مبنای قیمت نیست؛ بلکه بر مبنای همان دیه است؛ پس دیه غیر از قیمت است.

بنابراین، کمبود دیه زن نسبت به مرد تنها و تنها بنا بر حکمت ضعف توانایی اقتصادی زن نیست تا گفته شود که اکنون زنان نیز همچون مردان در تولید و سودآوری و دستمزد، مانند مردان و گاه موفق تر از آنان شده اند، پس باید دیه اینها مساوی باشد؛ بنابراین کمی و زیادی درآمد در اصل دیه نقشی ندارد؛ چنان که کمی و زیادی فن آوری و تولید در تساوی دیه مردان اثری ندارد.(6)

ــــــــــــ

پاورقی ها:

1 ـ حجرات، 13.

2 ـ مائده،45.

3 ـ بقره، 178.

4- الخرائج، ج2، ص685.

5- نساء، 11.

6- برگرفته از کتاب (زن در آئینه جمال و جلال الهی)، آیت الله جوادی آملی.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات