صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۰  ، 
کد خبر : ۳۲۰۳۹

رابطه شناسی هنر و دین (قسمت پایانی)


حجت الاسلام جلال نوری

در این میان توجه به بعد دیگر هنر و هنرمند متعهد در بیان ارزش های اخلاقی و هنجارسازی ارزش ها نیز باید مورد توجه قرار گیرد زیرا تصویرسازی زیبائی های اصیل توسط هنرمندان جهت فرهنگ سازی ارزش های متعالی انسانی و دینی، نقش فراوانی در تعالی اخلاق و معنویت در جامعه دارد. مشاهده آثاری که با الهام از معنویت توحیدی خلق شده و توسط هنرمندان منظری از شکوه و عظمت خلقت را به تصویر می کشد گاه میلیونها انسان را متوجه امور اخلاقی یا معنوی می گرداند.

مقام معظم رهبری( دام عزه)در خصوص هنرمند متعهد می فرمایند: «هنر در صورتی ارزش دارد که یک محتوایی داشته باشد و یک چیزی را بیاموزد. خطی را که مردم آن را تعقیب می کنند، روشن کند. در کل برای سعادت و رستگاری مردم، یک عامل باشد. این هنر را هنر متعهد می نامند.»

نشریه پیام انقلاب در مورخ( 4/3/59)

بنابراین می توان گفت که هنر به تنهایی، بدون محتوا و خالی از ارزش است و اینکه هنر برای هنر باشد حرفی غلط و بیهوده است زیرا هنر در قالب یک محتوا یا پیام خلاصه می شود که با الهام گیری از معیارها و هنجارهای صحیح یا غلط، حقیقی یا انحرافی می تواند ابزاری معجزه آسا و شگرف در شکل گیری جامعه باشد. در رابطه شناسی هنر و دین نیز باید توجه داشت که بستر انواع نگرش های هنری و اعتقادی در عرصه عمومی جامعه به نزاع نگرش های مختلف در عرصه نرم افزاری تبدلیل می شود و در چنین فضایی انسان هوشیار و آگاه رسالت پیدا نمودن راه ثواب را بر عهده دارد واین امر همان مشیت و اراده خداوند در خصوص اختیار و انتخاب انسان است که می فرماید: «فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» پس بشارت باد بر بندگانی که کلام را می شنوند و بهترین آن را انتخاب می کنند.

اینکه ابزارهای هنری، قدرت تغییر در جامعه را در مسیر صلاح و یا فساد دارند رسالت اندیشمندان و عالمان دینی را در بسترسازی لازم جهت بکارگیری این ابزارها در تفهیم مبانی دینی و ارزشی سنگین می نماید، زیرا کالبد ارزش های اخلاقی و معنوی دین اسلام و قرآن کریم زمانی می تواند به دغدغه عمومی و خواست آحاد جامعه تبدیل شود که از متدها و شیوه های نوین تبلیغی و اطلاع رسانی همراه با ابزارهای هنری بهره برداری کنند.

مفاهیم اخلاقی و ارزشی نظیر صدق و احسان، عدالت و ایثار و ده ها ارزش دیگر که غایت و هدف آموزه های دین و محتوای پیام خداوند در قرآن کریم می باشد، زمانی می تواند در عمق روح و جان مردم جا باز کند که عرصه عمومی و فضای فکری جامعه به این مقولات بیندیشد و این امر محقق نمی شود مگر به قابلیت و ظرفیت عظیم هنر در پیاده نمودن ارزش های الهی و انسانی از طریق همین ابزارهای هنری.

بنابراین نیازمندی هنر و دین به یکدیگر یک واقعیت بسیار مهم و کلیدی است که اهمیت آن مغفول مانده است زیرا هنر و دین هر دو رسالت تعالی روحی و اخلاقی جامعه را بر عهده دارند و در مبانی و اصول هدف گذاری بین هنر و دین اختلافی نیست و تنها در مصادیق و روش های تبیین هنجارها و ارزش ها اختلاف نظر وجود دارد که این امر ضرورت شناخت شناسی رابطه بین دین و هنر را برای عالمان دینی و هنرمندان متعهد ایجاب می نماید.

متاسفانه باید اعتراف کرد آنچه که امروزه از مصادیق هنری و مفاهیم دینی ترویج می شود شکاف بین هنر دوستان و مومنان را به وجود آورده است به نحوی که هیچ یک از این دو گروه روش و مبنای دیگر را بر نمی تابد. هنر ابزاری فقیر است که در جهت رشد و توسعه محتوایی خود نیازمند آموزه های دینی قرآن کریم و اصول و مبانی اسلام می باشد و دین اسلام با سابقه درخشان عالمان و هنرمندان متعهدی که در طول تاریخ داشته است در عصر حاضر برای تبیین و فراگیرسازی مفاهیم ارزشی خود نیازمند بهره گیری از متدها و روش های هنری است که با نگاهی به قرآن کریم و سیری در قصص قرآنی و نحوه بیان زیبای آیات آن می توان به زیباشناختی کلام خدا و روش بیان هنرمندانه آیات الهی که خود قرآن نیز به این امور توجه داشته است، پی برد.

قرابت و نزدیکی مفاهیم و معانی دینی و هنری هدفی مهم و اساسی است که در گذشته نیز این قرابت وجود داشته است. در حافظه تاریخ با مشاهده آثار موجود که امروزه در موزه ها نگاه داری می شود به خوبی می توان مشاهده کرد که هنر اصیل ماندگار از متن و فحوای دین برخاسته است و اگر امروزه به این موضوع در سطح وسیع و کاربردی توجه لازم صورت گیرد، می توان بستری را فراهم کرد تا فضای هنری و هنرمندان یک جامعه در خدمت تبیین ارزش ها و تربیت دین مردم باشند و با زبان هنر آن چیزی را بیان کنند که نیاز جامعه می باشد.

بی شک مشاهده محصولات هنری در گذشته بیانگر بیان ارزش ها و مفاهیم اخلاقی از طریق هنر است و تنها درصد بسیار کمی از مقولات هنری در تضاد با امور دینی و اخلاقی بوده است اما امروزه اکثریت ابزارها و روش های هنری در نقطه مقابل دین و معنویت بوده و تنها درصد کمی در خدمت بیان مفاهیم بلند قرآنی و دین اسلام می باشد. به عنوان مثال نگاهی به تاریخ ادبیات ایران و بررسی آثار شاعران مشهور و پر آوازه ایران نظیر سعدی، حافظ، مولانا، رودکی، خیام و غیره نشان می دهد که این شاعران چگونه با هنر ادبی زیبای خود معانی و مفاهیم اخلاقی و دینی را به زیباترین شکل ممکن به تصویر کشیده اند به نحوی که امروزه در عصر تکنولوژی و ارتباطات، نام مولانا یا حافظ و سعدی در عرصه جهانی مطرح می شود و همین امر در سایر مقولات هنری نیز وجود دارد.

به عنوان مثال هنر نمایش که امروزه جلوه اصلی آن در سینما و تئاتر از طریق رسانه های جمعی داخلی نظیر تلویزیون و یا شبکه های بین المللی ماهواره خلاصه می شود، در سابقه تاریخی و هدف گذاری در فرهنگ اسلامی وجود داشته است. تصویرسازی داستان ها و رویدادهای قرآن کریم با زیباترین عبارات به صورت مختصر که تمام تاریخ قبل از اسلام را همراه با هزاران پیام آموزنده بیان نموده است و یا وجود هنر نقالی و تعزیه خوانی مصادیقی از وجود هنر نمایش در گذشته است که محتوای آن درس شجاعت و ایثار را با بیانی جذاب و دلنشین به آحاد مردم ارائه می داد و بر همین مبنا است که سایر هنرها نظیر خطاطی، نقاشی، معماری وغیره نشانه های آن در تابلوهای مختلف و آثار و ابنیه تاریخی و غیره دیده می شود.

در واقع همانگونه که اشاره شد ضرورت رابطه شناسی بین دین و هنر و تبیین نیاز این دو مقوله امری خطیر در تعالی فرهنگ دینی جامعه می باشد، چرا که هم هنرمندان برای غنابخشی به متدهای هنری خویش به مفاهیم دینی نیازمندند و هم حوزه دین و اخلاق که حفظ و فراگیر نمودن آن دغدغه عالمان دینی و مراجع تقلید می باشد که به نقش این ابزارها واقفند.

با توجه به هشدارهای رهبر معظم انقلاب در خصوص صیانت از فرهنگ اسلامی و ایرانی ضرورت توجه به تهاجم فرهنگی را نخبگان فرهنگی جامعه و حتی عموم مردم متدین و شریف ایران حس کرده اند، تهاجمی که عمدتاً از طریق همین ابزارهای هنری خنثی که می تواند ابزاری برای ترویج فضائل اخلاقی باشد، آغاز گردیده و عملاً همین مسائل هنری در برخی موارد با محتوای فاسد و انحرافی در خدمت به تاراج بردن تمامی ارزش ها و مبانی دینی و اعتقادی در آمده است. این در حالی است که فضای فکری و ابزار لازم در اختیار متولیان فرهنگی می باشد که با برنامه ریزی مناسب در حوزه های مختلف فرهنگی و هنری می توان کاری کرد که بستر لازم برای تعالی هنر دینی که ماحصل تقریب دین و هنر می باشد، فراهم گردد.

سینمای ایران و معضل پایان ناپذیر زنان طاس

فیلم «قرنطینه» ساخته منوچهر هادی، قصه تحول جوانی به نام «سهیل سلطانی» است که زندگیش درعیاشی و بی بندوباری خلاصه شده بود. به نحوی که به ادعای خودش به هیچ دختری نه نمی گفته و هیچ دختری هم به او جواب منفی نمی داده تا این که بر اثر یک سانحه زندگیش دگرگون می شود.

راننده ای که سهیل را هنگام عبور از خیابان زیر گرفته از محل متواری می شود و«سمیه» که در همان حال در صحنه حضور دارد، سهیل را به بیمارستان انتقال می دهد. سهیل در همان نگاه اول عاشق سمیه می شود و با کنار گذاشتن تمامی رفتارهای گذشته اش تلاش می کند تا سمیه را نیز به خود دلبسته کند، شاید که بتواند به این طریق رضایت او را برای ازدواج جلب کند.

پدر سهیل به هیچ وجه با وصلت سهیل و سمیه موافق نیست چرا که خانواده سمیه را در شان خود نمی بیند. او معتقد است که سمیه دلباخته ثروت و دارایی سهیل شده و قصد فریب او را دارد. اصرارهای سهیل مبنی بر جلب رضایت پدر نه تنها به نتیجه ای نمی رسد بلکه کار را به جایی می رساند که پدر، سهیل را تهدید می کند که چنانچه با سمیه ازدواج کند او را از ارث محروم می کند. سهیل بی توجه به تهدید پدرش، مراسم عروسی را تدارک می بیند اما جواب آزمایش سمیه همه چیز را برهم می زند. سمیه مبتلا به سرطان خون است. سهیل تلاش می کند تا به هر نحو که شده برای درمان سمیه در خارج از کشور پولی را تهیه کند اما موفق نمی شود.

سهیل هنگامی که تمام درها را بر روی خودبسته می بیند از پدر خود سرقت می کند اما پدر از ماجرا خبر دار شده و سهیل را تحویل پلیس می دهد. زمانی که سهیل به جرم سرقت در زندان به سر می برد پدر سهیل به خانواده سمیه اطلاع می دهد که سهیل ایران را ترک کرده است. سمیه در بیمارستان روزهای سختی را پشت سر می گذارد. بیماری جسم او و خیانت سهیل روح او را آرام آرام ضعیف و رنجور می کند. سهیل که پس از مدتی با ضمانت نامادری اش از زندان آزاد می شود نزد سمیه رفته و با بیان حقیقت ماجرا، رضایت سمیه را برای ازدواج جلب می کند. مراسم عروسی در حیاط بیمارستان بدون حضور پدر سهیل برگزار می شود.

صرف نظر از بعد محتوایی فیلم «قرنطینه» آنچه که این فیلم را از سایر آثار متمایز ساخته، حضور زنان کچل و البته بی حجاب در فیلم است. مروری بر سینمای بعد از انقلاب گویای این واقعیت است که معضل نمایش زنان کچل در سینمای کشور به نمایش فیلم «سرب» ساخته مسعود کیمیایی در سال های نخست دهه شصت باز می گردد. وقتی که «فریماه فرجامی»، بازیگر زن فیلم برای نخستین بار به بهانه تراشیدن موی سرش، بدون حجاب بر پرده سینماهای کشور ظاهر شد، موجبات تعجب و نگرانی بسیاری از مردم متدین را فراهم آورد اما بی توجهی مسئولان فرهنگی و هنری کشور به این موضوع در همان سال باعث شد تا چندی بعد یعنی در دوران اصلاحات این موضوع در فیلم های متعدد دیگری چون «درخت گلابی»، «ساغر»،«بچه های بد»، «دختران خورشید» و«زندان زنان» تکرار شود.

امسال نیز در کمال تاسف و تعجب علی رغم پاسخ صریح حضرات آقایان آیت الله سیستانی و آیت الله مکارم شیرازی به استفتائات مردم مبنی بر این که حضور بی حجاب زنان در جلوی دوربین حتی با موی سر تراشیده ایراد شرعی دارد، فیلم «قرنطینه» در حالی به نمایش در آمد که زنان بدون حجاب به بهانه کچل بودن به راحتی در فیلم به تصویر درآمده اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات