علی تتماج
دولتمردان نومحافظه کار آمریکا در حالی ماه های آخر حضورشان در کاخ سفید را سپری می کنند که متحدان آنها نیز در بسیاری از نقاط جهان رو به افول نهاده و در حاشیه قرار گرفته اند. در این راستا می توان به پرونده کشورهایی چون فرانسه، آلمان و انگلیس در اروپا اشاره کرد. کشورهایی که هر کدام تلاش کرده بودند تا با همگرایی به آمریکا اهداف داخلی و بین المللی خود را محقق سازند، امروز در بحران های شدید سیاسی و نارضایتی های مردمی گرفتار آمده اند. در فرانسه دولت سارکوزی که نزدیک به یک سال از زمام داری اش می گذرد ، در آلمان دولت مرکل که در سال 2005 با داعیه ارتقای جایگاه جهانی قدرت را در دست گرفت و در انگلیس که «گوردون براون» به نام مرد آهنین اقتصاد به جای بلر در پست نخست وزیری قرارگرفت ، سیاست خارجی این کشورها براساس اصل گرایش به آمریکا تدوین و طراحی گردید . نتیجه معکوس این گرایشها در سیاست داخلی و خارجی این کشور کاملا مشهود است . نتایج انتخابات محلی و شهرداری ها در این کشورها و نظرسنجی ها به صراحت بیانگر شکست نگرش آمریکا محوری در این کشورها است. سارکوزی ، رئیس جمهور فرانسه، مرکل، صدر اعظم آلمان و براون ، نخست وزیر انگلیس در حالی در انتخابات محلی، شوراها و شهرداری ها بسیاری از متحدان خود را از دست دادند که بسیاری از رای دهندگان سیاست خارجی نادرست کشورشان در گرایش به آمریکا را عامل گرایش به رقبای احزاب حاکم عنوان کرده اند. روند سیاسی در این کشورها چنان پیش می رود که اکنون بسیاری از احزاب شعار دوری از آمریکا و گرایش به استقلال سیاسی را برای حضور در انتخابات های آینده در پیش گرفته اند. جالب توجه آنکه این کشورها در عرصه سیاست خارجی نیز بسیاری از موقعیت ها را از دست داده اند. همگرایی آنها با آمریکا بویژه حضورشان در کشتار مردم افغانستان موجب شده تا آنها بسیاری از پایگاه های خود بویژه در جهان اسلام ، آمریکای لاتین و آفریقا را از دست داده و حتی در عرصه رقابت با چین و روسیه و بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا ناکام مانند ، هر چند که سران سه کشور مذکور امید داشتند تا با گرایش به آمریکا از موفقیت آن برای اجرای اهداف سیاست داخلی و خارجی بهره برداری کنند اما ناکامی های واشنگتن و افزایش انزجار جهانی از این کشور شرایط نامطلوبی را برای متحدان اروپایی اش بر جای گذاشته است. گرایش آمریکا به استمرار نظارت بر اتحادیه اروپا و توسعه ناتو به نفع سیاست های توسعه طلبانه اش عامل دیگری است که وجهه آن را در اروپا تخریب نموده بطوری که نتیجه آن افول جایگاه متحدانش ( آلمان، انگلیس و فرانسه ) در عرصه داخلی و قاره سبز است.