صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۳ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۴:۵۹  ، 
کد خبر : ۳۲۷۵۲

خودکشى فرزندان سامری


اظهارات تهدید آمیز اخیر “شائول موفاز”معاون نخست وزیر رژیم صهیونیستى علیه جمهورى اسلامى ایران،آن هم در زمانى که تل آویو از فقدان استراتژى و قوه عاقله مرکزى رنج مى برد در نوع خود جالب توجه است.این جلب توجه زمانى بیشتر مى شود که این سخنان را در کنار اظهارات اخیر باراک اوباما در آیپاک قرار دهیم.به زعم برخى تحلیلگران مسائل جهان و خاورمیانه، لابى صهیونیسم در آستانه برگزارى انتخابات سال 2008 آمریکا و برکنارى احتمالى ایهود اولمرت از قدرت،بازى تبلیغاتى جدیدى را علیه تهران آغاز نموده است. مختصات زمینى که اسرائیل و آمریکا بازى جدید خود را در آن آغاز نموده اند چگونه قابل محاسبه است؟آیا موفاز یا هریک از مقامات صهیونیستى مى توانند در مسند یک کارگردان خبره یا حتى بازیگرانى ماهر این بازى را به سرانجام برسانند؟در این خصوص لازم است به سه نکته مهم اشاره نماییم:

-1”برگ برنده”،”ضعف جریان مخالف”و”قوت بازیگردان “سه فاکتورى هستند که از آنها با عنوان پیش زمینه هاى آغاز یک بازى بین المللى نام مى بریم.به عنوان مثال روسیه در ابتداى سال 2006 میلادى بازى سیاسى خود علیه اوکراین و اتحادیه اروپا را با استناد به برگ برنده انرژى ،ضعف سیاستمداران اروپایى و قوت استراتژیستهاى کاخ کرملین آغاز نمود،هرچند که مسکو در محاسبه عامل سوم،یعنى قدرت استراتژیستهاى خود خوشبینانه عمل نمود و همین مسئله بازى روسها را ناتمام گذاشت.در هر صورتتل آویو و واشنگتن نیز جهت آغاز بازى خود علیه ایران باید برگ برنده اى در اختیار داشته باشند.اما آیا در سفره درهم ریخته فرزندان جرج واشنگتن و نسل سوخته سامرى نانى براى خوردن و آبى جهت فرار از مرگ تدریجى پیدا مى شود؟به راستى تل آویو و واشنگتن با استناد به کدام قدرت سخت یا نرم خود مى خواهند تهران را به استیصال وادار سازند؟توان نظامى آمریکا در عراق و اسرائیل در جریان جنگ 33 روزه به اندازه اى فرسوده شده است که مطابق اظهارات ژنرال کیسى ،فرمانده ارتش آمریکا تا صدسال دیگر نمى توان به ترمیم آنها امیدوار بود.به لحاظ سیاسى توان احزاب اصلى آمریکا و اسرائیل در منازعات داخلى و حزبى به شدت تضعیف شده است.از بعد استراتژیک نیز کمبود دکترینهاى میان مدت و کوتاه مدت در میان افراط گرایان صهیونیسم بیداد مى کند.این در حالیست که تاریخ مصرف الفاظ آرمانى مانند “سرزمین موعود”،”شکست ناپذیرى صهیونیسم “و... نیز به دنبال شکست اخیر اسرائیل در برابر حزب الله عملا به اتمام رسیده است و هیچ یک از احزاب لیکود و کارگر نیز قدرت مسخ دوباره افکار عمومى طرفداران ناامید و بخت برگشته خود، با استناد به واژه سازى دوباره را ندارند.در چنین شرایطى دشمنان ایران چگونه مى توانند نسبت به انزواى تهران امیدوار باشند؟آن هم در شرایطى که جمهورى اسلامى ایران در سایه سیاست خارجى تهاجمى به قدرت برتر خاورمیانه تبدیل شده است.

-2واهمه ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستى از تشکیل یک قدرت هسته اى اسلامى ریشه در ایدئولوژى پویاى نهفته در بطن این انقلاب است.اگرنه براساس یکى از اسناد ساواک،در دوران سیاه حاکمیت محمدرضا پهلوی،دولت اسرائیل از تجهیز ایران به سلاحهاى اتمى دفاع کرده است. به موجب این سند که مربوط به دوران نخست‌وزیرى اسحاق رابین (1353 ش. تا 1356 ش.) است، «لوبرانی» سفیر رژیم صهیونیستى در تهران در اظهاراتى خواستار همکارى اتمى دولت متبوعش با ایران و مجهز کردن این کشور به سلاحهاى اتمى شده است.این حقیقتى است که جان بولتون سفیر سابق ایالات متحده آمریکا در سازمان ملل متحد و یکى از اصلى ترین افراد تعریف شده در حلقه نومحافظه کاران نیز آن را تائید نموده است.از این رو شالوده و بنیانى که ما را در برابر تهدیدات واشنگتن و تل آویو بیمه مى کند،حرکت بر اساس آرمانهاى انقلاب اسلامى است.اتخاذ سیاست خارجى تهاجمى که بارها توسط رهبر معظم انقلاب اسلامى و رئیس جمهور کشورمان مورد تاکید قرار گرفته است نمونه اى عینى از حرکت آرمان محور حکومت و ملت ما محسوب مى شود.تاکنون،تحت تاثیر آرمانخواهى ملت ایران شاهد تعظیم و شکست بسیارى از دشمنان خود بوده ایم،چنانچه بسیارى از تئورى پردازان غرب از لزوم شناسایى ایران قدرتمند و زندگى در کنار آن سخن مى گویند

-3پشت پرده بازیهاى بین المللى از خود آنها پیچیده تر است!معمولا در ماوراى هر بازى مى تواند چهار دغدغه “افزایش قدرت مانور”،”رسیدن به سقف خواسته هاى توسعه طلبانه”،”بقاى حداقلی”و”جلوگیرى از فناى یکباره”نهفته باشد.هر یک از این دغدغه ها مولد نوع خاصى از رفتار و عملکرد جریان بازیگر خواهد بود.هرچند در فراسوى بازى اخیرى که واشنگتن و تل آویو علیه تهران آغاز کرده اند دغدغه سوم یعنى “بقاى حداقلى اسرائیل در برابر تهران”به چشم مى خورد ،اما به اعتقاد نگارنده اظهارات شائول موفاز نقطه آغاز پروسه “خودکشى اسرائیل “در برابر تهران است..واقعیت امر این است که “دغدغه بقاى حداقلی”یا “جلوگیرى از فناى یکباره” با گذشت زمان در تل آویو رنگ باخته است و صهیونیستها در اندیشه خلق دغدغه اى دیگر در ماوراى بازیهاى خود علیه ایران هستند.بهترین دغدغه اى که در این خصوص مى تواند راهگشاى تل آویو باشد،همان انتحار یا خودکشى صهیونیسم در برابر دیدگان ایران است.نه تنها ایران از خودکشى فرزندان سامرى استقبال مى کند،بلکه حاضر است ابزارهاى تئورى و عملى این خودکشى را در اختیار تل آویو قرار دهد.!مسلما در این صورت رویاى برخى مقامات موساد مبنى بر ایجاد رابطه با ایران تعبیر خواهد شد،منتهى رابطه اى که در لحظه مرگ خفت بار تل آویو شکل خواهد گرفت!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات