صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۷:۱۷  ، 
کد خبر : ۳۲۸۹۵

هویت گمشده در سیاست انگلیس


ترجمه: هرمز برادران / منبع: ایندیپندنت

گوردون براون نخست وزیر و دیوید کامرون رهبر حزب محافظه کار انگلیس در دو دوره متفاوت مدعى مالکیت بر نیرومندترین واژه سیاست بریتانیایى شدند؛ آنها مى کوشند عاملان «تغییر» باشند. براون در ماه عسل کوتاهش ، که اینک گویى دست کم یک قرن پیش بوده، بارها از تغییر سخن راند. او پس از پیروزى حزب محافظه کار از انتخابات میان دوره اى در شهرهاى «کرو» و «نانتویچ»، با ژست فاتحانه «شومن ها» اعلام کرد که این نتیجه چشمگیر در واقع رأى به تغییر بوده است.

تغییر، مفهومى الهام بخش و در عین حال ناواضح است. چشم انداز انتقال از چیزى به چیز دیگر هیجان انگیز و سرمست کننده است. وعده هاى بى شمار و مبهم اخیر نیز مى تواند توهم زا باشد. ماهیت فریبنده این وعده ها ما را به کانون بحرانى مى رساند که براى حزب کارگر زجرآور است و ممکن است زمانى دیگر براى محافظه کاران نیز به یک بحران مبدل شود.

این توهم زمانى آشکار مى شود که در پى کشف ماهیت فریبنده آن برآییم و براى لحظاتى در آن اندیشیده و سپس بپرسیم که این همه هیاهو براى تغییر، یعنى چه اگر دقیق شوید روشن مى شودکه براون و کامرون هریک به دلایلى متفاوت در «وضعیت موجود دوران بلر» گرفتار مانده اند. هیچ کدام نویددهنده و نمایانگر چرخش به سوى مسیرهاى جدید نیستند. آنها از تغییر سخن مى گویند اما شواهد چندانى براى انتقال از یک دوره به دوره اى دیگر وجود ندارد.

براون به دلایل پیچیده متعددى نتوانسته است تغییرات مهم و شگرفى را متبلور سازد. او نمى تواندخود را به طور کامل از دستور کار سلفش (تونى بلر) که آشکارا و در رأى گیرى مجلس عوام از او حمایت مى کرد، رها کند. در حالى که محافظه کاران بسیارى از رویکردهاى بلر را به کار بسته اند براون از دست زدن به چنین اقدامى اکراه دارد زیرا نگران است که به سقوط به منطقه باخت متهم شود. براون پس از زوال اعتماد به نفسش اغلب وسوسه شده است که به رویکرد چالش ناپذیر «بلریسم پوپولیستى» متوسل شود. او وانمود کرده که همه بخش هاى کارگرى و کارمندى بدون تکیه به شانس و بخت حق انتخاب دارند و درعین حال ، با افزایش جمعیت زندانیان زندان هاى بیشترى ساخته؛ از کارت هاى شناسایى جدید به عنوان شیوه اى براى مبارزه با مهاجرت نام برده و از تحقق رؤیاى مارگارت تاچر براى کاهش نرخ پایه مالیات بر درآمد به ۲۰ پنس خبر داده است.

براون در پشت پرده سیاست هاى ترقى خواهانه زیادى را دنبال مى کند اما بیان روایى آنها براى مردم نشانه هایى از دوران بلر دارد. با آن که تحولات مقابل چشمان مردم رخ مى دهد اما تغییرات آشکارى به چشم نمى آید. در واقع، براون جامه تازه اى بر تن نکرده و رویکرد چندان تازه اى در پیش نگرفته است.

دیوید کامرون نیز تحقق بخش تغییر نبوده است . نبوغ او سازنده دیدگاه و چشم اندازى است که تقریباً نقطه مقابل تغییر به شمار مى آید. او بدون آنکه نگران به وجود آمدن تهدیدى علیه موجودیت محافظه کاران باشد اذعان داشته که بسیارى از سیاست هاى بلر همان چیزى بوده که آنها بدان اعتقاد داشته اند. در سال ۱۹۹۷ اگرچه رأى دهندگان از تاچریسم روى برگرداندند اما بلر در بسیارى از زمینه ها تاچریسم را احیا کرد.

کامرون و جورج اوسبورن، وزیر خزانه دارى در دولت سایه، استدلال کرده اند که هر دو وارثان بلر هستند. برخى از اعضاى کابینه سایه بریتانیا بدون هیچگونه ناشیگرى یا شیطنتى مى گویندکه در دوره دوم کارگر (دوران براون) بلرى شده اند. آنان بیش از آنکه عاملان تغییر باشند از رویکرد «گزینه هاى بیشتر» بیشتر حمایت مى کنند. البته ظاهراً دراین باره سرمایه گذارى عمومى اندکى خواهند داشت و پرونده این مسئله را به عنوان حربه اى علیه دولت به کار مى برند. احیاناً آنان همانند مرشدشان بلر همپیمانى با امریکا را در کانون سیاست خارجى شان قرار مى دهند و این همپیمانى به واسطه خصومت با اتحادیه اروپا عمیق تر خواهد شد.

اما در اینجا عقده اى آشکار مى شود: بلریسم محبوب نبود. او هرگاه که با حمایت مشتاقانه روبرت مرداک غول رسانه اى و ستون نویس هاى محافظه کار فرصتى براى آرامش مى یافت، محبوبیت خود و حزبش در نظرسنجى ها کاهش مى یافت. این بدان دلیل نبود که او با تصمیم دشوارى مواجه مى شد بلکه به علت آن بود که «شانه به شانه» جورج بوش رئیس جمهور امریکا مى ایستاد و از سوى دیگر پایان تن آسایى دهه ۱۹۶۰ را اعلام مى کرد.

نظرسنجى هاى آن زمان حاکى از این بود که رأى دهندگان خواهان وداع با یادگارها و بازتاب هاى دهه ۱۹۸۰ بودند. اکنون همین رأى دهندگان انگلیسى با رهبرانى مواجهند که گویى مى خواهند با سحر وجادو تحول ساز شوند.

پایان بحران حزب کارگر در عین دشوارى، براى بازیگران سیاسى یک امر آسانى است. دیوید میلیبند وزیر خارجه انگلیس نشان داده که در صورت خالى شدن پست رهبرى حزب کارگر آماده پذیرفتن آن است. بلرى هاى افراطى در یک اقدام سیاسى حساب شده سکوت اختیار کرده اند. سایر اعضاى کابینه نیز در ظاهر به گروه خود وفادارند اما در پشت صحنه رنج مى کشند و طرح هاى مبهمى براى خلاصى از بحران مى ریزند. این یک نمایش جذاب است.

کامرون بنا به دلایل تاکتیکى و ایدئولوژیکى نماینده تغییرى نخواهد بود. او تابع بلر خواهد بود؛ بلر که به تاچر اداى احترام مى کرد. اما براون مى توانست عامل تغییر باشد. براون در دوره دوم حاکمیت حزب کارگر سخنرانى غرایى درباره محدودیت هاى بازار در مقابل ارائه خدمات عمومى داشت اما امروز به ندرت به آن واژه ها و گفته هایش اشاره مى کند. براون درک خاصى از اهداف سیاسى به معناى گامى به جلو دارد. به گونه اى که مدعى است کوشیده چالش هاى بازار جهانى را به فرصتى براى شکوفایى توانایى افراد مبدل کند. اما وى به دلیل اشتباهات راهبردى اش که بحث هاى زیادى درباره آنها شده، با بدشانسى هاى فراوان و رویگردانى رسانه ها و از دست رفتن مخاطبانش مواجه شده است.اما به یمن بحران اعتبارى، چالش بیش از گرماى جوى و بحران خدمات عمومى هنوز فضا براى خودنمایى یک سیاستگذار دوران پسابلرى مهیا است که کامرون را به قهرمان «وضعیت موجود تاریخ گذشته» تبدیل کند. شکل دهى به این برنامه و سیاست مهمتر از بازى و بازیگردانى سیاسى ما ه هاى آینده است. تغییر در رهبرى کارگر به خودى خود عامل انفصال از وضعیت اخیر نخواهد بود. تغییرات پیچیده تر از آن است که تصور مى شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات