نظامیان آمریکائی مستقر در افغانستان در جریان حملات هوائی و توپخانه ای به پاسگاههای مرزی پاکستان دستکم 11 نفر از سربازان ارتش پاکستان را به قتل رساندند و عده ای را نیز مجروح کردند که حال برخی از آنها وخیم گزارش شده و ممکن است بر تعداد تلفات این حملات تجاوزکارانه آمریکا افزوده شود.
سخنگوی ارتش پاکستان حملات ارتش آمریکا را اقدامی بزدلانه ناجوانمردانه و تحریک آمیز دانسته و ضمن محکوم ساختن این حملات پاسگاه مرزی در منطقه « قبیله محمد » را مرکز ثقل حملات تجاوزکارانه اعلام کرده است . وزارت خارجه پاکستان هم ضمن احضار « آنه پاترسون » سفیر آمریکا از وی در این مورد توضیح خواست . بعلاوه طی بیانیه ای این اقدامات را « حمله بدون دلیل » و نقض کامل مرزهای بین المللی خواند و آنرا استفاده از زور علیه نیروهای مرزی پاکستان معرفی کرد که مطلقا غیرقابل قبول است .
بیانیه می افزاید : تجاوز نیروهای آمریکائی و افغانی به آنسوی مرز و تلاش برای اشغال پست های استراتژیک مرزی اساس همکاریها برای مقابله با تروریسم را به زیر سئوال می برد.
واکنش های رسمی آمریکا به این اعتراضات پاکستان بسیار گستاخانه تهاجمی و طلبکارانه به نظر می رسد.
اگرچه تمامی حملات توسط نظامیان آمریکائی مستقر در افغانستان صورت گرفته ولی واشنگتن در یک موضع گیری صریح آنرا « عملیات مشترک نیروهای ائتلاف » نامیده و ضمن تلاش برای کم اهمیت جلوه دادن تلفات ارتش پاکستان آنها را « همدست تروریست ها » نامیده است ! سخنگوی وزارت خارجه آمریکا ضمن تایید حملات هوائی و توپخانه ای ضمن پرهیز از عذرخواهی رسمی از پاکستان فقط از مرگ نظامیان پاکستانی ابراز تاسف کرده و آنرا « دفاع از خود » نامیده و حق قانونی آمریکا معرفی نموده است . وی ادعا کرد جزئیات این حمله از قبل به ارتش پاکستان اعلام شده بود.
بعلاوه « جف مورل » سخنگوی وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون ) ادعا کرد « این حمله مشروع درست و در دفاع از خود در مقابل نیروهائی بوده که به نیروهای ائتلاف حمله کرده اند » وی مدعی شد سربازان ائتلاف در مناطق جنگی نزدیک پاسگاه مرزی پاکستان مورد هدف قرار گرفته اند. وی افزود : شناسائی شبه نظامیان توسط هواپیماهای تجسسی صورت گرفته و دقیقا مورد هدف واقع شده است .
این واقعه نکات فراوانی دارد که در مقطع کنونی و درازمدت از اهمیت خاصی برخوردارند و ممکن است آثار و تبعات گوناگونی را بهمراه داشته باشند.
1 ـ حملات اخیر نظامیان آمریکا به پاسگاههای مرزی پاکستان یک اقدام عمدی و برنامه ریزی شده است و « عملیات هدفدار » تلقی می شود . مواضع پنتاگون نشان می دهد نظامیان آمریکائی کاملا آگاه بوده اند که یک پاسگاه مرزی ارتش پاکستان را هدف قرار می دهند و قتل 11 نظامی پاکستان تصادفی و ناشی از خطای عملیاتی نبوده است لکن ابراز تاسف آمریکا بدون عذرخواهی نشان می دهد که واشنگتن حاضر نیست مسئولیت قتل 11 نظامی پاکستان را بپذیرد . این ادعا که گویا نیروهای ائتلاف قبلا در همین منطقه مورد حمله قرار گرفته اند صرفا تلاشی برای توجیه جنایات اخیر آمریکا محسوب می شود و از مسئولیت واشنگتن در قتل 11 نظامی پاکستانی چیزی نمی کاهد و تجاوز به خاک پاکستان را توجیه نمی کند.
موضوع مهمی که در این میان اهمیت دارد حملات هوائی آمریکا به نیروهای نظامی پاکستان بعنوان متحد منطقه ای واشنگتن در عملیات باصطلاح مقابله با تروریسم است که مردم و مقامات پاکستانی را غافلگیر و حتی خشمگین کرده است .
آمریکا قبلا هم با حملات سنگین خود مواضع نیروهای کانادائی و حتی نیروهای خودش در افغانستان را هدف گرفته بود و صدها شهروند افغانی را در مراسم عروسی به خاک و خون کشیده بود. در آن اقدامات بخاطر آنکه عملیات برنامه ریزی شده ای نبوده و « واکنش سریع » معرفی شده بود امکان توجیه آن تحت عنوان اشتباهات و خطای دید و خطای در تصمیم گیری وجود داشت لکن با اظهارات صریح « جف مورل » دیگر جائی برای معرفی عملیات اخیر آمریکا علیه پاکستان بعنوان خطای دید و تصمیم گیری وجود ندارد و کاملا محرز است که عاملین و آمرین از هویت قربانیان جنایات خود آگاه بوده اند و با علم به نظامی بودن قربانیان خود آنها را هدف گرفته اند.
2 ـ آنچه بیشتر باعث غافلگیری پاکستان شده است همکاری بی حد و مرز پاکستان در زمینه تسهیل و حمایت از آمریکا در منطقه و بویژه افغانستان است . تردیدی نیست که واشنگتن بدون در اختیار داشتن حمایت سیاسی ـ نظامی ـ اطلاعاتی و لجستیکی پاکستان قادر به پیگیری اهدافش در افغانستان نبوده و نیست ولی دولت اسلام آباد و مردم این کشور با کمال تعجب شاهدند که علیرغم اوج گیری همکاریها همچنان هدف حملات نظامی آمریکا قرار می گیرند و مقامات واشنگتن بجای عذرخواهی و پرداخت غرامت به خانواده قربانیان آنرا اقدامی مشروع قانونی و لازم الاجرا معرفی می کند که ممکن است باز هم تکرار شود.
خشم و تردید و غافلگیر شدن پاکستان از این بابت است که دیروز برای شکل دادن به گروهک طالبان مطابق طرح آمریکا و با بودجه عربستان شبکه ضد جاسوسی و رکن دوم ارتش پاکستان را در اختیار این طرح قرار داد و امروز برای سرکوب و نابودی همان گروه با آمریکا همکاری می کند ولی باز هم در معرض تهدید و حمله و جنایت آمریکا قرار دارد.
بدین ترتیب سئوال اینست که آیا سیاست تاکتیک و حتی استراتژی آمریکا در قبال پاکستان و طالبان تغییر کرده است شاید آشکار شدن اهداف و برنامه های آمریکا در قبال طالبان باعث و عامل بروز چنین تغییراتی باشد. چرا که دولت وقت خانم بی نظیر بوتو بیشترین همکاریها را با آمریکا برای ایجاد گروهک طالبان انجام داد ولی بعدا در دو مرحله توسط مزدوران آمریکا هدف قرار گرفت و جمعا یکهزار نفر از جمله خانم بوتو قربانی تغییر سیاستهای آمریکا در پاکستان شدند.
این برای نخستین بار نبوده و نیست که متحدین آمریکا و کسانیکه برای تامین اهداف محلی و منطقه ای واشنگتن سنگ تمام گذاشته اند در مراحل بعدی قربانی طرحهای شیطانی آمریکا شده اند. به نظر می رسد عملیات اخیر آمریکا علیه ارتش پاکستان هم از این قاعده مستثنی نباشد. آنچه این روزها در پاکستان و دیروز درخصوص بعثی ها و صدام در عراق شاهد آن بودیم هشداری برای سایر کسانی است که برای همکاری با آمریکا وسوسه می شوند و درصدد خوش خدمتی به آمریکا برآمده اند.
با این حساب سئوال اینست که چرا واشنگتن حتی به همکاران محلی و متحدینش وفادار نیست پاسخ این سئوال یکبار در کنگره آمریکا در سالهای اخیر مطرح شد که جنجال فراوانی را به همراه داشت . سناتورهای آمریکائی در بررسی ضرورت چرخش سیاسی پاکستان در قبال طالبان و همکاری پاکستان با آمریکا برای سرکوب و تعقیب عناصر اصلی این گروه به این جمع بندی رسیده بودند که پاکستانی ها به خاطر پول حاضرند حتی مادرشان را هم بفروشند! این جمع بندی وقیحانه درباره پاکستان البته موجب اعتراض و خشم و جنجال فراوان شد ولی نهایتا پاکستان برای سرکوب طالبان باواشنگتن همراهی کرد و امروز هم تلقی مقامات واشنگتن اینست که آثار و تبعات قتل 11 نظامی پاکستان بسیار محدود و موقت خواهد بود.
3 ـ مسائل دیگری وجود دارد که پیچیدگی و حساسیت مسئله را بیشتر می کند . دقیقا در هفته های اخیر پاکستان سرگرم مذاکره با طالبان برای حل و فصل مسائل موجود در قلمرو افغانستان و بویژه پایان تعارض ظاهری طالبان با آمریکا و نیروهای ائتلاف بود. مشخص نیست که اسلام آباد این مذاکرات را با چراغ سبز آمریکا انجام داده و یا براساس ابتکار شخصی وارد مذاکره با طالبان شده است حملات هوائی اخیر می تواند به منزله پشتوانه عملی از مراتب نگرانی واشنگتن از روند مذاکرات پاکستان ـ طالبان باشد. از این دیدگاه جنایات اخیر واشنگتن را بایستی هشدار خونین آمریکا به پاکستان برای تعیین حد مجاز فعالیتهای اسلام آباد تلقی نمود. اما آیا طرحهای سیاسی ـ تبلیغاتی پیرامون سرنوشت ژنرال مشرف نیز پدیده ای از همین مقوله محسوب نمی شود گروههای سیاسی رقیب و حاکم خواهان برکناری مشرف و یا دستکم محدود شدن اختیارات وی هستند ولی پیام ظاهری واشنگتن تاکید بر ضرورت بقای حاکمیت سیاسی ژنرال است .
بدین ترتیب حتی حضور و بقای ژنرال مشرف هم به تصمیمات واشنگتن بستگی دارد. آیا چنین حکومتی می تواند اعتراض نیرومندی علیه تجاوزات و جنایات آمریکا از خود نشان دهد رمز گستاخی امروز آمریکا در قبال پاکستان را بایستی در همین مسائل جستجو کرد.