صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۹  ، 
کد خبر : ۳۳۳۶۶

جبهه نفاق در برابر جبهه دفاع


نگاهی به نقش منافقین در جنگ تحمیلی

شاید یکی از مواردی که هیچگاه از حافظه مردم ایران پاک نخواهد شد، همراهی منافقین با رژیم بعثی عراق در طول هشت سال جنگ تحمیلی باشد که طی آن منافقین دوشادوش دشمنان کشورمان با هموطنان خود می جنگیدند و به سمت فرزندان ایران شلیک می کردند.

عملکرد گروهک منافقین در قبل از آغاز تهاجم عراق به ایران به گونه ای بود که رژیم بعث عراق از تحلیل ها، مواضع و نشریات آنها برای برنامه ریزی های خود استفاده می کرد. گروهک منافقین با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، موضع فریبکارانه ای را اتخاذ کرد، بدین ترتیب که در اعلامیه های آغازین خود، ضمن محکوم کردن تجاوز عراق، حضور نیروهای خود را در جبهه های جنگ به خواست مقامات کشور منوط دانست. با این همه، با گذشت هفت روز ، در اطلاعیه دیگری از حضور نیروهای خود در جبهه های جنگ خبر داد. کمتر از یک ماه از آغاز جنگ نگذشته بود که دادستان انقلاب اسلامی آبادان 41 نفر از اعضای این گروهک را به اتهام جاسوسی بازداشت کرد. این گروهک در حالی مدعی حضور در جبهه ها بود که اساسا در تحلیل هایش این جنگ را جنگی ارتجاعی و ناعادلانه می دانستند. اعضای این گروهک با نادیده گرفتن این که عراق آغازگر تهاجم به ایران بوده است و انگار که یک گروه غیر ایرانی است؛ انگیزه ایران از این جنگ را نه دفاع از کشور که مورد حمله واقع شده بود؛ بلکه صدور انقلاب و همچنین انگیزه عراق را شکل گیری جریانی قطبی در منطقه دانست.(1) این سازمان پس از شکست در انتخابات مجلس شورای اسلامی در نخستین دوره، خود را به رئیس جمهور مخلوع بنی صدر نزدیک کرد. بنی صدر نیز که با مشاهده ناکامی های نظامی ناشی از سیاست های مغرضانه و غلطش در آزادسازی مناطق اشغالی ایران خود را در مخاطره می دید، سعی کرد پس از ائتلاف با منافقین و به ظاهر چپ های آمریکایی، مناقشات داخلی را گسترش دهد. غائله 14 اسفند 1359 در دانشگاه تهران نقطه آغاز مرحله جدید منازعات سیاسی بود. در این روز طی سخنرانی بنی صدر در دانشگاه تهران، منافقین به همراه دیگر طرفداران رئیس جمهور مخلوع، مردم حاضر در صحنه و هواداران حزب جمهوری اسلامی حاضر در مراسم را مورد ضرب و شتم قرار دادند. به رغم تاکیدات حضرت امام خمینی (ره) بر تمرکز همه امکانات و نیروهای داخلی بر دفاع همه جانبه، تداوم بحران آفرینی سیاسی منافقین در

داخل کشور در نخستین ماه های آغاز تجاوز به میهن اسلامی، سرانجام به درگیری مسلحانه آنان با نیروهای انقلاب در خرداد 1360 منجر شد. امام خمینی (ره)، بنی صدر را از فرماندهی کل قوا خلع کردند و مجلس هم رای به عدم کفایت سیاسی وی داد. سرانجام وی به اتفاق رجوی با خلبان پیشین شاه به فرانسه متواری شد و در پی آن نیز سازمان منافقین موجی از ترور و انفجار به امید براندازی نظام جمهوری اسلامی را در سراسر کشور به راه انداخت. (2) بنی صدر و رجوی در پاریس به همراهی تعدادی از گروه های ضد انقلاب گروهی به نام شورای مقاومت ملی را تشکیل دادند. رجوی وعده سرنگونی سریع جمهوری اسلامی را طی دو ماه به رهبران سازمان های هم پیمان داد، اما گذشت زمان، باور متحدان رجوی را نسبت به سخنان وی سست تر کرد. رجوی در سال دوم عمر شورای خودساخته در مقابل تعیین دوره سرنگونی جمهوری اسلامی پاسخ داد:« تا پایان سال آینده، نمی توانم به این سوال جواب بدهم چون مشغول ارزیابی نیروهای خود هستیم و درمیان نیروهایمان حلقه مفقوده ای داریم که مشغول یافتن و وصل آن به سازمان هستیم.» به مرور برای همگان ثابت شد که این حلقه مفقوده، رژیم بعث عراق بود و رجوی قصد داشت سازمان خود را با آن پیوند دهد. (3) رجوی از همان نخستین سال سکونت در فرانسه کوشید تا از طریق پیام ها و مصاحبه هایش به دولتمردان عراق بفهماند که او می تواند با زیاده خواهی های عراق همراهی کند و حتی تا جایی پیش رفت که اروندرود را متعلق به عراق معرفی کرد و به جای اروند رود «واژه شط العرب» را هماهنگ با عراق به کار برد. وی علاوه بر ارسال پیام های محبت آمیز برای رژیم عراق، کوشید متحدان خود را آماده پذیرش ارتباط و همکاری با عراق کند. پس از زمینه سازی های لازم، سرکرده منافقین و طارق عزیز در پاریس با یکدیگر ملاقات کردند. طی ملاقات مزبور، طارق عزیز ابراز کرد:« امیدوارم در آینده نزدیک دوست عزیزم مسعود رجوی را در پست ریاست جمهوری یا نخست وزیری ایران ملاقات کنم!» پس از ملاقات سرکرده منافقین با طارق عزیز، عراق به عمده ترین مرکز فعالیت سازمان منافقین تبدیل شد.(4)به دنبال این سیاست پایگاه های منافقین که تعداد آنها 17 پایگاه اعلام شده بود؛ در دل خاک عراق و در نزدیکی مناطق مرزی این کشور با ایران تاسیس شد. اصلی ترین پایگاه آنها به نام «اشرف» در 100 کیلومتری شمال غربی بغداد واقع شده بود.(5) عمده فعالیت این گروهک در خلال جنگ تحمیلی را می توان اعزام گروه هایی برای انجام عملیات های ترور و خرابکاری به ویژه ترور رزمندگان و فرماندهان نظامی در داخل ایران، جاسوسی از تحرکات نظامی ایران، انجام تبلیغات مسموم از طریق رادیوی اختصاصی این گروه در عراق و نیز شایعه سازی برای تحت الشعاع قراردادن حمایت های مردمی از جبهه ها دانست. نیروهای وابسته به منافقین حضور گسترده ای در کنار نیروهای عراقی داشتند و شنود مکالمات بی سیمی و تلفنی نیروهای ایرانی بیشتر از سوی نیروهای این سازمان صورت می گرفت و همچنین در سرکوب شیعیان و کردهای عراق از سوی رژیم بعث نقش مهمی داشتند.(6) با وجود امکانات فراوان نظامی که این سازمان در اختیار داشت، به غیر از مرحله پایانی جنگ، هیچ وقت در اندازه ای نبود که بتواند عملیات نظامی مستقلی را علیه نیروهای ایران انجام دهد. در اوایل سال 1367 نیروهای سازمان با پشتیبانی ارتش عراق عملیاتی را با نام «آفتاب» در منطقه شوش انجام دادند که با متحمل شدن تلفات فراوانی به عقب نشینی مجبور شدند.(7) پس از آن منافقین با بازسازی قوای خود در قالب 20 تیپ ( هر تیپ به استعداد یک گردان منظم حدود 150 نفری ) در روز سوم مرداد 1367 از سمت اسلام آباد غرب و کرند به ایران حمله و به داخل خاک ایران پیشروی کردند. (8) آنان به خیال واهی خود قصد داشتند براساس یک برنامه زمان بندی شده 33 ساعته در پنج مرحله از شهرهای سرپل ذهاب، اسلام آباد، همدان و قزوین عبور کنند و خود را به تهران برسانند. دولت عراق در این عملیات با ادواتی از قبیل 120 دستگاه تانک، 400 دستگاه نفربر، 90 قبضه خمپاره انداز 80 میلی

متری، 30 قبضه توپ 122 میلی متری، 150 قبضه خمپاره 400 میلی متری ، 1000 قبضه تیربار کلاشینکف ، 30 قبضه توپ 106 میلی متری و 1000 دستگاه کامیون و خودرو، آنان را یاری می کرد. همزمان با این عملیات، برای جلوگیری از عملیات هوایی هواپیماها و هلیکوپترهای جمهوری اسلامی ایران، هواپیماهای عراقی پایگاه های شکاری «نوژه» همدان وحتی دزفول و همچنین پادگان تیپ دوم سقز و پایگاه هوانیروز کرمانشاه را بمباران کردند.(9) در واکنش به این تحرکات منافقین ، روز پنج شنبه 6 مرداد 1367 عملیات «مرصاد» با رمز « یا علی بن ابی طالب (ع) » از سوی نیروهای ایرانی آغاز شد. در این عملیات سه گردان از نیروهای بسیج و سپاه با دور زدن نیروهای منافقین، شهر اسلام آباد را آزاد کردند. بلافاصله پس از آزادسازی شهر اسلام آباد، یگان هان سپاه پیشروی را به سمت کرند آغاز کردند. نهایتا با کشته شدن حدود 1600 تا 2000 تن و اسارت و زخمی شدن تعداد زیادی از منافقین در روز جمعه 7 مرداد، 1367 اعضای این گروهک تروریستی هر آن چه داشتند بر زمین نهاده و به داخل خاک عراق متواری شدند. (10) برتری ایران در صحنه نظامی که موجب عقیم ماندن طرح مشترک عراق و منافقین شده بود، موضع سیاسی ایران را که در حال مذاکره با دبیرکل سازمان ملل در چارچوب قطعنامه 895 بود، تقویت کرد و ادعای صلح طلبی عراق و منافقین در عرصه بین المللی با تجاوز به خاک ایران زیر سوال رفت. (11) پس از شکست در عملیات مرصاد، منافقین دیگر هرگز نتوانستند به انسجام قبلی خود بازگردند و به علل مختلف از جمله اضمحلال اخلاقی، دچاراختلافات درون سازمانی شده و اختلافات شدید میان کادر رهبری و دیگر اعضای آن به وقوع پیوست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات