عباس خسروانی
سوم تیر سال 84 براى کشور ما روزى تاریخى و حماسى است که توسط ملت ایران آفریده شد. در حالى که در آستانه برگزارى نهمین دوره انتخابات ریاست جمهورى بدخواهان نظام تمام توان و تلاش خود را مصروف بىمیل کردن مردم جهت حضور پاى صندوقهاى راى کرده بودند اما دیدیم ملت همیشه در صحنه ایران با اقتدا به رهبر معظم انقلاب لبیکگویان در پاى صندوقهاى راى حاضر شدند و علاوه بر خلق یک حماسه به یک انتخاب بزرگ و تاریخى نیز دست زدند. این منتخب بزرگ و تاریخى کسى نبود جز محمود احمدىنژاد که در پوسترهاى تبلیغاتىاش او را استاد دانشگاه و شهردار تهران معرفى کرده بودند. انتخابات نهمین دوره ریاست جمهورى یکى از رقابتىترین انتخاباتهاى کشور پس از پیروزى انقلاب اسلامى بود. انتخاباتى که در آن با درایت خاص مقام معظم رهبرى تقریبا همه احزاب، گروهها و گرایشهاى قانونى سیاسى نامزد انتخاباتى داشتند. حضور آقاى هاشمى رفسنجانى پس از مدتها گمانهزنى رونقى خاص به این انتخابات بخشید. تکثر کاندیداهاى ریاست جمهورى آرا راشکست و باعث شد انتخابات به دور دوم بکشد. آقاى محمود احمدىنژاد را مىتوان پدیده این انتخابات دانست. کاندیدایى متفاوت و حتى متضاد با برخى نیروهاى داخلى نظام. از منظر مقام معظم رهبرى ملت در انتخابات نهم موجب روى کارآمدن دولتى گردید که شعارهاى احیاگر رهبر فرزانه انقلاب و آحاد ملت را فریاد کرده است؛ یکى از ویژگىهایى که دکتر احمدىنژاد را از سایر کاندیداها متمایز مىکرد، همین شعارهاى انقلابى او بود که براى مردم از جذابیت خاصى برخوردار بود. مردم با راى خود به احمدىنژاد اثبات کردند که حتى با گذشت دو دهه و نیم از پیروزى انقلاب هنوز به آرمانها و ارزشهاى آن دل بستهاند و خواستار تحقق آنها بخصوص عدالت هستند. محمود احمدىنژاد حتى اگر در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهورى موفق به کسب اکثریت آراى مردم ایران نمىشد اما این خدمت بزرگ را به انقلاب کرد که با حضورش بار دیگر شعارها و آرمانهاى انقلاب را یادآورى کرد و آنها را در فضاى عمومى کشور منتشر نمود. از منظر مقام معظم رهبری، ملت در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهورى موجب روى کار آمدن دولتى گردید که شعارهاى اصلى انقلاب، شعارهاى اساسى و اصولى اوست. گو اینکه از نظر معظمله گفتمان انقلاب اسلامى رایجترین، معتبرترین و غالبترین اندیشه و گفتمان در ایران اسلامى است.
مردم در انتخابات نهم احمدىنژاد را بهترین گزینه براى رفع دغدغههایشان درخصوص ارزشهاى انقلاب یافتند. تجربه 8 سال دولت سازندگى که تکیه بر توسعه اقتصادى داشت و تجربه 8 سال دولت اصلاحات که تکیه بر توسعه سیاسى داشت اما از توسعه ارزشها و معنویت و بسط گفتمان عدالتخواهى فاصله گرفته بودند، این دغدغه را در میان ملت انقلابى ایران به وجود آورده بود که ادامه روند فوق تبعات جبرانناپذیرى براى کشور و انقلاب اسلامى در پى خواهد داشت. به همین دلیل بود که بسیارى بر این عقیده بودند که دولت نهم در جمهورى اسلامی، دولتى اصولگرا و پایبند به آرمانها و اهداف انقلاب اسلامى خواهد بود، چرا که نارضایتى از عملکرد یک و نیم دهه اخیر دولتها در این قضیه کاملا مشهود بود و مىشد تشخیص داد که در انتخابات نهم مردم به دنبال شخصیتى هستند که به گفتمان عدالتخواهى و گفتمان انقلاب اسلامى پایبند باشد و برنامههاى خود را در راستاى این آرمانها و اهداف کلان طراحى و ارائه کرده باشد. به همین دلیل است که احمدىنژاد در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهورى به دانشجویان مىگوید تردید نکنید که در انتخابات آینده یک دولت تمام اصولگرا به معنى حقیقى کلمه بر سر کار خواهد آمد و این انتخابات تنها یک آزمون اصولگرایى است. این پیشبینى دکتر احمدى نژاد در پیش از برگزارى انتخابات نشاندهنده شناخت و درک صحیح او از افکار عمومى و مطالبات خاص آنان است. درک و شناختى که برخى تحلیلگران غربى و غربگرا به دلیل فاصله گرفتن از مردم و ناآشنایى با جامعه ایرانى از داشتن آن محروم بودند. آنان بر این تصور بودند که مردم در انتخابات نهم ریاست جمهورى خواستار دموکراسىخواهى (به معناى غربى آن) و تداوم راه اصلاحات هستند اما راى مردم در سوم تیر خط بطلانى برتمام نظریهپردازىها و پیشبینىهاى آنان ازتحولات سیاسی- اجتماعى ایران پس از دوران اصلاحات بود. تحلیلگران زبده سیاسى و ژورنالیستهاى غربى و غربگرا که تا قبل از 27 خرداد 84 با ظاهرى کاملا دموکراتیک و با نشان دادن چهرهاى آرام و گرفتن ژستهاى روشنفکرانه به تحلیل و ارائه رهنمودهاى دموکراتیک در صحنه شطرنج انتخابات مىپرداختند، ناگهان پس از اعلام نتایج دور اول انتخابات و در حالى که همه چیز مطابق قواعد بازى دموکراتیک به پیش مىرفت آنچنان برآشفته و پریشان شدند و سخنانى بر زبان و قلم جارى کردند که یادآورى سخنان، تیترها و مقالههاى آنان براى خودشان هم اکنون مایه تاسف است. سوم تیر همه آنان را در حیرت و سردرگمى فرو برد همانطور که انقلاب اسلامى در سال 57 بزرگترین نظریهپردازان و اندیشمندان علوم اجتماعى را در سردرگمى فرو برد. به همین دلیل مىتوان ادعا کرد که سوم تیر یک پدیده مهم اجتماعى در تاریخ معاصر ایران خصوصا سالهاى پس از انقلاب اسلامى است. این اتفاق نه تنها در چارچوب امکانات تحلیلى و تبینى موجود غرب نمىگنجد بلکه صحت مطلق و کارآمدى آنها را در پیشبینى تحولات جهانى به چالش بزرگى مىطلبد. متاسفانه درداخل نیز برخى به بیراهه رفتند و از تحلیل واقعیت سوم تیر عاجز ماندند و به جاى پذیرش واقعیت، به ارائه تحلیلهایى دست زدند که پذیرش آنها از سوى مردم و نخبگان کشور غیرقابل پذیرش است. عدهاى براى راحت کردن خیال خود و دادن تسکین و آرامش به خود گفتند که در انتخابات تقلب صورت گرفته و با دلایل غیرواقعى و برآمده از خیال، سلامت انتخابات حماسى سوم تیر را زیرسوال بردند تا شاید شوک وارد آمده به خود را بتوانند تحمل کنند. این تحلیل مشکلى از مشکلات آنان را حل نخواهد کرد و پیامد خطرناک آن فرو بردن آنان در جهل مرکب است. فرافکنى در عرصه اجتماعى غلط و اشتباه بزرگى است که متاسفانه به دلیل سنگینى شوک وارد آمده در سوم تیر عدهاى از تمسک به آن ناچار شدند چرا که راه دیگرى را براى تسلى خود و حفظ پرستیژ باقیمانده خود نیافتند. عدهاى دیگر تحلیل جالبى ارائه کردند. آنها گفتند که سوم تیر جزء وقایع غیرقابل تبیین استثنایى تاریخ است که به ندرت و شاید یک بار براى همیشه و بدون هیچ نوع منطق و قانونمندى به وقوع مىپیوندند و پس ازمدتى به حاشیه وانزوا فرستاده خواهند شد.
پس از سوم تیر صداهاى گوناگونى از گوشه و کنار بلند شد که مىگفتند جریان پیروز در انتخابات جریانى بىریشه است که تصادفا به پیروزى رسیده و بزودى افول خواهد کرد. خطاب به این دسته از افراد و همه آنانى که به دنبال تحلیل صحیح پدیده سوم تیر هستند باید گفت این نوع مواجهه با سوم تیر نه تنها ما را از تمرکز علمى و نظرى بر آن باز مىدارد بلکه از جایگاه تاثیرگذار آن در جریان نظریهپردازى بومى اجتماعی- سیاسى پرده بر مىدارد. سوم تیر از چنان عظمت و قدرت تاثیرگذارى برخوردار است که بسیارى از ذهنهاى خفته را بیدار کرده و بسیارى از تحلیلگران غیرمغرض و حقیقتیاب را به خود جلب کرده و لذا اینگونه تحلیلها مشترى چندانى ندارد و دردى را از طراحان آن دوا نخواهد کرد. به هرحال ملت بزرگ ایران در حالى 30 سالگى انقلاب خود را تجربه مىکنند که در راس قوه مجریه دولتى احیاگر قرار دارد که به آرمانها و اهداف این انقلاب پایبند است و براى تحقق آنها سرازپا نمىشناسد و با تمام وجود در راه اعتلاى آن تلاش مىکند. دولتى که در راس آن شخص دکتر احمدىنژاد دینداری، عدالتطلبی، آبادانى و تعالى همهجانبه ایران را سرلوحه کار خود قرارداده است. رئیس جمهور و مسئولین در مشى اجرایى خویش پیاده نمودن عدالت، مردمى بودن و شکست رانتهاى عدالتسوز را پیشه خود کردهاند و با سیاستها و اقداماتى تکلیفگرایانه نوعى انقلابىگرى و روحیه جهادى را به نمایش گذاشتهاند. یکسال به پایان کار دولت نهم باقى مانده است. امید مىرود دولت نهم در فرصت باقیمانده حداقل اقدامات خدمات و انجام شده طى سه سال گذشته را به صورت مبسوط به ملت ایران گزارش دهد. هیچ کس نمىتواند در تلاشهاى بىامان و خستگىناپذیر دولت و شخص رئیس جمهور که بحق خادم ملت است شک کند. این زحمات درخور تقدیر و شناساندن است.