جمله ای اساسی و مبنائی از شهید مظلوم آیت الله بهشتی به یادگار مانده که برای بسیاری از دردهای مزمن امروز جامعه ما داروئی شفابخش است . در آستانه بیست و هفتمین سالگرد فاجعه هفتم تیر و شهادت مظلومانه 72 یار و خادم مردم بویژه سیدالشهدای انقلاب که معمار بنای باشکوه نظام جمهوری اسلامی است بهره گیری از این جمله پرمحتوا و آموزنده بسیار مناسب است .
جمله اینست : « جاذبه در حد اعلای امکان و دافعه در حد ضرورت از ویژگیهای خط امام است » .
برای جنبه اجتماعی خط امام خمینی که بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی است این جمله از مفهومی جامع و کاربردی برخوردار است . در آن سالها که دوران صدر انقلاب بود و تشریح و تفسیر روشن و کاربردی خط امام از نیازهای حیاتی جامعه بویژه فعالان سیاسی و دست اندرکاران نظام بود شهید بهشتی بهترین شارح خط امام محسوب می شد. به همین دلیل جمله زیبا و پرمحتوای او درباره حدو مرزهای جاذبه و دافعه از نظر امام در آن زمان همچون خورشیدی درخشید و بر تارک جامعه نشست و برای مشتاقان پیمودن راه صحیح انقلاب و اسلام بسیار راهگشا و هدایتگر بود.
جاذبه و دافعه دو اصل کاربردی ماخوذ از دو فرع اعتقادی « تولی و تبری » هستند که همه مسلمانها چه در زندگی فردی و چه در تعاملات اجتماعی به آنها نیاز دارند. این نیاز همواره احساس می شود و در سالهای اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل عوارض طبیعی ناشی از التهاب های آن دوران بیشتر محسوس بود. آیت الله بهشتی که متفکری دوراندیش بود خسارت های ناشی از دافعه شدید آن دوران را به درستی تشخیص داده بود وبرای سنگین تر کردن کفه جاذبه با هدف جلوگیری از خسارات شدید دافعه بیش از اندازه این جمله را در یکی از سخنرانی ها به زبان آورد که بلافاصله توسط بخش تبلیغات حزب جمهوری اسلامی در قالب برگه هائی همراه با تصویری متبسم از خود ایشان چاپ و توزیع شد و در بخش های مختلف جامعه با استقبال زیادی مواجه گردید و توسط انجمن های مختلف در تهران و شهرستانها به صورت خودجوش تکثیر و توزیع و در مکان ها و منظرهای عموم نصب شد.
تاثیر این جمله کلیدی در تعدیل رفتارهای آن دوران چشمگیر بود و همین تعدیل موجب نزدیک شدن فکرها استفاده از نیروهای کاردان و مستعد کاهش برخوردهای غیراصولی و تقویت اتحاد وفاداران به امام و انقلاب شد. البته بخش دوم این جمله که از لزوم « دافعه » سخن به میان می آورد اما آنرا با دو قید محدود می کند یکی درصورت ضرورت و دیگری حتی درصورت ضرورت نیز فقط به میزان حداقل این بخش نیز آثار مفیدی داشت و همه فعالان سیاسی را به سوی جهت گیری صحیح و اصولی در برابر افراد و جریان های معاند و پرهیز از افراط هدایت کرد.
قطعا مهمترین عامل تصمیم گیری دشمنان برای حذف آیت الله بهشتی توانائی ها و کارآمدی های او بود همان ویژگی بارزی که موجب این قبیل تاثیرگذاری های او در جهت دهی صحیح به نیروهای انقلاب میشد. دشمنان مردم و دشمنان انقلاب بهتر از دوستان او را شناخته بودند و به همین دلیل بسیار زود تصمیم به حذف او گرفتند کما اینکه بسیار زود تصمیم به حذف دیگر بزرگان انقلاب و یاران امام گرفتند.
امروز نیز فعالان سیاسی و مسئولان ما به فهم دقیق این کلام شهید مظلوم آیت الله بهشتی شدیدا نیازمند هستند. موضعگیری های تند اظهارنظرهای افراطی بزرگ جلوه دادن عیب ها و ضعف ها تلاش برای حذف نیروهای کارآمد وپرتوان و پرتجربه انگ زدن ها شایعه پراکنی ها و به هر چیزی متوسل شدن برای خارج ساختن دیگران از صحنه بیماری های کشنده ای هستند که امروز گریبان نیروهای انقلابی را گرفته و خطرهای زیادی برای جامعه و انقلاب آفریده اند. موضعگیری ها به قدری تند است که گوئی همه معتقدند « شیطان بزرگ » دیگر آمریکا نیست بلکه باید آنرا همینجا و در میان خودی ها جستجو کرد!
از عجایب روزگار ما اینست که افرادی که در مسئولیت های بالا قرار دارند و حتی کسانی که از سوابق انقلابی و همراهی با امام برخوردارند فراموش کرده اند که ما دشمنان مشترک فراوانی داریم و فراموش کرده اند که درگیر شدن نیروهای انقلاب با همدیگر خواست دشمنان است و سم مهلکی است که اساس انقلاب و نظام و استقلال کشور را به خطر می اندازد. از یکسو آمریکا به ما چنگ و دندان نشان میدهد و در منطقه مشغول تحکیم قدرت نظامی خود است از سوی دیگر صهیونیست ها تحرکات و تحریکات خود علیه جمهوری اسلامی ایران را شدت بخشیده اند و در همین حال فرصت طلبان داخلی مشغول بهره برداری از زمینه هائی هستند که دوستان نادان و دشمنان دانا فراهم کرده اند. آیا این خردمندی است که در چنین شرایطی نیروهای خودی نیز به بهانه های مختلف به جان همدیگر بیفتند و برای تضعیف و حذف همدیگر تلاش کنند
ما هر سال اجلاسیه های وحدت برگزار می کنیم و فریادهای دعوت به وحدت و اتحادمان در قالب تبلیغات گوش فلک را کر می کند ولی خودمان درست در جهت عکس آنچه می گوئیم عمل می کنیم ! بی تردید عناصری وجود دارند که ماموریت دارند مانع وحدت و همدلی نیروهای انقلاب شوند و با قلم ها و زبان های مسموم خود بذر اختلاف در جامعه بپاشند و البته افرادی نیز وجود دارند که ناخواسته و از روی نادانی به آتش اختلاف دامن می زنند اما سئوال اینست که چرا با دسته اول برخورد نمی شود و چرا برای هدایت دسته دوم از مبانی روشن خط امام که نمونه ای از آن تبیین مرزهای جاذبه و دافعه در کلام شهید مظلوم آیت الله بهشتی است استفاده نمی شود
متاسفانه اکنون نه تنها چنین اقدامات بازدارنده ای وجود ندارد بلکه صاحبان قلم ها و زبان های مسموم تفرقه افکن و هتاک حتی تشویق هم می شوند. حامیان قلم ها و زبان های هتاک و تفرقه افکن باید بدانند این در همیشه برروی یک پاشنه نمی چرخد و تجربه همین سه دهه گذشته این واقعیت تلخ را به اثبات رسانده است که همین قلم ها و همین زبان های بی مهار سرانجام روزی علیه حامیان امروز خود لجن پراکنی خواهند کرد. حساب پاسخگوئی در محضر خدا و روز قیامت نیز امری جداگانه است که هیچکس را از آن گریزی نیست .
بدین ترتیب آیا بهتر نیست این توصیه بهشتی را آویزه گوش کنیم و با بکار بستن آن به وظیفه پاسداری از خون سیدالشهدای انقلاب اسلامی و سایر شهدای کربلای ایران عمل نمائیم