صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ تير ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۴  ، 
کد خبر : ۳۴۰۲۹

دولت رسانه گریز یا رسانه هاى دولت گریز


بخش گفتگو:آسیب شناسى ضعفهاى دولت نهم فارغ از هرگونه جانبدارى غیر منصفانه مى تواند در یک سال آتى راهگشاى برخى از مشکلات فرارو باشد.یکى از ضعف‌هاى دولت نهم در سه سال گذشته عدم برقرارى ارتباط مناسب با رسانه‌هاى دیداری، شنیدارى و بخصوص نوشتارى کشور بوده است . واقعیت این است که اگر موفقیت‌هاى بى‌سابقه اقتصادی، سیاسى واجتماعى دولت نهم را دولتهاى گذشته به دست آورده بودند، به واسطه اطلاع رسانى و تبلیغات، به گونه‌اى افکار عمومى را متقاعد مى‌کردند که تا چند دور پیاپى رئیس جمهور از جناح موردنظرشان برگزیده شود. اما دولت احمدى‌نژاد در سه سال گذشته نتوانسته به نحو مطلوب و مناسبى با رسانه‌ها ارتباط برقرار کند و به اطلاع رسانى اقدامات و فعالیت‌هاى خود بپردازد تا بلکه بخشى از نگرانى‌هاى دلسوزان جامعه برطرف گردد. سوال اینجاست که دولت رسانه گریز است و یا اینکه رسانه‌ها از دولت مى‌گریزند؟ در تحلیل اجتماعى این موضوع برخى به بى‌اعتمادى و حتى بى‌اعتقادى جریان فکرى اصولگرا نسبت به روزنامه‌ها و به شکل اعم رسانه‌هاى مدرن استناد مى‌کنند. اساسا از نظر پایگاه اجتماعى سنتی، روزنامه خوان‌ها و روزنامه‌نگاران متعلق به بخش‌هاى برج عاج نشین جامعه هستند و این افراد نوعى تلقى روشنفکرانه از روزنامه‌ها دارند. در حالى که رسانه‌هاى سنتى مانند منبر در بین این پایگاه اجتماعى از جایگاه ویژه‌اى برخوردار است. از سویى برخى نخبگان جریان سنتى نیز به تولیدات رسانه‌ها به عنوان نازل‌ترین کالاهاى فرهنگى یک جامعه مى‌نگرند و حاضر نیستند بر روى آنها سرمایه‌گذارى نمایند.

اما به نظر مى‌رسد که این تفسیر تاحدودى مبالغه‌آمیز است. با پیشرفت ابعاد مختلف رسانه‌اى در جهان امروز نمى‌توان مدعى شد که بخش فراگیرى از جامعه تلقى چند دهه پیش را از رسانه دارند و در یک سکون رسانه‌اى به سر مى‌برند. از سویى هیچ کس نمى‌تواند منکر قدرت و توانایى‌هاى رسانه‌اى در فرآیند گفتمان سازى اجتماعى باشد و مدعى عدم نفوذ گسترده رسانه‌ها در میان مردم شود. رسانه‌ها از زبان مردم و به زبان مردم حرف مى‌زنندو این تنها بخشى از رموز نفوذ اجتماعى آنان است.

لذاست که ایراد بر سر نحوه برقرارى ارتباط میان دولت اصولگرا و رسانه‌هاست. رسانه در بهترین حالت محملى براى انتقال پیام‌هاى اجتماعى است. تولید پیام را باید در جاى دیگرى جستجو کرد. رسانه‌ها به دلیل روزمرگى و حجم سنگین پیام‌هاى روزانه تنها فرصت مى‌کنند به این پیام‌ها جهت دهند. روزانه هزاران پیام در جامعه تولید مى‌شود و رسانه تنها خود را موظف مى‌داند که پیام‌ها را مبتنى بر امیال صاحبان رسانه انعکاس دهد.

به نظر مى‌رسد که دولت باید نبض تولید پیام را در دست بگیرد. برون‌دادهاى خام دولت براى تبدیل شدن به یک پیام خواه ناخواه در یک فرآیند بازسازى قرار مى‌گیرند و چه بهتر است که خود دولت داده‌هاى خام رابه شکل پیام منعکس کند. به عنوان مثال اگر آمارى از تبعات زیست محیطى سهمیه‌بندى بنزین در ارگان‌هاى مختلف تهیه مى‌شود، این آمار به صورت خام هیچ ارزش تبلیغاتى براى دولت نخواهد داشت. زمانى که داده‌هاى زیست محیطى تدوین شود و به شکل یک پیام از زبان سخنگوى هیئت دولت منتشر شود آنگاه مى‌توان مدعى اطلاع رسانى مناسب و صحیح به مردم شد. در مقوله سهام عدالت که ظرفیت تبلیغاتى بالایى دارد و چندین وزارتخانه در دولت درگیر این امر هستند تا این اواخر بسیارى از مردم و حتى روزنامه نگاران نمى‌دانستند که سهامى که به هر فرد واگذار مى‌شود به لحاظ قیمتى چه ارزشى دارد. در دوره خاتمى مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهورى مبتنى بر منویات سیاسى واجتماعى دولت بخشى از وظیفه تولید پیام را عهده‌دار بود. شاید این مرکز در جریان سازى رسانه‌اى یکى از موفق‌ترین‌هاى دولت خاتمى بود. اما در اینکه امروز این مرکز چه نقشى در تولید پیام براى دولت احمدى‌نژاد دارد، جاى سوال بسیار است. به هرحال دولت نهم باید سیاست رسانه‌اى خود را بازسازى کند زیرا رسانه‌ها تشنه پیام هستند و نمى‌توان رسانه‌ها را دولت گریز قلمداد کرد

از سویى یک رسانه به عنوان بخشى از جامعه مدنى وظیفه دارد سرمایه اجتماعى را تقویت کند و موجبات همدلى و اعتماد عمومى را فراهم سازد. دروغ‌پردازى رسانه‌ها علیه شهروندان یا دولت، سرمایه اجتماعى را کاهش مى‌دهد و از میزان اعتماد و مشارکت عمومى مى‌کاهد. اما سوال اصلى اینجاست که چرا وقتى در فضاى سیاسى حاکم مى‌توان تعامل داشت برخى بنا را بر تقابل مى‌گذارند . بازیگران و کنشگران یک سیستم سیاسى چه آنانى که در راس قدرت هستند و چه آنهایى که رقیب جناح حاکم‌اند، اگر رقابت را بازى برد - باخت ببینند هر برد و باختى که محقق مى‌شود لطمه‌اى بر پیکره نظام سیاسى است. در حالى که بازى مطلوب جریانات رقیب در یک نظام سیاسى در قالب برد - برد تعریف مى‌شود. استراتژى تخریب دولت و تضعیف مجلس از جانب برخى روزنامه‌هاى دوم خردادى رویکرد صوابى نیست و مطمئنا اقبال عمومى را به سوى اصلاح‌طلبان جلب نمى‌کند . اساسا جبهه اصلاحات زمانى موفق خواهد بود که بتواند در مقام ایجاب نقش سازنده‌اى را ایفا کند و در عمل قابلیت‌هاى خود را بروز دهد. تخریب، شایعه‌سازی، دروغ‌پردازى و بدگویى نوعى رفتار منحرف خارج گودى است که در هیچ یک از استاندارد‌هاى اخلاقى حتى غربى نیز نمى‌گنجد.از سویى دروغ‌پردازى علیه دولت با تضعیف سرمایه ‌اجتماعی، آتیه کار را براى رقباى دوم خردادى سخت‌تر مى‌کند. به هر حال گردونه رقابت در گردش است و اگر روزى مجددا اصلاح‌طلبان به قدرت برسند با سرمایه اجتماعى ضعیف شده نمى‌توانند به نحو مطلوبى سیستم اجرایى و تقنینى کشور را اداره کنند.در پاتولوژى و آسیب‌شناسى رفتار غیراخلاقى برخى روزنامه‌هاى دوم خردادى باید بین مفهوم سرمایه‌ اجتماعى و مقوله امنیت ملى پیوند زد. تخریب سرمایه اجتماعى با کذب گویى رسانه‌اى اقدام علیه امنیت ملى است . صاحبان رسانه‌هاى جبهه دوم خرداد به خوبى بر این موضوع واقف هستند و بایستى در روزنامه‌هاى تحت نظر خود بازنگرى جدى کنند. چشم‌ها را باید شست ،‌جور دیگر باید دید . مى‌توان بازى را از فاز تقابل که به نفع هیچ‌کس نیست وارد فاز تعامل و همدلى کرد

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات