قاسم غفوری
تحولات سرزمینهای اشغالی فلسطین در هفتههای اخیر در دو بعد قابل تامل میباشد. از یک سو یورشهای گسترده صهیونیستها به مناطق فلسطینینشین و تلاش آنها برای دگرگونی در ساختار این مناطق و استمرار سیاستهای توسعهطلبانه است و از سوی دیگر تقابل گروههای فلسطینی و تشکیلات خودگردان است که فلسطین را به دو بخش غزه تحت حاکمیت حماس و کرانه باختری با محوریت دولت اضطراری سلام فیاض تقسیم کرده است. در کنار تحولات داخلی فلسطین، نکته قابل تامل عملکردها و بعضا حمایتهای رژیم صهیونیستی از ابومازن است که در ابعاد گوناگون اجرا میشود. هر چند سیاست صهیونیستها عدم پذیرش فلسطینیان و در نهایت تضعیف و نابودی تمام آنها است اما در مقطع کنونی رویکرد آنها حمایت از ابومازن است.
1) رویکرد حمایتی رژیم صهیونیستی به ابومازن هرچند پس از درگیریهای داخلی میان فلسطینیان و تشکیل دولت اضطراری افزایش یافته است، اما ریشههای آن را پیش از تشکیل دولت اتحاد ملی میتوان مشاهده کرد. در شرایطی که ابومازن روند سازش با صهیونیستها را در دستور کار قرار داده است آنها نیز به حمایت از آن پرداختهاند. یورشهای گسترده به غزه و بازداشت و ترورهای هدفمند رهبران حماس و نمایندگان پارلمان فلسطین برای تضعیف حماس در برابر نیروهای تشکیلات خودگردان، لغو محاصره اقتصادی و اعطای کمک 90 میلیون دلاری از داراییهای بلوکه شده به ابومازن، آزادی 250 اسیر فلسطینی از سران فتح، به رسمیت شناختن دولت غیرمردمی سلام فیاض و کمک به آن، ارسال سلاح تجهیزات نظامی برای گارد نظامی تشیکلات خودگردان رایزنی با ابومازن و نمایندگان تشکیلات خودگردان تا بدان حد که از سفر ایهود اولمرت، نخست وزیر رژیم صهیونیستی به کرانه باختری برای دیدار با ابومازن خبر دادهاند و ... را میتوان از حمایتهای مستقیم رژیم صهیونیستی از ابومازن ارزیابی کرد که در هفتههای اخیر اجرا میشود.
2) بعد دیگر حمایت صهیونیستها از ابومازن را میتوان در عملکرد آمریکا و کشورهای غربی مشاهده کرد. لغو تحریمهای اقتصادی تشکیلات خودگردان فلسطین و اعطای کمکهای مالی به دولت انتصابی سلام فیاض در حالی که دولت مردمی اتحاد ملی در محاصره قرار دارد، اعمال فشارهای جهانی برای سرکوب مقاومت، ارسال سلاح و کمکهای نظامی که بالغ بر بیش از 100 میلیون دلار میشود، رایزنیهای مکرر مقامات غربی با سران عرب برای حمایت از ابومازن و تحریم غزه، سکوت در برابر کشتار فلسطینیان بویژه رهبران گروههای مقاومت به دست جوخههای ترور نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان «گروه محمد دحلان»، فعالسازی کمیته چهارجانبه برای حمایت و حفظ تشکیلات خودگردان به عنوان تنها بازیگر روند صلح و ... از جمله حمایتهای غربی و متحدان رژیم صهیونیستی از ابومازن میباشد.
هرچند که صهیونیستها در چارچوب منافعشان تلاش دارند تا از ابومازن حمایت کنند اما روند تحولات سیاسی و امنیتی سرزمینهای اشغالی این تحرکات را با چالشهای بسیاری مواجه ساخته که میتواند شکست آنها را به همراه داشته باشد.
حمایتهای گسترده مردم فلسطین از حماس که در کنار قوای نظامی مولفهای مهم برای حفظ آن خواهد بود، تاکید بسیاری از کشورها و حتی سازمان ملل بر مشروعیت دولت انتخابی اتحاد ملی به رهبری حماس، دوری بسیاری از نزدیکان ابومازن از او بویژه در فتح و ساف که وی را در انزوا قرار میدهد، نارضایتی فلسطینیها از افراد و گروههایی که در روند سازش قرار گرفتهاند، صهیونیستها بر تضعیف و نابودی تمام گروههای فلسطینی حتی تشکیلات خودگردان برای اجرای اهداف توسعهطلبانه در کرانه باختری و غزه و ... عواملی هستند که خواستههای ابومازن و طرحهای حمایتی صهیونیستها از او را با شکست مواجه میسازد. لذا وی چارهای جز پذیرش گفتوگو با حماس و تقسیم قدرت با آن را ندارد چرا که استمرار روند کنونی ضمن ارتقای جایگاه مردمی حماس و اقتدار آن، تضعیف تشکیلات خودگردان و شخص ابومازن را به همراه دارد که نه حمایت رژیم صهیونیستی و نه سیاستهای غرب هیچکدام نمیتواند او را از شسکت دور سازد بنابراین ابومازن چارهای جز پذیرش حماس بدون پیش شرط نخواهد داشت.