رضا گرمابدری
چندی پیش جهت انجام ماموریتی به اصفهان رفتم، پس از اندکی استراحت در محل استقرار عازم مقصد اصلی که تا محل استقرار فاصله زیادی داشت، شدم. برای رسیدن به محل مورد نظر می بایست از خیابانهای اصلی و پر ازدحام شهر عبور می کردم. در زمان بازگشت به محل استقرار یک مرتبه متوجه شدم، در طی این مسیر طولانی حتی با یک مورد از صداهای گوشخراشی که در تهران از داخل خودروها شنیده می شود، مواجه نشدم، از برادری که رانندگی خودرو را به عهده داشت و از اهالی اصفهان بود، درباره این موضوع سوال کردم و او پاسخ داد در اصفهان بلند کردن صدای نوار داخل خودرو با هر محتوایی که باشد به گونهای که صدای آن در بیرون خودرو شنیده شود، جرم تلقی می گردد و با آن برخورد می شود و چون مراکز مربوطه با این مسئله قاطع برخورد کرده اند، کمتر کسی جرات انجام چنین جرمی را دارد لذا از این جهت شهر آرام شده است. موفقیت اجرای این طرح در اصفهان از یک سو دلیلی بود بر ابطال نظر کسانی که با استدلالهای ضعیف این گونه اقدامات را محتوم به شکست می دانستند و از دیگر سو نوید می داد که چنانچه مسئولین انگیزه قومی و معطوف به عمل برای اصلاح ناهنجاریهای اجتماعی و فرهنگی داشته باشند راهکار و موفقیت قابل حصول است.
نیروی انتظامی تهران بزرگ اعلام کرد از ابتدای اردیبهشت ماه طرح «ارتقای سطح سلامت و امنیت اجتماعی» را اجرا خواهد کرد، با وجودیکه موضوع طرح محورهای متعددی دارد، اما آنچه که بیشتر مورد توجه قرار گرفته و بحث برانگیز شده، محور برخورد با خانمهای بدحجاب است. در این خصوص دو دیدگاه کلی ابراز شده، برخی موافق و برخی مخالف اجرای طرح هستند. انگیزه مخالفین بیشتر سیاسی می نماید و انگیزه موافقین برآمده از اعتقادات دینی و علایق سنتی و دستیابی به آرامش و امنیت اجتماعی است. در چنین اقدام بسیار حساس و ظریف که در اصل و اساس آن هیچ شک و شبههای وجود ندارد، تحلیل و نگاه طراحان نسبت به موضوع در موفقیت و عدم موفقیت آن بسیار حائز اهمیت است. در حالی که طرح در گامهای اولیه اجرا قرار دارد. یادآوری چند نکته به منظور اصلاح وتقویت آن ضروری می نماید:
1- در گذشته اجرای طرحهای مشابه در کوتاه مدت شکست خورده و خود عاملی برای شیوع فزاینده بعدی رفتار سوء شده است.
2- تهاجم فرهنگی دشمن که از سالهای گذشته آغاز شده با کمترین نشان و سروصدا و لکن با قدرت در جریان است و لذا می بایست جا و نقش دقیق آن را در موضوع شناسایی و راههای مقابله با آن را پیدا کرد.
3- با شناسایی کامل مراکزی که از نظر قانونی اجازه اعمال ضوابط محدودکننده اینگونه ناهنجاریها را دارند، آنها را جهت همکاری دعوت و ارشاد کرد مانند وزارتخانهها و مراکز تابعه، سازمانهای دولتی، مدارس، دانشگاهها و...
4- نظارت دقیق بر انواع پوشاک و تولیدات عرضه شده
5- فعال کردن طراحانی که قادر هستند با رعایت موازین شرعی گونههای مختلف لباس که بتواند خواسته قشر بانوان را تامین کند، تولید و به بازار عرضه کنند.
6- تقسیم بندی افراد بدحجاب به دو گروه اقلیت و اکثریت. اقلیتی که در موارد نادر عامدانه و برنامه ریزی شده و هدفمند در مسیر تهاجم فرهنگی اقدام به بدحجابی و احیانا بی حجابی می کنند که در صورت کشف چنین موردی می بایست برخورد، بسیار سخت گیرانه باشد و اکثریتی که از سر جهل و ناآگاهی گرفتار تقلید کورکورانه و بی هدف شدهاند که نیازمند برخورد ارشادی و ترحم آمیز هستند که رفتار مناسب با آنها تا حد بسیار زیادی می تواند از دامنه التهاب و خسارات احتمالی بکاهد.
7- برانگیختن عواطف و حس مسئولیت خانوادهها از طریق اجرای برنامههای کارشناسی و مستند از طریق رسانه ملی و مطلع کردن آنها از عواقب خطرناک موضوع.
8- وادار ساختن مراکز بسیاری که در شکل دادن به فرهنگ اجتماعی وظیفه مصرح و ذاتی دارند به انجام وظیفه که در غیر این صورت، موجهای سنگین تهاجم فرهنگی در نوبتهای بعدی تمامی اقدامات و دستاوردها را از بین خواهد برد.
9- شاید از همه مهمتر نوع رفتار ضابطین با متخلفین بویژه گروهی که از سر جهل و ناآگاهی مرتکب چنین رفتاری می شوند و همچنین استمرار اجرای طرح تاحصول نتیجه نهایی باشد.