ترور یکی از مقامهای بانفوذ و بلندپایه لبنان در آستانه راهپیمایی بزرگ معارضان دولت "فواد سینیوره"، از سوی برخی ناظران پیش بینی میشد.
در همین راستا "پیر جمیل" وزیر صنایع لبنان و عضو خاندان بانفوذ جمیل در هفته گذشته در یک حادثه تروریستی بر اثر اصابت ۲۴گلوله در حومه مسیحینشین بیروت جان خود را از دست داد.
مهم تر از همه حتی سوژه هدف در این اقدام تروریستی، اهداف و تبعاتی است که میتواند بطور اصولی بر فرآیند تحولات لبنان جنگزده و خسته از بی ثباتیها تاثیر بگذارد. به عبارت دیگر برای درک حادثه تروریستی سهشنبه گذشته بیروت بیش از آنکه شرح واقعه مهم بنماید، اهداف این اقدام خونبار با لحاظ پیش زمینههای آن اهمیت دارد.
در این حال سادهانگارانهترین قضاوت درباره ترور جمیل و عاملان آن ممکن است همانی باشد که آمریکا و رژیم صهیونیستی عجولانه در بوق و کرنا کردند، ولی بیگمان مردم هشیار لبنان و ناظران منطقهای و جهانی نمیتوانند سهلترین گمان و قضاوت را در اینباره اعلام کنند.
ترور پیر جمیل وزیر صنایع دولت فواد سینیوره و عضو برجسته گروه ۱۴ مارس که اصلیترین مشخصهاش مخالفت با سوریه و حمایت از سیاستهای غربی است در وهله نخست میتواند فرصتی برای دولت سینیوره فراهم کند که به تعبیر برخی ناظران رو به اضمحلال دارد.
همچنین است عنصر پشتیبان و حامی برای گروه ۱۴مارس که از قضا توانمندیهایش را در پی ترور "رفیق حریری" کسب کرد و توانست به سرعت بر موج احساسات مردم سوار شده و افکار عمومی لبنان را به سود خود تحریک کند.
جنگ ۳۳روزه رژیم صهیونیستی علیه حزبالله لبنان و اراده جاری در شورای امنیت سازمان ملل در تصویب تشکیل دادگاه بینالمللی بررسی پرونده ترور حریری میتوانست دستاویزهای لازم را برای پیشروی استراتژیک گروه ۱۴ مارس فراهم آورد، اما حزبالله با مقاومت بیبدیل خود در برابر حملات سهمگین ارتش اسراییل و آنگاه اجبار "تل آویو" مبنی بر پذیرش عقب نشینی از لبنان همه امیدواریهای پیش از این را به یاس مبدل کرد.
در این حال وضع جدید فرصتی برای موقعیتسازی سوریه بود که بتواند ضمن حفظ تاثیرگذاریهایش در لبنان، نقش خود را در منطقه بازسازی کند. حضور "ولید معلم" وزیر امور خارجه سوریه در بغداد، پایان ضربالاجل حزبالله به دولت سینیوره برای پذیرش کنارهگیری از قدرت و تن دادن به برگزاری انتخابات و کمرنگ شدن نقش ایالات متحده در تحولات منطقه بویژه در لبنان و فلسطین و سرانجام تقویت احتمال توافق میان جناحهای فلسطینی برای تشکیل دولت وحدت ملی، فضایی از بیم و امید را میان بازیگران اصلی منطقه ایجاد کرده است.
حال با لحاظ همه موارد بالا کدامیک از طرفهای فعال در صحنه میتواند از حادثه تروریستی سهشنبه گذشته بیروت سود برده باشد ؟ حزبالله لبنان، سوریه، رژیم صهیونیستی یا ایالات متحده ؟
غیرعقلانیترین رفتار همان است که باور کنیم سوریه یا حتی حزبالله حامی چنین اقدامی آن هم در زمان حاضر باشند. در حالی که نتیجه چنین اقدامی میتواند به ایجاد بیثباتی و از هم پاشی وحدت ملی در لبنان انجامیده و همه دستاوردهای مقاومت حزبالله را از حیث روانی و شرایط عینی پس از جنگ ۳۳روزه نابود کند.
علاوه بر این تبعات چنین کاری میتواند تلاشها برای خلع سلاح حزبالله، تقویت دولت از نفس افتاده سینیوره و گسترش نفوذ آمریکا را در جامعه لبنان افزایش دهد. همچنین میتوان به گسترش فشارهای بینالمللی علیه دمشق اشاره کرد.
درست به همان دلایل بالا نه سوریه و نه گرایشهای نزدیک به آن با وجود همه اختلافها با جناحی که جمیل وابسته به آن بود، هرگز تا این اندازه نابخردانه عمل نکرده و نخواهند کرد.
تجربیات پیشین بویژه درباره حزبالله نشان داده است که این تشکل با موقعیت سنجیهای واقع گرایانه یکی از خردمندترین بازیگران صحنه لبنان و خاورمیانه بوده است.
اما در مقابل آنچه میتواند اهداف ترور پیر جمیل را به سود رژیم اسراییل هدایت کند به اندازهای است که سبب میشود همه نگاههای هشیار متوجه تلآویو و عوامل نفوذی آن در جامعه لبنان شود.
تلآویو با هرگونه تغییر حتی در وضع جاری لبنان مخالف است. سقوط دولت فواد سینیوره و انزوای هر چه بیشتر گروه ۱۴مارس به مفهوم قدرتمندتر شدن ائتلاف ضداسراییلی در لبنان است. همچنین است شکستی دیگر برای دولت نئومحافظهکار "جرج بوش" که در ماههای اخیر متحمل سختترین ضربات از سوی مخالفانش در منطقه و حتی درون ایالات متحده شده است.
بازگشت سوریه به عرصه تعاملات منطقهای نیز بر خلاف تمایلی است که واشنگتن را در سالیان اخیر به خصومت علیه دمشق ترغیب کرده است. به این ترتیب با چیدن پازل تحولات خاورمیانه میتوان تصویری واقعی تر از حادثه تروریستی سهشنبه گذشته بیروت بدست آورد.
در اینجا آنچه ترجیع بند این درک واقعی است، واکنش مردم لبنان است که میتواند این کشور خسته از جنگهای داخلی و خارجی را از بزنگاه خطرناک کنونی عبور دهد.
تجربه ماههای اخیر لبنان نشان داده است که بر خلاف ترورهایی که به آغاز جنگ داخلی لبنان انجامید، این بار لبنانیها با چشمانی باز اتفاقات جاری را رصد میکنند، از این رو نمیتوان چندان به تحکیم موقعیت دولت کنونی لبنان در پی حادثه تروریستی اخیر امید داشت. همانگونه که رژیم اسراییل نیز قادر به خوشهچینی از موقعیت کنونی نخواهد بود.
خلاقیت هشیارانه لبنانیها سبب سرخوردگی بیگانگان خواهد شد. روزهای آینده برای مردم لبنان و منطقه آبستن اتفاقاتی است که باید امیدوار بود در پس آن منافع این ملت زخم خورده از جنگهای طولانی مستتر باشد