آقاى اسدالله بیات چندى قبل در گفتگویى با نشریه چشم انداز ایران به مسائلى اشاره نمود که نقد اجمالى دو فراز از دیدگاههاى وى ضرورى به نظر مىرسد. وى در بخشى از این مصاحبه راجع به ولایت فقیه در قانون اساسى و نظرات حضرت امام خمینى (ره) مىگوید:« اگر منظور از مطلقه فوق قانون باشد با نظر امام و مبانى فقهى همخوانى ندارد به همین دلیل امام بارها و بارها فرمودند: ولى فقیه بر فقهاى دیگر ولایت ندارد.» البته آقاى بیات پیش از این اظهارنظر امام خمینى (ره) را نیز بانی«ولایت فقیه» مىداند که به نظر مىرسد با توجه به سابقه دیرینه این بحث، اعتقاد نامبرده اشتباه باشد. بلکه بهتر آن است که امام را مجدد بحث ولایت فقیه بدانیم ونه بانی. در هر صورت باید اشاره نقد را به بحثى کوتاه پیرامون معنای« مطلقه» متوجه نمود.
در این مورد باید گفت که واژه «مطلقه» به معناى امکان استفاده از تمامى اختیارات ضرورى و لازم براى اداره حکومت است که خود محدود به حفظ ضوابط خواهد بود همان گونه که امامان معصوم-علیهمالسلام- نیز صاحب ولایت بودند اما ولایتى بدون ضابطه و به دور از میزان و معیار نداشته و خود نیز چنین اعتقادى نداشتند. به عبارت دیگر ولایت مطلقه خود مقید به قیودى است نه اینکه ازهر جهت مطلق باشد این قیود در مواردى از قبیل اجراى احکام الهى ، رعایت مصالح جامعه و تقید تعطیلى احکام اولیه در صورت تزاحم با مصالح نمود پیدا مىکند واین گونه نیست که خودسرانه و دلخواهانه عمل کند.از همین جهت بود که امام خمینی(ره) ولایت را « حکومت و اداره کشور و اجراى قوانین شرع مقدس»(1) مىدانستند. مطلقه بودن به این معنا هیچ تناسبى با «فوق قانون بودن» و یا به تعبیر برخى «دیکتاتورى بودن» ندارد چرا که ولایت مطلقه به معناى اجازه در انجام هر کارى توسط فقیه نخواهد بود چرا که به تعبیر امام (ره) « ولایت فقیه ضد دیکتاتورى است»(2)
مشخص است که طبق گفته آقاى بیات بر اساس نظر امام(ره) منظور از «مطلقه» فوق قانون بودن نیست. اما در این میان دو نکته مبهم به ذهن مىرسد که قطعا پاسخ جناب آقاى بیات به این دو نکته بسیارى از معادلات مجهول و احیانا مبهم را حل خواهد کرد. نکته اول آنکه چه کسى ولایت فقیه را فوق قانون دانسته است که امروزه آقاى بیات با تمسک به این مدعا در صدد پاسخگویى برآمده است؟ نکته دوم آنکه علىرغم اینکه مطلقه بودن ولایت به معناى نامحدود بودن قدرت فقیه نیست، آیا ایشان قائل به زمینى بودن ولایت فقیه هستند و یا آسمانى بودن؟ درست است که ولایت فقیه محدود به حدودى است اما نباید انکار نمود که ولایت او نیز در امتداد ولایت پیامبر و ائمه طاهرین است.آقاى بیات به کلامى از حضرت امام استناد مىکند که به نظر مىرسد هیچ ربطى به اثبات کلام او ندارد بلکه مبین دو مسئله مهم است.
قبل و بعد از جمله امام این دو مسئله به خوبى پیداست ابتدا ایشان مىفرمایند:... « خداوند متعال رسولاکرم-صلى الله علیه و آله و سلم - را «ولی» همه مسلمانان قرارداده و تا وقتى آن حضرت باشند حتى بر حضرت امیر- علیهالسلام- ولایت دارند. پس از آن حضرت امام بر همه مسلمانان حتى بر امام بعد از خود ولایت دارد یعنى اوامر حکومتى او درباره همه نافذ و جارى است و مىتواند قاضى و والى نصب و عزل کند. همین ولایتى که براى رسول اکرم -صلىالله علیه وآله و سلم- و امام در تشکیل حکومت واجرا و تصدى اداره هست براى فقیه هم هست.»و در ادامه خاطر نشان مىکنند:«لکن فقها (ولى مطلق) به این معنى نیستند که بر همه فقهاى زمان خود ولایت داشته باشند وبتوانند فقیه دیگرى را عزل یا نصب نمایند.»(3)مسئله اول در بیان امام فرازمینى بودن ولایت فقیه است و مسئله دوم آن که برخلاف تلقى نامبرده منظور امام از جمله خود ولایت فقها بر فقها آن هم در عزل یا نصب آنان از مقام فقاهت است ونه امور حکومتى و این مسئله هیچ ارتباطى براى تعلیل« فراقانونى نبودن ولایت فقیه» نیست. کوتاه سخن آنکه از بیان امام مىتوان به دو مسئله مهم پى برد. اول فرازمینى بودن بحث ولایت فقیه که مشخص نیست جناب آقاى بیات آیا قائل به این موضوع هستند یا خیر؟ و دیگر آنکه اصلا این بیان هیچ تعلیلى بر بیان آقاى بیات نیست. هر چند حضرت امام نیز به فراقانونى بودن ولایت فقیه معتقد نبودند اما از این عبارات امام نوعى تقدس نهفته در مسئله ولایت فقیه استنتاج مىشود که متاسفانه در پارهاى مواقع از سوى برخى از مدعیان راه امام انکار مىشود.
پىنوشتها:
-1 امام خمینی(ره)، ولایت فقیه ، ص 51
-2 صحیفه نور، ج 1، ص 306
-3 ولایت فقیه ،صص 51و 52