حنیف غفاری
سعید جلیلى دبیر شوراى عالى امنیت ملى کشورمان دیروز اعلام نمود که جمهورى اسلامى ایران براساس توافقات انجام شده در سفر سولانا به تهران پاسخ وزراى خارجه شش کشور و سولانا را با رویکرد تمرکز بر مشترکات و نگاه سازنده و خلاق تهیه و ارائه کرده است. خاویر سولانا، رئیس سیاست خارجى و نماینده عالى اتحادیه اروپا نیز ضمن تشکر از حسن نیت و ارسال پاسخنامه از توافق براى آغاز مذاکرات ابراز خرسندى کرده است.
توافق ایران و اتحادیه اروپا جهت آغاز دور تازه مذاکرات در اواخر تیرماه گویاى پیامهاى مهمى براى نظام بین الملل است.در این خصوص لازم است به سه نکته مهم توجه نماییم:
-1هرگونه موفقیت دیپلماتیک جمهورى اسلامى ایران طى سه سال اخیر مرهون اتخاذ رویکردتهاجمى در سیاست خارجى کشورمان است.واشنگتن و تروئیکاى اروپایى طى سالهاى اخیر بارها بى تعهدى حقوقى خود را نسبت به اتخاذ رویکرد حقوقى نسبت به پرونده هسته اى صلح آمیز ایران نشان داده اند.آنچه مهم است اینکه ما بتوانیم در سایه تداوم گفتگوها “زمان”را به سود خود به گردش در آوریم.به گردش در آوردن زمان به سود ما، جذب کننده فرصتها و دفع کننده تهدیدات محسوب مى شود.آنچه در این مجال اهمیت داردآغاز دوباره گفتگوهانیست،بلکه هنر هدایت این گفتگوها در مجرایى مطلوب است.از سوى دیگر،جمهورى اسلامى ایران در سایه تکیه بر مواضع خود مبنى بر عدم توقف غنى سازى اورانیوم و سایر فعالیتهاى هسته اى صلح آمیز،توانسته است باردیگر در میدان گفتگو با غرب حاضر شود.
-2غرب هم اکنون در سخت ترین وضعیت سیاسى خود به سر مىبرد.پازلهاى سیاسى در ایالات متحده آمریکا به شدت برهم ریخته است و اوباما و مک کین بوش پسر را از هر سو مورد تاخت و تاز قرار مى دهند.در اتحادیه اروپا نیز عدم تصویب پیمان لیسبون ضربه سختى را بر پیکره تروئیکاى اروپایى وارد ساخته است.از این رو سران آمریکا و کشورهاى اروپایى در موضع اقتدار و یکپارچگى قرار ندارند تابخواهند با استناد به شانتاژهاى سیاسى و بازیهاى متعارف غربى با جمهورى اسلامى ایران برخوردنمایند.
-3همان گونه که على لاریجانی،رئیس مجلس شوراى اسلامى تاکید نموده است،فرصت غرب جهت نتیجه گیرى از مذاکرات با تهران رو به پایان است و مسئولیت هرگونه اهمالکارى کشورهاى اروپایى در این زمینه بر عهده ایران نخواهد بود.هم اکنون تهران و غرب دو سوى یک معادله هستند،معادله اى که قهرا نمى تواند به سمت و سوى امیال غرب هدایت شود.واشنگتن و تروئیکاى اروپایى باید با مرور وقایع چند سال اخیر و سنجش موقعیت فعلى ایران در خاورمیانه، نسبت به شناسایى تهران به عنوان قدرتى فناناپذر اقدام نموده و ابزارهاى این شناسایى را با کمک تهران تهیه نمایند.در غیر این صورت،غرب درمسیرى گام بر خواهد داشت که فرجام آن صرف هزینه هاى هنگفت بدون کسب هیچ گونه دستاوردى خواهد بود.غرب جهت جلوگیرى از اتلاف بیشتر هزینه و انرژى خود،باید از عقلاى خود در گفتگو با تهران استفاده کند.متاسفانه در طول سه سال اخیر غرب هرگز از استراتزیستها و تئوریسنهاى واقع بین خود در جریان مذاکرات باتهران استفاده نکرد.با آغاز دور تازه مذاکرات تهران و غرب امکان هرگونه بهانه جویى غرب علیه تهران سلب خواهد شد. از این رو استفاده مجدد غرب از طرفداران جریان سلطه در مذاکراه با تهران مى تواند آخرین فرصتهاى غرب جهت شناسایى رسمى قدرت تهران را از بین ببرد.مسلما در این صورت ملتهاى اروپایى هیچ گاه افرادى مانند مرکل،سارکوزی،براون و خاویرسولانا را نخواهند بخشید.