قاسم غفوری
پرویز مشرف که در سال 1999 با کودتای نظامی علیه نواز شریف قدرت را در پاکستان در دست گرفت اکنون برای حفظ ریاستجمهوری با چالشهای بسیاری مواجه شده که آینده سیاسی آن را در ابهام قرار داده است. تشدید بحرانهای امنیتی و افزایش فشارهای مخالفان داخلی از یک سو و تحرکات و خواستههای آمریکا از سوی دیگر از رویارویی مشرف با دو چالش بزرگ حکایت دارد که موجب اجرای سیاستهای دوگانه و سردرگمی اسلام آباد شده است. تحولات داخلی پاکستان در دو عرصه قابل تامل بیشتری است.
الف) عرصه امنیتی: نظام قبیلهای و ناهمگون پاکستان سبب شده تا این کشور در بسیاری از مقاطع شاهد چالشهای داخلی میان دولت مرکزی و قبایل بویژه در مناطق مرزنشین باشد. با تشدید بحران امنیتی در افغانستان و ساماندهی گروههای طالبان در وزیرستان و پشتونستان، بحران امنیتی در پاکستان نیز تشدید شد. در این میان اسلام آباد با استقرار 80 هزار نیرو در نقاط مرزی به سرکوب معارضین پرداخته که بهرغم تلاشهای صورت گرفته به نتیجه مطلوب دست نیافته است. مشرف در نهایت در سپتامبر 2006 قرارداد «میرامشاه» را با محوریت احترام متقابل دولت و قبایل با مرزنشینان منعقد ساخت اما در این عرصه نیز ناکام ماند. افزایش فعالیت گروههای افراطی از یک سو و اعمال فشارهای آمریکا از سوی دیگر سبب شد تا مشرف بار دیگر در برابر گروههای وابسته به القاعده و طالبان قرار گیرد. افزایش حملات تروریستی، تلفات فزاینده ارتش، بحران مسجد لال، بحران شدید امنیتی، نتایج رویارویی مشرف با نظام قبیلهای پاکستان است.
ب) عرصه سیاسی: در نقطه مقابل، حضور مشرف در پست فرمانده ارتش و استمرار حضور وی در سمت رئیسجمهوری به دلیل مخالفتهای شدید در پارلمان و محافل سیاسی در پردهای از ابهام قرار گرفته است. هرچند اکثریت مجالس سنا و عوام هنوز از مشرف حمایت میکنند اما گروههای معارض بر برکناری او تاکید دارند.
چالش سیاسی مشرف زمانی تکمیل گردید که «بینظیر بوتو» که در سالهای 1988 الی 90 و 93 الی 96 و نواز شریف که در سال 1999 سمت نخستوزیری پاکستان را برعهده داشتند خواستار بازگشت به کشور و حضور در انتخابات برای واداشتن مشرف به تقسیم قدرت و دوری از نظامیگری شدند.
عملکردهای بوتو و نواز شریف که با جنگ رسانهای و راهپیمایی هواداران همراه است، بحرانی فراگیر علیه مشرف به راه انداخته است بگونهای که از هماکنون از برگزاری انتخابات زود هنگام و کنارهگیری مشرف از نظام، در ماههای آینده سخن به میان میآید. این در شرایطی است که وی با بازگشت بوتو و شریف به کشور موافقت کرده است.
ژنرال پرویز مشرف در عرصه خارجی نیز با چالشهای متعددی از سوی ایالات متحده مواجه است.
پس از حوادث 11 سپتامبر آمریکا از پاکستان به عنوان دولتی راهبردی در مبارزه با تروریسم یاد کرد که مهمترین نقش را در منطقه ایفا میکند. پس از گذشت 6 سال از اشغال افغانستان، اکنون سران آمریکا تاکید دارند که بخش اصلی چالشهای آنها در افغانستان ناشی از عملکرد گروههای افراطی سازماندهی شده در پاکستان است. هرچند مشرف در جریان سفر به آمریکا در سپتامبر 2006 از تلاشهای اسلامآباد برای سرکوب افراطیون و طالبان خبر داد و پس از آن عملیاتهایی را در نقاط مرزی انجام داد اما تحولات افغانستان همچون گذشته ادامه یافت. نتیجه این تحرکات چنان بود که «دیک چنی»، معاون جورج بوش در فوریه 2007 در پاکستان هشدار داد: «اگر مشرف نتواند افراطیون را سرکوب کند کمک سالانه 300 میلیون دلاری آمریکا به اسلامآباد قطع خواهد شد.»
در همین حال کنگره آمریکا نیز تهدید به اعمال مجازات علیه پاکستان کرد. نکته مهم آنکه چالش در مناسبات دو کشور تا بدان حد رسید که برخی از نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا نظیر «اوباما» پیروزی در انتخابات را مصادف با حمله نظامی به پاکستان اعلام کردند. با توجه به تحولات جاری مواضع آمریکا در قبال پاکستان در چند محور استوار است اولا واداشتن مشرف به همکاری کامل برای سرکوب مخالفان که با آزادی عمل و با وعده حفظ تمام قدرت همراه است. ثانیا حضور سیاسیون در پاکستان نظیر بوتو و نواز شریف با تقسیم قدرت و واگذاری پست نخستوزیری به آنها و کنارهگیری مشرف از ریاست ارتش، متحدی سیاسی برای آمریکا ایجاد گردد. در این سناریو مشرف و مخالفان برای حفظ قدرت بیش از پیش به سمت آمریکا حرکت میکنند. با توجه به سیاستهای آمریکا و تاکید برخی از مقامات کاخ سفید بر اصل حفظ پرویز مشرف، به نظر میرسد که واشنگتن در تلاش است تا با ایجاد بحرانهای هدایت شده امنیتی و سیاسی، مشرف را در مسیر سناریوی تقسیم قدرت قرار دهد تا دو طیف سیاسی و نظامیپاکستان برای حفظ قدرت و همکاری با آمریکا وادار به همکاری شوند. بر این اساس ژنرال اکنون در دو راهی قرار گرفته که نتیجه آن تحرکات متضاد وی میباشد. وی از یک سو باید با جلب رضایت قبایل تنشهای امنیتی را کاهش دهد و از سوی دیگر تحت فشار مضاعف آمریکا برای سرکوب قبایل اقدام کند. پیششرط آمریکا برای حفظ قدرت مشرف، اقدام وی در چارچوب برنامههای آمریکاست. از سوی دیگر ژنرال استمرار مخالفت خود با «بوتو و شریف» را بمنزله تشدید بحران سیاسی در کشور میداند و اما حضور آنها در انتخابات را نیز تزلزل در حیات سیاسی خود میپندارد. به این ترتیب ژنرال برای حفظ قدرت خود و تامین امنیت کشور با دوگانگیهای بسیاری مواجه است که آینده ژنرال را در ابهام قرار میدهد.