صالح اسکندری
یک عکس فورى از آغاز غیر رسمى رقابتهاى انتخاباتى براى ریاست جمهورى آینده در چند ماه اخیر نشان مى دهد تلاشها و اقدامات برخى جریانات سیاسى بیش از برنامه محورى بر شخصیت مدارى تکیه دارد. این آسیب در دهه گذشته همواره رقابتهاى سیاسى در ایران را تهدید کرده و در برهه هایى نیز توانسته بر سرنوشت انتخاباتهاى مختلف تاثیر بگذارد.
روساى دو دولت سازندگى و اصلاحات، رهبرى جریانات رقیب دولت نهم را در دست گرفته اند و با توسل به ویژگى هاى شخصیتى خود خواسته یا ناخواسته فرهنگ سیاسى مردم ایران را آبستن تصمیم گیرى هاى احساسى مى کنند.
تجربه کشورهاى مردمسالار نشان داده است که با رشد عقلانى جوامع، رفتار انتخاباتى شهروندان به گزینشهاى غیر احساسى و برنامه محور متمایل مى شود و روز به روز بر حجم آراء خاکسترى و کسانى که تا روز آخر تصمیم نمى گیرند، افزوده مى شود. این موضوع سبب مى شود که آراء مردم به طور مستقیم بر کیفیت مادى و معنوى زندگى آنها تاثیر بگذارد و مشارکت عمومى را در سیاستگذارى ها تعمیق نماید.
مردمسالارى دینى الگوى دقیقى از یک دموکراسى کیفى است که در سایه دین مدارى به مشارکت سیاسى عموم مردم، اعم از اکثریت و اقلیت رنگ واقعیت مى زند و ابهامات بى پاسخ دموکراسى هاى لیبرال را برطرف مى کند. این الگو به طور طبیعى در صدد افزایش تاثیر آراء مردم مسلمان بر حیات سیاسی، اقتصادى و فرهنگى جامعه است.
فلشهاى سیاسى در تابلوهاى راهنماى مردمسالارى دینى و تجربه سه دهه گذشته، نخبگان سیاسى را به دفاع مومنانه از مردمسالارى و احترام به حقوق شهروندى هدایت مى کند. نخبگان سیاسى باید بسترهاى مشارکت عمومى را به طور کامل فراهم کنند و مانع از مشکلات ساختارى و کارکردى در مسیر مردمسالارى دینى شوند. یکى از اقداماتى که الیت سیاسى در ایران مى توانند براى خدمت به فرهنگ سیاسى کشور و افزایش کیفیت مردمسالارى دینى انجام دهند هنجار سازى هاى درونى و ایستاربندى هاى اجتماعى حول برنامه محورى در انتخابات مختلف اعم از ریاست جمهوری، مجلس و شوراها است که در نهایت به رفتارهاى انتخاباتى عقلانى شهروندان منجر مى شود.
متاسفانه تحرکات جریانات رقیب دولت نهم در ماههاى گذشته و آغاز ماراتن غیر رسمى رقابتهاى انتخاباتى براى ریاست جمهورى آینده، به خصوص از جانب دوم خردادى ها حاکى از آن است که جریانات رقیب به بهانه پیروزى در انتخابات آینده، رسالت کلیدى خود در تقویت مردمسالارى دینى را فراموش کرده اند و عمده نگاه شان را به پیروزى در انتخابات آینده با توسل به منابع شخصیتى افرادى خاص معطوف کرده اند.
این رهیافت تاکتیکى براى انتخابات آینده اگر چه در ظاهر بى نقص است اما از هم اینک شکست محتومى به انتظار آن نشسته است.
تجربه انتخابات مجلس هشتم نشان داد که با رشد عقلانیت سیاسى در رفتار انتخاباتى مردم ایران و گرایش عمومى به برنامه هاى منقح و شفاف اصولگرایان جریانات سیاسى که مى خواهند با سرمایه گذارى بر نیمکره راست مغز راى دهندگان در انتخابات پیروز شوند سخت در اشتباهند