مهدى سعیدى
قطعنامه 598 ، هشتمین قطعنامه ای بود که شورای امنیت سازمان ملل از ابتدای تجاوز علنی رژیم بعثی عراق به جمهوری اسلامی ایران ، در تاریخ 29 تیرماه 1366 صادر کرده بود. همه قطعنامه های قبلی به علت جهت گیری ناعادلانه آنها از سوی ایران رد شده بود اما در ابتدای صدور قطعنامه 598 بعلت نکات مثبتی که در این قطعنامه گنجانده شده بود از سوی جمهوری اسلامی اعلام شد که ایران جای بحث و مذاکره در این قطعنامه می بیند و آن را نه رد کرد و نه قبول می کند. از جمله این که در بند ششم بر ضرورت تحقیق راجع به شناسایی آغازگر جنگ و در بند هفتم بر لزوم تأمین هزینه بازسازی پس از خاتمه جنگ و در بند هشتم بر ضرورت تقویت امنیت و آرامش منطقه تأکید شده بود.
دلیل خودداری یک ساله جمهوری اسلامی ایران از پذیرش این قطعنامه، حضور روزافزون نیروهای آمریکایی در خلیج فارس و نقض آشکار بند هشتم قطعنامه بود. اما درپی سفر خاویر پرز دکوئه یار، دبیرکل وقت سازمان ملل به تهران، در شهریور 1366 و پذیرش حقانیت مواضع جمهوری اسلامی ایران وسپس نطق رئیس جمهور وقت ایران در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل و تشریح مواضع کشور نسبت به قطعنامه های این سازمان از ابتدای جنگ تا زمان صدور قطعنامه 598 و نیز تبیین نقش مخرب آمریکا در ایجاد فتنه و ناامنی در منطقه ، بستر برای پذیرش قطعنامه فراهم گردید.
البته برای پذیرش قطعنامه دلائل متعددی را می توان نقل کرد که حضرت آیت الله خامنه ای به آن اشاره می کند: «قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسئولان آن روز امور اقتصادی کشور مقابل روی او گذاشتند و نشان دادند که کشور نمی کشد و نمی تواند جنگ را با این همه هزینه، ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذیرفت. پذیرش قطعنامه، به خاطر ترس نبود؛ به خاطر هجوم دشمن نبود؛ به خاطر تهدیدآمریکا نبود؛ به خاطر این نبود که آمریکا ممکن است در امر جنگ دخالت کند. چون آمریکا، قبل از آن هم در امر جنگ دخالت می کرد. وانگهی؛ اگر همه دنیا در امر جنگ دخالت می کردند، امام( رضوان الله علیه)، کسی نبود که رو برگرداند. بر نمی گشت! آن، یک مسئله داخلی بود؛ مسئله دیگری بود.»(14/3/75)
حضرت امام(ره) نیز در نامه ای که در تاریخ( 25/4/67 )امضاء گردیده و در آن با قبول قطعنامه موافقت نموده است به دلائل پذیرش قطعنامه چنین اشاره می دارند: «حال که مسئولین نظامی ما اعم از ارتش و سپاه که خبرگان جنگ می باشند، صریحا اعتراف می کنند که ارتش اسلامی به این زودی ها هیچ پیروزی به دست نخواهند آورد و نظر به این که مسئولین دلسوز نظامی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی از این پس جنگ را به هیچ وجه به صلاح کشور نمی دانند ... و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح های شیمیایی و نبود وسایل خنثی کننده آن، اینجانب با آتش بس موافقت می نمایم.»
بعد از موافقت حضرت امام(ره) با پذیرش قطعنامه 598، این موافقت طی نامه ای رسمی در 26 تیر 1367 به اطلاع دبیرکل سازمان ملل رسید.
انتشار یکباره خبر موافقت ایران با پذیرش قطعنامه فضا را در هاله ای از ابهام قرار داده بود تا اینکه حضرت امام(ره) در تاریخ( 29/4/67 )با صدور پیامی که به «پیام استقامت» شهره یافت، با ملت و رزمندگان اسلام بی پروا سخن گفت و به تفسیر شرایط جمهوری اسلامی برای پذیرش قطعنامه پرداخت و آن را به مثابه«نوشیدن جام زهر» تعبیر نمود. نفس مسیحایی امام مرهمی بود بر دل پر درد ملت و رزمندگان اسلام که با شنیدنش، آرامش بر قلب مومنین بازگشت.
گذر زمان، دستاوردهای انتخاب الهی و شجاعانه حضرت امام(ره) را نشان داد و حقانیت نظام اسلامی برای جهانیان مشخص گردید. در آخر، این عبارت از رهبر معظم انقلاب اسلامی را مرور می کنیم که فرمودند: «یک روز بنده صالح خدا، آن انسان بزرگ و مخلص که هیچ چیز را برای خودش نمی خواست و همه کارها را برای خدا می کرد و همه چیز را برای او می خواست، در قضیه قطعنامه گفت: کاسه زهر را نوشیدم. این تلخی را او تحمل کرد؛ ولی خدای متعال به آن بنده صالح عوض داد و هنوز دو سال و اندی نگذشته کاسه شهد و شیرینی پیروزی را به ملتش چشاند و کامشان را شیرین کرد. آن فداکاری، این ثمره را داشت. «اللهم ما بنا من نعمه فمنک لا اله الا انت» همه چیز متعلق به او و به اراده اوست.» (11/7/69)