">

بصیرت: ناظران سیاسی صهیونیستی و غربی عملیات اخیر تبادل اسرا میان رژیم صهیونیستی و حزب الله را یک شکست دیگر برای اسرائیل و پیروزی چشمگیر ی برای حزب الله می دانند و حتی اولمرت این عملیات تبادل را با لفظ دردناک و ذلت بار توصیف نمود. سئوال اینجاست که چرا این تبادل از نظر اسرائیل اینقدر سخت و دردناک به حساب می آید؟
رژیم صهیونیستی روز یکشنبه دهم تیرماه پس از دو سال گفتگو از طریق واسطه آلمانی و چالشهای زیاد در داخل، با عملیات تبادل اسیران بین حزب الله و این رژیم موافقت کرد. ناظران سیاسی در داخل اسرائیل این عملیات را یک شکست دیگر برای اسرائیل و پیروزی چشمگیر برای حزب الله می دانند و حتی اولمرت این عملیات تبادل را با لفظ دردناک و ذلت بار توصیف نمود. سئوال اینجاست که چرا این تبادل از نظر اسرائیل اینقدر سخت و دردناک به حساب می آید؟
دبیر کل حزب الله سید حسن نصرالله در سخنرانی معروف خود در روزی که دو سرباز اسرائیلی به اسارت نیروهای حزب الله در آمدند گفت: «اسرا نزد ما هستند و هرگز باز گردانده نخواهند شد الا از طریق گفتگوی غیر مستقیم و تبادل اسرا و هیچکس در این جهان نمی تواند آنها را باز گرداند مگر به همین طریق ذکر شده و اگر اسرائیل فکر می کند می تواند از طریق حمله نظامی این دو اسیر را بازگرداند الان میگویم که این رژیم در اوهام به سر می برد.»
دیر زمانی نگذشت که این امر بر همگان آشکار شد که چگونه سید حسن وعده صادق خود را به عمل تبدیل کرد و برگ افتخار دیگری را به پیروزیهای خود اضافه نمود .
اولمرت در حین جنگ 33 روزه در تابستان 2006 علیه لبنان اعلام کرده بود که حملات اسرائیل متوقف نخواهد شد مگر با بازگشت فوری و بدون قید و شرط دو سرباز اسیر . اما خیلی زود بعد از شکست نظامی خود مجبور به پس گرفتن حرف خود شد و به مذاکره از طریق واسطه آلمانی روی آورد.
برگه دوم پیروزی حزب الله در شکستهای پیاپی «رژیم صهیونیستی» ، به هم ریختن قاعده تبادل اسرای زنده با زنده و اجساد در مقابل اجساد بود . کما اینکه رژیم صهیونیستی با علم به این که دو اسیر اسرائیلی در قید حیات نیستند راضی به قبول این تبادل گردید.
سومین شکست اسرائیل ، در ارتباط موضوع خلبان مفقود شده اسرائیلی با سمیر قنطار بود . رژیم صهیونیستی بارها اعلام کرده بود که سمیر قنطار را تنها در صورت باز گشت رون آراد و یا مشخص شدن سونوشت او ،آزاد خواهد کرد در حالیکه اکنون تنها به گزارشی از حزب الله مبنی بر این که هیچ اطلاعی از سرنوشت او ندارد اکتفا کرده و سمیر قنطار را پس از سی سال اسارت عملیات تبادل آزاد خواهد کرد. این یعنی بازگشت و عدول از قاعده ای که خود این رژیم وضع کرده بود.
چهارمین شکست رژیم صهیونیستی ، تعهد به آزاد کردن اسرای فلسطینی است. هر چند که در ابتدا اسرائیل می خواست این ارتباط را شکسته و دو موضوع اسیران لبنانی و فلسطینی را از هم جدا نماید ، اما در نهایت مجبور شد به این خواسته حزب الله نیز تن بدهد و اسیران فلسطینی را که حزب الله مطالبه کرده آزاد نماید و تنها برای حفظ آبروی این رژیم در افکار عمومی داخلی و بین المللی معاون نخست وزیر این رژیم " حاییم رامون" اعلام کرد که اسرائیل تعداد و هویت این اسرا را مشخص خواهد کرد.
صرف نظر از این موارد، «رژیم صهیونیستی» تا اخرین لحظه «عملیات تبادل اسرا » نتوانست کمترین اطلاعاتی در مورد وضعیت دو اسیر خود کسب نماید و از زنده بودن و مرگشان اطلاعاتی به دست آورد. و سرانجام اولمرت توانست با بازگرداندن جنازه دو اسیر اسرائیلی ،حداقل یک پیروزی شخصی را به دریای افتضاحات سیاسی خود اضافه کند .شکست هایی که گزارش ناقص وینوگراد توانست تنها گوشه هایی از آن را برملا سازد. او در روز های پایانی حکومتش، موفق شد پرونده «اسیران در لبنان» را که به دنبال آن جنگی خونین به راه انداخته و شکستی همه جانبه را متحمل شده بود ببندد. شکستی که تا به امروز اسرائیل همانند آن را به خود ندیده بود.
اما دلایل قبول این عملیات با شروط تحمیلی حزب الله و این همه امتیازات در مقابل دو اسیر مرده اسرائیلی چیست؟
بدون شک پس از عملیات تبادل جبهه داخلی اسرائیل دچار شکاف عمیقی خواهد شد و حکومت اولمرت در مقابل این سئوال اساسی قرار خواهد گرفت که چرا کاری را که می شد از ابتدا با گفتگو و بدون خونریزی و جنگ انجام داد ، اینقدر پیچیده کرده و پس از کشته شدن شماری از سربازان و شهروندان و تخریب شهر ها و شهرکهای اسرائیلی و شکست مفتضحانه در مقابل حزبی کوچک و پس از دو سال به آن تن داده است؟ جنگی که تبعات آن هنوز از خاطره جامعه صهیونیستی پاک نشده و خسارتهای مادی و معنوی زیادی را به آنها وارد آورد و موجب مهاجرت صدها هزار نفر از صهیونیست ها به خارج گردید؟
دلیل اول فشار افکار عمومی داخلی و خانواده دو اسیر مزبور بود که اولمرت را وادار کرد علی رغم میل باطنی اش تن به این تبادل بدهد. حتی توصیه های اکید آمریکا و رایس در سفر اخیر خود به منطقه مبنی بر عدم قبول مذاکره با حزب الله و امتیاز ندادن به این حزب و نیز التماسهای مکرر سعد حریری و یک مقام امنیتی عربستان سعودی به روسای موساد و شاباک و اولمرت ، در سفری که به تل اویو داشتند نتوانست مانع از انجام این تبادل گردد. آمریکا و گروه 14 مارس و عربستان سعودی عمیقا از اینکه در شرایط کنونی مجبورند با پیروزی دیگری برای حزب الله در منطقه مواجه شوند متاسف و متاثر هستند ، چراکه این امر محبوبیت بیشتر حزب الله و شکست و خواری گروه 14 مارس و هم پیمانان منطقه ای و فرا منطقه ای آنان به دنبال خواهد داشت.
دلیل دوم این که رژیم اشغالگر قدس یقین داشت اگر به این عملیات تبادل تن ندهد حزب الله به زودی دست به عملیاتی دیگر خواهد زد و موضوع بسیار پیچیده تر خواهد شد . زیرا در این صورت اسرائیل مجبور است یا در برابر حزب الله سکوت کند و موضوع را نادیده بگیرد که این امر غیر ممکن است و یا جنگ دیگری را همانند تابستان سال 2006 راه بیندازد که نشان از حماقت بیشتر سران این رژیم خواهد بود و شکست سنگین تری را برای ارتش و جامعه صهیونیستی رقم خواهد زد. خصوصا اینکه حزب الله بعد از جنگ اخیر قدرت و محبوبیت بیشتری یافته است. البته حالت سومی نیز وجود دارد که اسرائیل باید بار دیگر با شروطی ذلت بار و این بار شاید با آزاد کردن همه اسرای در بند فلسطینی تن به معامله ای بزرگتر بدهد که مساوی با مرگ اسرائیل و فرو پاشیدن این رژیم خواهد بود .
لذا در نهایت استرتژیست های رژیم صهیونیستی صلاح را در این دیدند که در همین مقطع و با توجه به اوضاع آشفته و به هم ریخته داخلی و انتخابات پیش روی حزبی و نیز تغییر احتمالی حکومت و نزدیک شدن به پایان حکومت بوش در آمریکا و با توجه به شکست های پیاپی این رژیم در میدان جنگ و میادین سیاسی ، مهر مختومه ای بر این پرونده زده شود و با آزاد کردن سمیر قنطار یک بار و برای همیشه این موضوع پایان بپذیرد. حتی عده ای در داخل اسرائیل هنوز هم معتقدند اگر این رژیم ، سمیر قنطار را در سال عملیات تبادل سال 2004 به همراه اسرای دیگر آزاد می کرد حزب الله برای رها کردن او دست به عملیات «وعده صادق» نمی زد و نیاز به جنگ سال 2006 نبود و متحمل این همه خسارت و خرابی نمی شد.
به این ترتیب یک بار دیگر حزب الله نشان داد که کلامش قاطع و وعده اش صادق بوده و تا رسیدن به اهدافش هرگز از پای نخواهد نشست و اراده حزب الله چیزی نیست که قومی از خدا بی خبر بتوانند با تکیه بر زور و قدرت و عدد و سلاح خود آن را در هم بشکنند.