صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۳  ، 
کد خبر : ۳۷۱۳۵

اعلامیه حقوق بشر-قانون اساسی ج.ا.ا


تبیین نظریه های مطرح در خصوص مبانی حقوق بشر-2

محمد قربان پور

از جمله نظریات مطرح در خصوص مبانی حقوق بشر،اندیشه حقوق طبیعی است.در خصوص مفهوم آن چنین بیان شده است که نوعی نظام ازلی است درباره این که چه چیزی حق و مناسب است و وجود دارد.به اعتقاد برخی باورمندان به این اندیشه، ریشه و مبدا این حقوق در هیچ اراده ای حتی اراده خداوند قرار نگرفته بلکه اراده خدا که همیشه درست و عادلانه است همواره با قوانین طبیعی منطبق است.سیر تحول در این اندیشه، سرانجام به دوران یونانیان در عصر مسیحیت رسید. آنان قانون ازلی را به عنوان اراده عملی خداوند در نظام خلقت معرفی می کردند که برای عقل بشر قابل کشف بود.در فرهنگ علوم سیاسی حق طبیعی معادل حق فطری قلمداد گردیده است که به حکم طبیعت به هر فرد انسانی تعلق دارد و نمی توان او را از آن محروم کرد.این نوع حقوق به اعتبار این که از سرشت و فطرت انسان جدایی ناپذیر است حقوق فطری خوانده می شود. در بینش اومانیستی، طبیعت بشر فارغ از پیوند او با ذات باریتعالی، حقوقی مطلق و بنیادی برای اوست. بدون تردید چنین نگرشی به انسان و جدا کردن او از خالق با بینش اسلامی در تعارض است. استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب نظام حقوق زن در اسلام معتقد است: «از نظر ما حقوق طبیعی از آنجا پیدا شده است که دستگاه خلقت با روشن بینی و توجه به هدف، موجودات را به سوی کمالاتی که استعداد آن ها را در وجودشان نهفته است، سوق می دهد. هر استعداد طبیعی منشأ یک حق طبیعی است... دستگاه آفرینش در این کار خود هدف دارد و این سندها را به صورت تصادف و از روی بی خبری و ناآگاهی به دست مخلوقات نداده است.» به طور کلی مکتب حقوق طبیعی براین بنیان قرار گرفته است که قاعده هایی طبیعی وجود دارد که برتر از اراده حکومت است و دولت ها وظیفه تحصیل و حمایت از این قواعد را دارند. با این حال تحولات تاریخی و گذر زمان در این تئوری نظریات جدیدی را مطرح کرده است. به عنوان مثال برخی ثبات حقوق طبیعی را رها کرده و موضوع قواعد آن را در هر دوره متفاوت دانسته اند. به نظر می رسد از آنجا که تمایلات فطری انسان همواره ثابت هستند، حقوق طبیعی وی نیز تغییری نمی کنند. به عبارت دیگر تحولات زمانی و مکانی صرفا در نحوه تمتع و بهره مندی حقوق طبیعی تاثیر می گذارند.چرا که بهره مندی از این حقوق کاملا به شرایط متغیر زندگی انسان وابسته است.

در مجموع از دیدگاه اسلام حقوق طبیعی دارای ویژگی هایی است. این حقوق بر اساس حکمت الهی از سوی خداوند به انسان بخشیده شده است و قصد خداوند از اعطای آن به انسان تحقق کمال انسانی است.این حقوق به آنچه خداوند اراده فرموده مقید است و تنها در همان محدوده کاربرد دارد. در حالی که نظریه حقوق طبیعی از دیدگاه غرب براساسی غیر الهی بنیان گردیده است و طبیعت انسان را بدون لحاظ فرجام و غایت در نظر می گیرد، انسان در برابر حقوق خویش مسئول قلمداد نمی شود و قادر است این حقوق را از خود سلب کند اما از دیدگاه اسلام ، انسان در باب حقوق طبیعی خود لجام گسیخته نیست. حقوق طبیعی بشر همزاد مسئولیت فطری وی نسبت به طی کمالات انسانی است.از این رو مقارن هر حق طبیعی، نوعی مسئولیت طبیعی وجود دارد که اعمال آن، حق را مقید می کند. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز با تاثر از نظریه حقوق طبیعی که برمبنای الهی واقع گردیده است در اصل دوم از جمله اعلام می دارد که جمهوری اسلامی نظامی است بر پایه ایمان به خدای یکتا و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر او، وحی الهی و نقش بنیادین آن در بیان قوانین، کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توام با مسئولیت او در برابر خداوند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات