ظهور ادیان الهی، بسان بهارى است که جانها را از خمودگى خزان و سکون زمستان به در آورده و طراوت نسیم و تابندگى آفتاب بهاران را به ارمغان مىآورد و باران آسمان مصفاى ملکوت را به زمین تیره ناسوت مىافشاند و بذر بصیرت و فضیلت را از مزرع نفوس، مىرویاند؛ و ظهور آخرین رسول خدا و اولین علت خلقت و پدیدارى واپسین بعثت نبی، یعنى مبعث حضرت محمد مصطفى ارواح العالمین له الفداه، پایدارترین بهار آفرینش است که عطر یاسمنهاى وحى را در سراسر گیتى گسترد و جغرافیاى جهان را در نوردید و تاریخ را تا رستاخیز آفریدگان، روشنا بخشید.
اسلام محمدی، آخرین حلقه از حلقات قیام مرسلین و آخرین مرحله از دوره تعلیم و تربیت بشر است که به علت تکامل عقول و ارتقاى بینش و خرد جمعى انسان، نهایت نیاز اندیشه و عاطفه خلق با عالىترین و کاملترین تعالیم وحیانی، پاسخ داده شد و تمامت ادوار آخرین برهه هستى را در برگرفت و همه زوایاى زندگى روحانى و جسمانى مخلوقات با برخاستن سروش آسمانى خاتم النبیین که عقل کل است و کل عقلانیت، به کمال رشد و هدایت نایل شد و شمهاى از شئون حیات بنىآدم، باقى نماند مگر آنکه فرامین الهى مرتبط با آن، به واسطه ابلاغ وحى و رسالت رسول اعظم حق، تنزیل و تبیین شد.
مبعث رسول عطوفت و عدالت، حضرت محمدبن عبدالله (ص) در واقع، عید سعادت بشریت است، چه اینکه درمان دردهاى بىشمار بشر را در عناصر شفابخش بعثت مىتوان یافت؛ هدایت، حکمت، کرامت و عدالت. از دیرباز تا امروز، دردهاى مزمن جوامع انسانی، همسان بوده و خواهد بود. همواره آنان از ظلم، گمراهی، تبعیض، فساد و فقر، در رنج بوده و هستند، لذا بعثت نبى اعظم حقتعالی، پیام رحمت و کرامت پروردگار را در گستره گیتى گستراند و علم و عمل صالح و مکارم اخلاقى را یگانه راه نجات جوامع از ضلالت و رنج، برشمرد. در نخستین آیات نازل شده بر پیامبر اعظم، عبارت “ربک الاکرم” به این معنا اشاره دارد که خداوند، افزون بر خلق انسان، پیوسته تربیت و رشد او را مدنظر دارد و موضوع تعلیم و تربیت او نیز کرامت و سجایاى اخلاقى است همان گونه که وحى الهى و پیام رسان آن نیز سرشار از کرامت است؛ “انه لقول رسول کریم” (تکویر، 19.) خداوند کریم، به صورت فطرى نیز به انسانها کرامت عطا فرموده است؛ “لقد کرمنا بنىآدم” (اسراء، 70) ارسال پیامبران نیز براى به فعلیت رساندن این کرامت مکنون در نهاد مردم است، همان گونه که حضرت خاتم الانبیاء (ص) فرمود؛ “انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق” (میزان الحکمه، ج 3 )
آنان که در زمین، کرامت نفس خویش را زیر پا نهاده و به استکبار و عصیان روى آورده و از ولایت الهى به در آمدهاند، هرگز به فلاح و فوز و فضیلت نخواهند رسید، اگرچه در امور دنیایى خویش سرآمد باشند. اینان کتاب کریم نفس را نگشوده و مکتب کرامت را رها کردهاند و در نتیجه، خود را از نفحات قدسى بعثت انبیاى عظام به دور نگاه داشته و در ضلالت و آثار سوء آن باقى ماندهاند؛ “هو الذى بعث فى الامیین رسولا منهم یتلو علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفى ظلال مبین” (جمعه، 2)
آحاد امت محمد (ص) نیز اگر در ادراک پیام آسمانى بعثت، تلاش نکنند و چشمههاى هدایت و حکمت و کرامت و عدالت را در زندگى خویش سارى نسازند، از مسیر روشن رسالت رسولان به بیراهه گمگشتگى سوق یافته و در دشت خشک عصیان از اکرام الهى بىنصیب خواهند ماند؛ “ان اکرمکم عندالله اتقیکم” (حجرات، 13) در سراى جاویدان رستاخیر نیز از سلک مکرمون متنعم در بهشت برین، بیرون مىمانند. در آیه 35 سوره معارج پس از توصیف صفات پارسایان و هدایت یافتگان، از کرامت یافتن آنان در نزد خداوند، یاد مىکند؛ “اولئک فى جنات مکرمون.”
از خداوند خبیر، خواهانیم به برکت مبعث رسول مهر و نور، به تمامى ما بویژه مسئولین و مقامات میهن عزیزمان، توفیق بهرهمندى از کرامت بعثت و شرافت نبوت خاصه رسول خدا عطا فرماید تا همواره در طریق عزت و اقتدار ملت معظم ایران و احیاى عدالت اسلامى بکوشیم.