بخش سوم
مرحله دوم طرح پیشنهادى ایران در نشست ژنو،” شروع گفتگوها”است.مرحله دوم مذاکرات ایران و کشورهاى “3+3” “مکمل مرحله نخست “و”پیش زمینه مرحله سوم”محسوب مى شود.در تجزیه و تحلیل طرح پیشنهادى ایران در نشست ژنوباید رابطه پیش زمینه ها و متمم ها به طور کامل مدنظر قرار گیرد.یا این حساب غرب نیز نمى تواند هر مرحله را به صورتى منفک از مراحل دیگر مورد فحص و بررسى قرار دهد.از آنجایى که پکیج پیشنهادى ایران مبناى ترسیم مناسبات جدید تهران و شش قدرت جهان محسوب مى شود تجزیه و تحلیل آن باید با رویکردى واقع گرایانه صورت گیرد.در مرحله دوم طرح پیشنهادى ایران آمده است:
-1 با تکمیل مرحله اول و برآورده شدن شرایط لازم، گفتگوها در سطح وزیران آغاز مىشود.
-2 در آغاز این مرحله، هفت کشور شرکتکننده به شرایط زیر عمل مىکنند:
الف: گروه 3+3 از دست زدن به هر اقدام یکجانبه یا چندجانبه، یا وضع تحریم علیه ایران چه در چارچوب و چه مستقل از شوراى امنیت سازمان ملل خوددارى مىکند. این گروه برخى اقدامات یکجانبهاى را که از سوى یک یا برخى از کشورهاى عضو علیه ایران به اجرا درآمده است لغو مىکند.
ب: ایران به همکارى با آژانس (بینالمللى انرژى اتمی) ادامه مىدهد.
ج :در این مرحله، دستکم چهار جلسه با شرکت آقاى سولانا، وزیران خارجه 3+3 و دکتر جلیلی، (همراه با) وزیر امور خارجه و رئیس سازمان انرژى اتمى به نمایندگى از سوى جمهورى اسلامى ایران برگزار مىشود.
-4 این مذاکرات که با شرکت وزیران خارجه کشورهاى گروه 3+3 و آقاى سولانا برگزار مىشود و دکتر جلیلى و وزیران مربوطه از ایران نمایندگى جمهورى اسلامى را برعهده خواهند داشت، و گفتگوها براساس اصول زیر صورت خواهد گرفت:
الف: طرفهاى شرکتکننده از بحث یا اشاره به موضوعات فرعى که بالقوه بتواند مانع از پیشرفت مذاکرات شود خوددارى خواهند ورزید.
ب: طرفهاى شرکتکننده مذاکرات را با بحث پیرامون موضوعاتى که زمینههاى مشترک محسوب مىشود آغاز خواهند کرد.
ج: طرفها بر سر جدول زمانی، فهرست موضوعات و اولویتهاى مذاکرات به توافق مىرسند.
-5 این گفتگوها با صدور بیانیه مشترکى حاوى توافقهاى به دست آمده در این مرحله خاتمه مىیابد.
-6 در پى صدور بیانیه تکمیل مذاکرات، سه کمیته تخصصى توافقهاى به دست آمده در مورد همکارى جامع طرفها را تهیه و نهایى مىکنند.
در خصوص مرحله دوم طرح پیشنهادى ایران در نشست ژنو لازم است سه نکته اساسى را مدنظر قرار دهیم:
-1در مرحله دوم،گفتگوها در سطح وزراى امور خارجه صورت مى گیرد.این امر بیانگر حساسیت بیشتر گفتگوها نسبت به دور مقدماتى است.از آنجایى که قبل از این مرحله کشورها سه دور مذاکره را صورت داده اند،آمادگى و زمینه لازم جهت حضور رودررویى وزراى امور خارجه کشورها وجود دارد.با این وجود هادیان اصلى مذاکرات همان افراد مشخص شده در دور نخست،یعنى “سعید جلیلی”به نمایندگى از ایران و “خاویر سولانا”به نمایندگى از غرب هستند.از این رو در مذاکرات ژنو نقش وزراى امور خارجه در مجراى “گفتگوهاى ایران و غرب”تعریف مى شود و تهران نقشى فراتر براى آنها قائل نشده است.وزراى امور خارجه در این مذاکرات صرفا نقشى تسریع کننده یا بالعکس دارند و به هیچ عنوان نمى توانند کلیت مذاکرات را تحت الشعاع اراده خود قرار دهند.در یک عبارت مى توان گفت که در طرح پیشنهادى ایران “افراد”تابعى از “مذاکرات”هستند.
-2”مذاکره”تابع فنون مخصوص خود است و آنچه شکل هندسى میدان مذاکره را دفرمه مى کند “تضاد فنون مذاکره”با یکدیگر است.تهران این تضاد را با توجه به سابقه مخدوش کشورهاى 3+3 در بررسى پرونده هسته اى کشورمان مدنظر قرار داده و عدم اعمال تحریمهاى جدید در شوراى امنیت یا خارج از آن و لغو تحریم هاى یکجانبه اى که از سوى یک یا برخى از کشورهاى 3+3 علیه ایران به اجرا در آمده است را پیش شرط ورود به مرحله دوم مى داند.جمع میان “تحریم”و”مذاکره”از نظر ایران اسلامى و عقل منطقى و سیاسى غالب در جهان مخدوش مى باشد و راه را بر ادامه مذاکرات مى بندد.از سوى دیگر،در مرحله پیش شرطها و الزامات ورود به مرحله دوم،ایران بحث تداوم همکاریهاى خود با آژانس بین المللى انرژى اتمى را مطرح نموده است.بار مفهومى این بند را باید در میان دو نقطه نهایی”همکارى با آژانس”و”گذار از آژانس “تعریف نمود.تهران با گنجاندن این پیش شرط صراحتا اعلام نموده که تداوم همکاریهاى با آژانس متغیرى وابسته به رفتار و عقلانیت غرب در جریان مذاکرات است.اگراین عقلانیت و تدبیر از سوى غربیها نادیده انگاشته شود،ایران هزینه این بى تدبیرى را با قطع همکاریها با آژانس بر پیکره کشورهاى 3+3 تحمیل خواهد نمود.
-3”جلوگیرى از غلبه موضوعات فرعى بر موضوعات اصلى “و” تکیه بر نقاط مشترک بسته هاى پیشنهادى ایران و غرب” که در پکیج پیشنهادى ایران مورد اشاره قرار گرفته دو وجه تضمین راهبردى مذاکرات هفت کشور طرف مذاکره با یکدیگر خواهد بود.تهران با گنجاندن این دو تبصره عملا به ترسیم راهبرد نهایى مناسبات خود با غرب پرداخته است.دو تبصره مذکور طى 5 سال اخیر به اصلى ترین نقاط آسیب مناسبات غرب با ایران تبدیل شده است.ایران موضوعات اصلى در مذاکرات اخیر را “حل معضلات جهانی”و”تدوین فرمول جدید رابطه با غرب” مى داند و براى مواردى مانند”تعلیق غنى سازى اورانیوم”محلى از اعراب قائل نیست.اگر غرب خواهان برقرارى رابطه اى سالم با تهران باشد،جبرا باید موضوعات اصلى مدنظر ایران را به عنوان مبناى گفتگو ها تعریف کند.از سوى دیگر،تهران و غرب بسته هاى پیشنهادى خود را به یکدیگر ارائه نموده اند.مسلما دراین دو بسته نقاط اشتراک و افتراق زیادى وجود دارد که هریک بار سیاسى و دیپلماتیک خاص خود را دارند.تهران در طرح پیشنهادى خود از “نقاط افتراق”فاکتور گرفته و “نقاط اشتراک”را مبناى تداوم گفتگوها با غرب بر مى شمارد.
روح جارى در کالبد مرحله دوم گفتگوهاى ایران و غرب،به رسمیت شناختن ایران به عنوان یکى از اعضاى باشگاه هسته اى جهان و تعریف روابط سالم دیپلماتیک و جمعى با آن است.نکته مهم تر اینکه طى سى سال اخیر،رودررویى وزراى امور خارجه ایران و آمریکا در مذاکره اى رسمى سابقه نداشته است.مذاکرات”رایس”و”منوچهر متکی”از همان سنخ مذاکرات “رایان کراکر”و”حسن کاظمى قمی”سفراى ایران و آمریکا در بغداد یا حتى مذاکرات “ویلیام برنز”و”سعید جلیلی”نخواهد بود.ارتقاى سطح مذاکرات ایران و آمریکا در راستاى حل معضلات بین المللى یکى از اصلى ترین شاخصه هاى مرحله دوم طرح پیشنهادى ایران محسوب مى شود.
ما درمذاکرات جدید با غرب نقشى ساختار شکن داریم.به دنبال وقوع حادثه 11 سپتامبر 2001 و استفاده ابزارى ایالات متحده آمریکا از شبکه القاعده،جهان اسلام در مناسبات خود با غرب دچار نوعى سردرگمى شده است.این سردرگمى معلول پیوستگى القاعده و غرب در عراق،افغانستان ،پاکستان ودیگر کشورهاى شبه قاره هند و خاورمیانه است.ایران به عنوان ام القراى جهان اسلام و نماینده کشورهاى مسلمان وارد میدان ژنو شده است تا ساختار حبابى و ناپایدار ایجاد شده میان غرب و مسلمانان را در هم ریخته و ساختارى پویا و کارآمد را جایگزین آن نماید.از این رو موفقیت ایران در میدان مذاکرات مترادف با موفقیت دیپلماتیک جهان اسلام در مصاف با غرب خواهد بود. مسئله اى که حساسیت مذاکرات را صدچندان مى سازد