مرحله سوم یا آخر طرح پیشنهادى ایران در نشست ژنو به بحث “مذاکرات نهایی” مى پردازد.
با تکمیل مرحله دوم گفتگوها، شش کشور (عضو گروه 3+3) تحریم ها و قطعنامه هاى مصوب شوراى امنیت را لغو مى کنند. در مقابل، ایران به اقدامات مورد توافق عمل مى کند. در آغاز مرحله سوم، هر هفت کشور شرکت کننده ، مذاکره براى تدوین و امضاى توافق جامع راجع به تعهدات جمعى خود در زمینه همکارى هاى اقتصادی، سیاسی، منطقه ای، بین المللى ، هسته ای، انرژی، امنیتى و دفاعى را، که پیشنهادهاى مربوط به آنها توسط کمیته هاى تخصصى در اختیار آنها قرار گرفته، تهیه و امضا مى کنند. همچنین مطابق بند 3 این مرحله،مذاکرات ظرف یک دوره سه ماهه انجام مى گیرد هرچند این مدت مى تواند با توافق دو طرف تمدید شود.
در پى حصول توافق جامع و بلند مدت در مورد تعهدات جمعی، موضوع هسته اى ایران باید به طور کامل و قطعى از دستور کار شوراى امنیت خارج و به آژانس (بین المللى انرژى اتمی) عودت داده شود. علاوه بر این، این موضوع باید از دستور کار شوراى حکام (آژانس بین المللى انرژى اتمی) خارج شود و نظارت (بر فعالیت هاى اتمى ایران) به وضعیت عادى بازگردد.
در خصوص مرحله سوم طرح پیشنهادى ایران باید چهار نکته مهم را مدنظر قرار دهیم:
-1مرحله سوم،به جهت آنکه ماحصل عینى طى موفقیت آمیز مراحل اول و دوم طرح پیشنهادى ایران محسوب مى شود از اهمیت فوق العاده اى برخوردار است.کلیت ورود ایران وکشورهاى 3+3 به این مرحله مترادف با شناسایى ایران در باشگاه هسته اى و تدوین راهکارهاى زندگى در کنار ایران قدرتمند مى باشد.همانگونه که بارها تاکید شده است،میان مراحل ترسیم شده در طرح پیشنهادى ایران در ژنو ارتباطى کاملا مستقیم وجود دارد و باید رابطه تکمیلى این سه مرحله را همواره لحاظ نمود.در مرحله سوم ما عملا و علنا از سوى کشورهاى 3+3 به عنوان یکى از اعضاى قدرتمند نظام بین الملل مورد شناسایى قرار مى گیریم.این شناسایى آثار و عواقبى در پى خواهد داشت که مهم ترین آنها غلبه وزن فرصتها بر تهدیدات در سیاست خارجى جمهورى اسلامى ایران است.غرب در این مرحله ناچار است دکترینها و ابزارهاى شناسایى یک قدرت هسته اى جدید،یعنى جمهورى اسلامى ایران را آماده نموده و در مجراى جلب اعتماد قدرت اول خاورمیانه گام بردارد.
-2ما در مرحله سوم طرح پیشنهادى خود،مانند دو مرحله دیگر “تعریف مناسبات جدید با غرب”را مبنا قرار داده ایم .از این رو طرح مباحثى جانبى مانند توقف غنى سازى اورانیوم محلى از اعراب ندارد.به عبارت دیگر،ما در مذاکرات ژنو هدفى معین را دنبال مى کنیم که مبناى نگاه و عمل ما در مراحل سه گانه مذاکرات مى باشد.آنچه مسلم است اینکه “ایران”و”غرب”هردو مختصات خاص خود را دارند و باید وجود اشتراک و افتراق این دو را به گونه اى واقع بینانه مورد آنالیز قرار دهیم.از آنجایى که غرب طى سه سال اخیر از این “واقع گرایی”گریخته است،ما در طرخ پیشنهادى خود غرب را به نوعى بازگشت استراتژیک دعوت نموده ایم.فراموش نشود،این تنها یک “دعوت”است و هزینه این بازگشت برعهده شش کشورى است که طى سالهاى اخیر حقوق هسته اى ایران را به عناوین مختلف زیر پا گذاشته اند.ایران درقالب طرح پیشنهادى خود ،نقش یک دعوت کننده محض را دارد و رفتارهاى بعدى ایران متغیرى از واکنش عاقلانه یا غیر عاقلانه غرب خواهد بود.
مسلما در صورتى که غرب مدل پیشنهادى ایران را نپذیرفته یا بر همان بهانه هاى کهنه خود از جمله توقف غنى سازى و... اصرار ورزد ،تهران لحن گفتار و نوع رفتار خود در قبال کشورهاى 3+3 را تغییر خواهد داد.
-3جمهورى اسلامى ایران در میدان ژنو بسیار منعطف است اما این انعطاف را در سایه سیاست خارجى تهاجمى خود تعریف خواهد کرد.ما با برگزارى مانور پیامبر اعظم (ص)در آستانه مذاکرات ژنو نشان دادیم که تلورانس”آشتی”تا”حمله”را در سیاست خارجى خود گنجانده و سازوکارهاى مناسب هرکدام را طراحى نموده ایم.از این رو کشورهاى 3+3 باید مراقب هرگونه رفتاریا گفتار خود در مذاکرات اخیر هسته اى با ایران باشند زیرا خارج از این میدان دیگر فرصتى براى جبران مافات وجود نخواهد داشت.هرچند این حقیقت را باورداریم که تروئیکاى اروپایى و پکن و مسکو تحت تاثیر فشارهاى ایالات متحده آمریکا و البته سیاست خارجى ناکارآمد خود فرصت شناسایى قدرت ایران اسلامى طى سه دهه اخیر را از دست داده اند،اما هزینه این فرصت سوزى توسط تهران نباید پرداخته شود.میدان ژنو نیز مجالى جهت یادآورى این مسئله به کشورهاى 3+3 است.
-4در مرحله سوم از کشورهاى از کشورهاى 3+3 اکیدا خواسته شده است تا در پى حصول توافق جامع و بلند مدت در مورد تعهدات جمعی، موضوع هسته اى ایران باید به طور کامل و قطعى از دستور کار شوراى امنیت خارج و به آژانس (بین المللى انرژى اتمی) عودت داده شود. سپس این موضوع نیز باید از دستور کار شوراى حکام (آژانس بین المللى انرژى اتمی) خارج شود و نظارت (بر فعالیت هاى اتمى ایران) به وضعیت عادى بازگردد. عادى سازى پرونده هسته اى جمهورى اسلامى ایران “طرح یک مطالبه”نیست بلکه “اعاده یک حق”است.تهران کلیت بررسى پرونده هسته اى خود در شوراى امنیت سازمان ملل متحد را با استناد به فاکتورهاى حقوقى مخدوش دانسته و خواهان عادى سازى این پرونده مى باشد. اگر کشورهاى 3+3 اقدام موثرى دراین راستا صورت نداده و همچنان نگاه سیاسى مغرضانه خود نسبت به پرونده هسته اى ایران را حفظ نمایند ،با مواردى مانند قطع همکاریها با آژانس یا خروج از NPT توسط تهران مواجه خواهند شد.در این صورت غرب ناتوان امروز چگونه مى خواهد هزینه کج فهمیهاى خود را بپردازد؟در نهایت اینکه غرب در مرحله “شناسایى ایران هسته اى قدرتمند”قرار دارد.البته بسیارى از استراتژیستهاى غربى مانند “زبیگنیوبرژینسکی”و”جیمى کارتر”از سالها قبل و در پى ناکامیهاى متعدد ایالات متحده در برابر تهران به این مرحله رسیده بودند.در هر صورت،هم اکنون مجالى جهت مانور طیف افراطى غرب در میدان مذاکراه با ایران وجود ندارد و آمریکا و تروئیکاى اروپایى در این میدان حساس باید بر روى طیف عقل گراى خود سرمایه گذارى نمایند.شاید تاکید این نکته ضرورى باشد که کاسه صبر ایران در مذاکرات هسته اى لبریز شده و غرب جهت جلوگیرى از فاجعه اى سخت و زیانبار فرصت زیادى ندارد.