علی امینی
مقامات ارشد آمریکا طی هفتههای اخیر به مواضع افراطی و خصمانهای علیه برنامهها و سیاستهای ایران روی آوردهاند. آنها از اینکه نتوانستهاند به اهداف راهبردی خود در منطقه نایل آیند و از سویی با فقدان فرصت و زمان برای جبران ناکامیهای خود مواجه هستند به شدت عصبانی و خشمگین هستند از این رو با اتهامات واهی به ایران سعی در رژیم جراحتهای روحی خود دارند. آنها مثل اراذل و اوباش و دیوانههای مست و با رجزخوانیهای مکرر سعی در ایجاد هراس و وحشت در جامعه جهانی دارند تا شاید بتوانند آنها را علیه ایران بسیج کنند.
یکی از هدفهای نومحافظهکاران حاکم بر کاخ سفید سلطه همه جانبه بر خاورمیانه و انزوای جهانی و منطقهای ایران بوده است. آنها نه تنها به این اهداف استراتژیک نایل نیامدهاند بلکه بسیاری از فرصتها و ظرفیتهایی که پیش از آن در اختیار داشتند از دست دادند و امروز پس از دو دوره حاکمیت بر کاخ سفید، نه تنها اعتباری برای آمریکا نگذاشتهاند بلکه منافع این کشور را در بسیاری از مناطق استراتژیک جهان به مخاطره انداختهاند.
این مقامات عجول و یکجانبهگرا، ایران را عامل همه ناکامیها، شکستها و بنبستهای خود قلمداد میکنند و لذا تلاش میکنند تا با هیاهوهای تبلیغاتی و روانی و با بهرهگیری از قدرت رسانهها و طرح اتهامات واهی جامعه جهانی را علیه ایران سازماندهی کنند تا شاید در این واپسین لحظات عمر سیاسی خود بتوانند ایران را در انزوای منطقهای و بینالمللی قرار دهند.
جورج بوش، رئیسجمهور آمریکا که همه آرزوهای خود را بر باد رفته میداند و براساس نظرسنجیهای مراکز مطالعاتی آمریکا از جمله منفورترین روسای جمهور این کشور در طول تاریخ است با هدف تحتالشعاع قرار دادن ناکامیهای خود در عرصه جهانی از «جنگ جهانی سوم» سخن میگوید. جنگ جهانی که ایران را عامل اصلی آن معرفی میکند. او به جامعه جهانی هشدار میدهد که اگر میخواهید جنگ جهانی سوم رخ ندهد باید جلوی پیشرفتهای هستهای (علمی) ایران را بگیرید.
او چنین با هدف ایجاد وحشت و نگرانی در جامعه اروپایی، هشدار میدهد که ایران تا یک سال آینده با موشکهای قارهپیمای خود اروپا و آمریکا را هدف قرار میدهد و برای جلوگیری از این اقدام باید تدبیری اندیشید. این هشدارها و جنجالهای مقام اول کاخ سفید نه براساس واقعیتها و اسناد که مبتنی بر درماندگی و استیصال دولت آمریکا در عرصه جهانی صورت میگیرد. دولت آمریکا در طول سالهای گذشته نیز با جوسازی رسانهای و بهرهگیری از ادبیات تند و خصمانه سعی در ایجاد یک ائتلاف جهانی و اتحاد منطقهای علیه ایران داشته اما هیچگاه از این ترفندهای پاسخ مثبتی نگرفته است. این حرکتها، تجربهای شکست خورده است که خریداری ندارد. آنها در حالی از تهدیدات اتمی و موشکی ایران سخن میگویند و برای مقابله با آن جامعه جهانی را فراخوانی میکنند که مراکز تخصصی سازمان ملل متحد طی چند سال گذشته به کرات، صلحآمیز بودن فرایند هستهای ایران را گزارش کردهاند و بر عدم انحراف برنامههای هستهای ایران اصرار و تاکید داشتهاند.
طرح تهدیدآمیز بودن فعالیتها و سیاستهای ایران و تلاش برای ایجاد یک ائتلاف جهانی علیه آن تنها از سوی مقام اول کاخ سفید مطرح نشد بلکه سایر مقامات و از جمله معاون وی و مسئول دستگاه سیاست خارجی این کشور به کمک وی آمدند.
دیک چنی، معاون رئیسجمهور آمریکا، در سخنرانی که در مرکز سیاست خاورمیانه نزدیک واشنگتن داشت ایران را مانعی بزرگ و فزاینده برای صلح خاورمیانه دانست و جامعه بینالمللی را برای مقابله با این عامل خطرناک فراخواند.
کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا نیز طی سخنانی در کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان این کشور، ایران را مانع اصلی سیاستها و تحقق هدفهای آمریکا در خاورمیانه دانست. او برنامهها و سیاستهای ایران را تضعیفکننده ثبات و امنیت منطقهای و تهدیدی برای کشورهای متحد آمریکا دانست. رایس جامعه جهانی را به اتخاذ یک سیاست هماهنگ علیه ایران فراخواند.
دریادار «مایک مودن»، رئیس جدید ستاد مشترک نیروهای نظامی آمریکا، جان بولتون، سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل متحد، نیکلاس برنز، معاون وزیر امور خارجه آمریکا و... دیگر مقامات آمریکایی بودند که در هفته گذشته با تهدیدآمیز معرفی نمودن برنامهها و سیاستهای ایران، جامعه جهانی را به اتخاذ یک راهبرد هماهنگ علیه ایران دعوت نمودند.
حرکت جنجالی، تبلیغاتی و رسانهای مقامات آمریکا در مخاطرهآمیز قلمداد کردن سیاستها و برنامههای ایران چند هدف را دنبال میکند:
1) واشنگتن قرار است طی روزهای آینده کنفرانس خاورمیانهای صلح پاییز را در مریلند آمریکا برگزار کند. دولت آمریکا با علم به اینکه این کنفرانس نتیجهای نخواهد داشت و از پیش کنفرانسی ناکام و شکست خورده است از همین حالا به دنبال «مقصر» ناکامی آن میگردند. لذا با جنجالی سیاسی و مطبوعاتی سعی دارند ایران را به عنوان عامل اصلی شکست کنفرانس معرفی کنند.
2) آمریکا در ایجاد بنبست برای سیاستهای هستهای ایران دچار مشکل و چالش جدی شده است. زمان اولتیماتوم قطعنامه دوم تحریمی (1747) شورای امنیت مدتهاست سپری شده است و تحریمها هیچ تاثیری روی فعالیتهای اقتصادی ایران نگذاشته است. آمریکا نیز طی چند ماه اخیر نتوانسته است کشورهای عضو دایم شورای امنیت را برای صدور قطعنامه سوم ترغیب نماید. از سوی دیگر «محمد البرادعی»، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای ایران تاکید نموده است. علاوه بر اینها، نومحافظهکاران فرصت بسیار اندکی برای اعمال فشار و تهدید علیه ایران دارند. لذا جنجالهای آنها و سخن گفتن آنان از جنگ جهانی سوم و... با هدف ایجاد ترس و نگرانی در جامعه جهانی و همراه کردن کشورهای بزرگ در صدور قطعنامه سوم تحریمی علیه ایران انجام میگیرد. دولت آمریکا تلاش دارد تا قطعنامه سوم در یک فضای جنجالی و هیاهوی سیاسی علیه ایران صادر شود تا هم به هدف خود که صدور قطعنامه تحریمی علیه ایران است رسیده باشد و هم افکار جامعه بینالمللی را تحت تاثیر قرار داده باشد.
3) نومحافظهکاران آمریکا در مسائل ژئوپلتیک منطقهای مثل عراق، افغانستان، لبنان، فلسطین و... نیز دچار ناکامیهای بزرگی شدهاند. با توجه به اینکه این ناکامیها در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تاثیر مستقیم دارد آنها تلاش میکنند با طرح تهدیدات ایران و بزرگنمایی آنها بر فضای سیاسی انتخابات آمریکا و نتایج آن تاثیر بگذارند.
4) یکی دیگر از هدفهای آمریکا در تهدیدآمیز جلوه دادن برنامهها و فعالیتهای ایران این است که آنها واقعا در محیط بینالمللی دچار استیصال و درماندگی شدهاند و از انزوای بینالمللی و منطقهای به شدت واهمه دارند.
طی چند سال گذشته نومحافظهکاران بسیاری از مهمترین مناطق نفوذ خود را در اروپا، شرق آسیا و خاورمیانه از دست دادهاند و در محیط جهانی نیز کشورهای بزرگی همچون چین و روسیه از آمریکا فاصله گرفته و به دنبال ایفای نقش مستقل در عرصههای جهانی هستند.
نومحافظهکاران آمریکا با طرح جنجالی تهدیدات منطقهای ایران، تلاش دارند کشورها را با سیاستهای خود همراه سازند تا از انزوای خود در محیط جهانی جلوگیری کنند.