صفحه نخست >>  عمومی >> تیتر اول
تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۰۹  ، 
کد خبر : ۳۸۷۱۶۴
اعتراف از درون و پایان یک توهم تاریخی

انهدام نظم غربی در نظام بین‌الملل

کارنی با لحنی که برخی رسانه‌های غربی آن را «تحریک‌آمیز» توصیف کردند، عملاً پایان نظم بین‌المللی مبتنی بر قانون به رهبری آمریکا را اعلام کرد. او بدون نام بردن مستقیم از دونالد ترامپ یا دولت خاصی، به‌روشنی از «هژمونی آمریکا» و استفاده قدرت‌های بزرگ از «ادغام اقتصادی به‌عنوان سلاح» سخن گفت.
پایگاه بصیرت / فخرالدین اسدی

سخنرانی مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، در اجلاس داووس را نمی‌توان صرفاً یک موضع‌گیری مقطعی، هشدار دیپلماتیک یا واکنشی به تحولات روز سیاست جهانی دانست. این سخنان، در سطحی عمیق‌تر، اعترافی صریح از درون اردوگاه غرب به فروپاشی یکی از بنیادی‌ترین ستون‌های نظم بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم است؛ نظمی که بر این فرض کلیدی بنا شده بود که قرار گرفتن ذیل رهبری ایالات متحده آمریکا، به‌طور خودکار امنیت، رفاه اقتصادی و ثبات سیاسی را برای متحدانش تضمین می‌کند. وقتی نخست‌وزیر کشوری مانند کانادا نزدیک‌ترین شریک ژئوپلیتیک، اقتصادی و امنیتی آمریکا چنین گزاره‌ای را به چالش می‌کشد، باید آن را نشانه یک تغییر پارادایمی جدی در نظام بین‌الملل تلقی کرد. چنین تغییر پارادایمی را نمی‌توان درست در برهه کنونی متصور بود، اما زمینه سازی لازم برای تحقق آن را شاهد هستیم.

پایان نظم غربی در نظام بین‌الملل

کارنی با لحنی که برخی رسانه‌های غربی آن را «تحریک‌آمیز» توصیف کردند، عملاً پایان نظم بین‌المللی مبتنی بر قانون به رهبری آمریکا را اعلام کرد. او بدون نام بردن مستقیم از دونالد ترامپ یا دولت خاصی، به‌روشنی از «هژمونی آمریکا» و استفاده قدرت‌های بزرگ از «ادغام اقتصادی به‌عنوان سلاح» سخن گفت. این عبارت، اعترافی آشکار به واقعیتی است که بسیاری از کشور‌های جهان سال‌هاست آن را تجربه می‌کنند: جهانی‌سازی، تجارت آزاد و زنجیره‌های تأمین دیگر ابزار همکاری متقابل نیستند، بلکه به اهرم‌هایی برای اجبار، تنبیه و فشار سیاسی تبدیل شده‌اند. تجارت آزاد به جای تبدیل شدن به یک مدل اقتصادی پویا و جهانشمول، حکم پاشنه آشیل اقتصادی نظام بین الملل و مجرایی برای اعمال نفوذ و جبر از سوی آمریکا و متحدان سنتی آن را فراهم ساخته است. نکته قابل تامل اینکه امروز این ساختار از سوی نزدیک‌ترین متحدان آمریکا نیز به چالش کشیده است! نکته کلیدی در سخنان کارنی، نقد یک فرض تاریخی در سیاست خارجی کاناداست؛ این باور ریشه‌دار که «جغرافیا و عضویت در اتحاد‌های غربی» به‌تنهایی ضامن امنیت و رفاه است. او صراحتاً اعلام می‌کند که این فرض دیگر معتبر نیست. این جمله، نه‌فقط درباره کانادا، بلکه درباره کل متحدان آمریکا از اروپا تا شرق آسیا صدق می‌کند. تجربه تعرفه‌های تنبیهی، جنگ‌های تجاری، فشار‌های سیاسی، تحریم‌های فرامرزی و حتی تهدیدات امنیتی از سوی واشنگتن نشان داده که اتحاد با آمریکا دیگر مصونیت نمی‌آورد؛ بلکه در بسیاری از موارد، خود به منبع نااطمینانی و بی‌ثباتی تبدیل شده است.

فرسایش نظم غربی در نزد متحدان آمریکا

این اعتراف، در واقع نشانه‌ای از فرسایش نظم غربی است؛ نظمی که مدعی قانون‌محوری، پیش‌بینی‌پذیری و چندجانبه‌گرایی بود، اما در عمل، با منطق قدرت عریان اداره می‌شود. وقتی قوانین بین‌المللی تنها تا جایی معتبرند که منافع قدرت هژمون را تأمین کنند، طبیعی است که اعتماد به این نظم فرو بریزد. سخنان کارنی، پرده از همین تناقض ساختاری برمی‌دارد: غرب، خود نخستین ناقض اصولی است که دهه‌ها آنها را به‌عنوان ارزش‌های جهان‌شمول تبلیغ کرده است.

کارنی در ادامه، راه‌حل را در ترکیبی از «اصول‌گرایی و عمل‌گرایی» می‌بیند؛ مفهومی که در عمل به معنای چرخش به درون، تقویت توان داخلی و تنوع‌بخشی به روابط خارجی است. تأکید او بر کاهش وابستگی به ایالات متحده، اعترافی بی‌سابقه از زبان نخست‌وزیر کاناداست؛ کشوری که دهه‌ها اقتصاد، امنیت و سیاست خارجی خود را بر پیوندی به‌ظاهر ناگسستنی با واشنگتن بنا کرده بود. جمله کلیدی او، اینکه «ادغام می‌تواند به فرمانبرداری منجر شود»، خلاصه تجربه تلخ بسیاری از کشور‌ها در عصر هژمونی اقتصادی آمریکاست. این تجربه تلخ امروز تبدیل به یک واقعیت راهبردی شده است. این گزاره، ضربه‌ای مستقیم به یکی از اسطوره‌های نظم لیبرال غربی وارد می‌کند؛ این ادعا که هرچه کشور‌ها بیشتر در اقتصاد جهانی ادغام شوند، امن‌تر، آزادتر و باثبات‌تر خواهند بود. تجربه عملی، اما نشان داده است که ادغام نامتقارن، به وابستگی و آسیب‌پذیری منجر می‌شود. کشوری که زنجیره تأمین، بازار صادرات، نظام مالی یا فناوری‌های حیاتی‌اش به یک قدرت مسلط گره خورده باشد، در لحظه بحران عملاً قدرت انتخاب خود را از دست می‌دهد.

افول چندجانبه‌گرایی

نخست‌وزیر کانادا همچنین به افول جدی چندجانبه‌گرایی اشاره می‌کند؛ افولی که خود غرب یکی از عوامل اصلی آن بوده است. تضعیف سازمان تجارت جهانی، بی‌اعتنایی به سازمان ملل متحد، دور زدن نهاد‌های بین‌المللی و توسل مکرر به تحریم‌های یک‌جانبه، همگی نشان می‌دهد که «معماری حل مسئله جمعی» دیگر کارکرد سابق را ندارد. در چنین شرایطی، کشور‌ها ناگزیرند بیش از گذشته به‌تنهایی عمل کنند؛ گزاره‌ای که معنای ضمنی آن، بازگشت به منطق قدرت، خودیاری و رقابت سخت در نظام بین‌الملل است.

این تحول، نشانه انهدام تدریجی نظم غربی است؛ نظمی که پس از جنگ جهانی دوم بر پایه نهادها، قوانین و اتحاد‌های ظاهراً پایدار بنا شد، اما امروز در برابر واقعیت‌های جدید جهانی فرو می‌ریزد. نظم غربی، بیش از آنکه قربانی قدرت‌های رقیب باشد، قربانی تناقض‌های درونی خود شده است. استفاده ابزاری از اقتصاد، سیاست و حتی ارزش‌ها، مشروعیت این نظم را از درون تهی کرده است. جمع‌بندی کارنی صریح و بی‌پرده است: استقلال استراتژیک دیگر یک انتخاب لوکس یا پروژه‌ای بلندمدت نیست، بلکه یک ضرورت بقاست. کشوری که نتواند غذای خود را تأمین کند، انرژی‌اش را تولید کند، مواد معدنی حیاتی‌اش را کنترل کند یا از خود دفاع کند، عملاً در نظام بین‌الملل بی‌گزینه است. جمله پایانی او، «وقتی قوانین دیگر از شما محافظت نمی‌کنند، باید از خودتان محافظت کنید»، بیانی فشرده از فروپاشی اعتماد به نظم لیبرال آمریکامحور است.

در واقع، سخنان کارنی را باید در کنار مواضع مشابه رهبران اروپایی، آسیایی و حتی برخی سیاستمداران آمریکایی قرار داد. از بحث «خودمختاری راهبردی» در اروپا گرفته تا تلاش کشور‌های آسیایی برای کاهش وابستگی به دلار و زنجیره‌های تأمین غربی، همگی نشانه ورود جهان به دوره‌ای جدید است؛ دوره‌ای که در آن، تکیه کورکورانه بر آمریکا نه‌تنها امنیت نمی‌آورد، بلکه آسیب‌پذیری تولید می‌کند. اعتراف کانادا، شاید دیرهنگام باشد، اما حامل پیامی روشن است: عصر «اعتیاد راهبردی به آمریکا» رو به پایان است، حتی اگر هزینه رهایی از آن سنگین، پرریسک و همراه با بی‌ثباتی کوتاه‌مدت باشد. انهدام نظم غربی، نه یک رویداد ناگهانی، بلکه فرآیندی تدریجی است که اکنون حتی از زبان وفادارترین متحدان آمریکا نیز شنیده می‌شود. جهانی که در حال شکل‌گیری است، دیگر حول یک مرکز واحد نمی‌چرخد؛ و این، شاید مهم‌ترین نشانه پایان عصر هژمونی غرب در نظام بین‌الملل باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات