بین الملل >>  آمریکاواروپا >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۴۶  ، 
کد خبر : ۳۸۷۶۰۶

روایت نفس‌گیر سردبیر میدل‌ایست‌آی از قدرت انبوه ایران

سردبیر میدل‌ایست‌آی با هشدار نسبت به پیامد‌های فاجعه‌بار حمله نظامی به ایران می‌گوید ایران ونزوئلای بعدی نیست و هرگونه حمله می‌تواند به جنگی گسترده و غیرقابل مهار در خلیج فارس بیانجامد.

 «دیوید هرست» سردبیر خبرگزاری میدل ایست آی، در مقاله‌ای به جوانب مختلف اهداف ترامپ در درگیری احتمالی با ایران پرداخته و اذعان داشت که در دنیای سیاست بین‌الملل، «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا، حتی اگر در داخل کشور با چالش‌هایی مانند تیراندازی‌های اداره مهاجرت و گمرک (ICE) در مینه‌سوتا و افزایش تورم ناشی از تعرفه‌های تجاری‌اش رو‌به‌رو باشد، همچنان خود را به عنوان یک رهبر قدرتمند می‌بیند. ترامپ بر این باور است که در عرصه جهانی، دستاورد‌های قابل توجهی کسب کرده است.

روایت نفس‌گیر سردبیر میدل‌ایست‌آی از قدرت انبوه ایران

وی ناتو را وادار به توافق بر سر چارچوبی برای معامله آینده در مورد «گرینلند» کرده است، جایی که طبق گزارش‌هایی که بعدا تکذیب شد «دانمارک» حاکمیت بر مناطقی که پایگاه‌های آمریکایی در آنها ساخته می‌شود را واگذار می‌کند. همچنین، اروپا را مجبور به پرداخت هزینه بیشتر برای دفاع خود کرده است.

ترامپ، «نیکلاس مادورو» رئیس‌جمهور ونزوئلا را ربوده و در نتیجه، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، اعلام کرده که ونزوئلا بودجه ماهانه خود را ارائه خواهد داد. همچنین نوار غزه را بالاجبار به «هیئت صلح» ساختگی سپرده است تا به ظاهر نفوذ نتانیاهو، نخست وزیر «اسرائیل» را در غزه کاهش داده و حمایت جناح‌های فلسطینی و تشکیلات خودگجردان فلسطین را به دست آورد.

اینها دستاورد‌هایی هستند که ترامپ به آنها می‌بالد. اکنون، وی ناوگانی از کشتی‌ها و بمب‌افکن‌ها را برای حمله دوم به ایران در یک سال اخیر آماده کرده است. ترامپ گمان می‌کند که می‌تواند با جمهوری اسلامی همان کاری را بکند که با ونزوئلا کرد. اما این باور وی، علی‌رغم اعتقاد شخصی قوی‌اش، اساساً اشتباه است. استیو ویتکوف فرستاده‌اش و «جرد کوشنر» دامادش، به یکی از قدرت‌های منطقه‌ای گفته‌اند ترامپ به دنبال یک حمله هوایی سریع، اما محدود است تا رهبری را سرنگون کرده، اما رژیم را حفظ کند.

این حمله قرار است با توافقی دنبال شود که در آن ایران برنامه غنی‌سازی اورانیوم خود را تسلیم کند و نفت خود را تنها با آمریکا تجارت کند، در مقابل، ترامپ اجازه بازگشت بوئینگ به ایران را می‌دهد. برنامه‌های دیگری نیز برای حمله وجود دارد، اما عناصر اصلی آن سرعت، خشونت شدید و تسلیم اعضای باقی‌مانده رهبری به دستورات آمریکا است.

ترامپ همچنین متقاعد شده که اکنون زمان مناسبی برای حمله است. وی فکر می‌کند جمهوری اسلامی ایران به دلیل حملات هوایی سال گذشته، ضعیف شده و تاسیسات اصلی غنی‌سازی اورانیوم نیز همچنان زیر خروار‌ها سنگ و آوار مدفون شده‌اند. سازمان اطلاعات آمریکا نیز ادعا می‌کند که ایران هیچ کاری برای بازسازی ذخایر اورانیومی خود نکرده است.

سپس، ایران با دومین موج بزرگ ناآرامی‌های داخلی در سه سال اخیر مواجه شد. در ارزیابی ضعف ادعایی ایران، ترامپ از دو منبع اطلاعاتی یعنی ارزیابی‌های اطلاعاتی خود و «اسرائیل» استفاده می‌کند که هر دو عمیقا از ضعف شدیدی رنج می‌برند. اطلاعات «اسرائیل» هم توسط اهداف متفاوتی هدایت می‌شود. در این بین، نتانیاهو تنها به تغییر رژیم بسنده کرده و به دنبال یک دور محدود حملات هوایی نیست.

ترامپ و نتانیاهو هر دو مست اقدامات نظامی هستند که تاکنون انجام داده‌اند؛ هر کدام بر این باورند که اربابان جهان هستند. اگر خلبانان آنها بر اساس اطلاعات واقعی‌زمان، تقریباً دقیقه‌به‌دقیقه، در مورد مکان اهداف و حذف آنها عمل کنند، باور دارند که هیچ محدودیتی بر آنچه می‌توانند انجام دهند، وجود ندارد.

سال گذشته، نیروی هوایی «اسرائیل» نشان داد که دیگر توسط فاصله فیزیکی بین فرودگاه‌هایش و ایران، عامل محدودیت وجود ندارد. همچنین «موساد» در فضای عمومی و مجازی ادعا کرده که عواملش در خیابان‌های ایران در اوج اعتراضات اقتصادی اخیر حضور داشتند؛ بر همین اساس مخالفان رژیم ایران را بدنام کرده و یک تظاهرات گسترده طرفداران دولت، منجر به فروکش کردن این اعتراضات شد.

تفاوت‌های بنیادین ایران و ونزوئلا

قبل از شروع دور بعدی حماقت، ارزش دارد یک واقعیت بسیار واضح را بیان کنیم: ایران ونزوئلا نیست. نباید این نکته را نادیده گرفت که ونزوئلا هیچ کارتی به هنگام دستگیری مادورو برای بازی منطقه‌ای نداشت. ایران دستانش از چنین کارت‌هایی پر است. آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، نه تنها رئیس دولت ایران، فرمانده کل نیرو‌های مسلح و مقام عالی سیاسی و مذهبی آن است. وی رهبر معنوی ده‌ها میلیون مسلمان شیعه در سراسر جهان از جمله مهم‌ترین جمعیت‌های شیعیان خاورمیانه، در عراق، بحرین، لبنان، کویت و عربستان سعودی هستند.

آیت‌الله خامنه‌ای کنترل مستقیم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را در دست دارد. این موضوع دومین تفاوت اساسی ایران با ونزوئلا را نشان می‌دهد. در حالی که برای دستگیری «نیکلاس مادورو» در ونزوئلا، یک گروه کوچک نیروی دلتا با تجهیزات ساده کافی بود، هر تلاشی برای خنثی کردن یا مقابله با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران با چالش بسیار بزرگی رو‌به‌رو خواهد شد. سپاه، نیرویی است که از نظر اندازه و توان رزمی، با نیروی تفنگداران دریایی ایالات متحده قابل مقایسه است.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران می‌تواند روی حدود ۱۵۰،۰۰۰ نیروی زمینی، نزدیک به ۲۰،۰۰۰ پرسنل دریایی و حدود ۱۵،۰۰۰ نیروی هوایی (در شاخه هوافضا) حساب کند. علاوه بر این، بسیج، به عنوان شبه‌نظامیان گسترده و مردمی تحت فرماندهی سپاه، نقش مهمی در پشتیبانی و افزایش توان عملیاتی ایفا می‌کند. این نیرو‌ها به سپاه امکان می‌دهند تا به طور مؤثر تنگه هرمز را مسدود کند؛ عملیاتی که با استفاده از مین‌های دریایی، قایق‌های حمله سریع، پهپاد‌های دریایی و دیگر ابزار‌های نامتقارن قابل اجراست.

تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین نقاط استراتژیک دریایی جهان به شمار می‌رود. روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام، میعانات گازی و محصولات نفتی پالایش‌شده از این آبراه عبور می‌کند که عرض آن در باریک‌ترین نقطه تنها ۳۳ کیلومتر است. همچنین، حدود ۲۰ درصد تجارت جهانی گاز طبیعی مایع از این مسیر عبور می‌کند. مسدود شدن حتی موقت این تنگه می‌تواند تأثیرات شدیدی بر بازار‌های انرژی جهانی، قیمت‌ها و اقتصاد کشور‌های وابسته به واردات انرژی بگذارد.

علاوه بر این، اگر ترامپ رویای خود را برای تحت فشار قرار دادن ایران آسیب‌دیده برای فروش تمام نفتش به او محقق کند، ابتدا باید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به عنوان یک قدرت اقتصادی برچیند. این در حالی است که توانایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای کنترل اقتصاد ایران توسط تحریم‌های آمریکا در سال ۲۰۱۰ تحت قانون جامع تحریم‌های ایران، پاسخگویی و سرمایه‌زدایی (CISADA) افزایش یافته است.

طرح ترامپ برای تصاحب یا هدایت جریان نفت ایران پیامد‌های ژئواستراتژیک نیز به همراه دارد. این حرکت تاثیر مستقیمی بر چین می‌گذارد، چرا که در سال‌های اخیر حدود ۹۰ درصد نفت خام و میعانات ایران را خریده است. نفت خام ایرانی حدود ۱۴ درصد واردات نفت دریایی چین را تشکیل می‌دهد و ایران را به تأمین‌کننده مهم‌تری از ونزوئلا تبدیل می‌کند.

پیامد‌های احتمالی جنگ سوم خلیج فارس

از طرف دیگر، «مارکو روبیو» فکر می‌کند فردای روز حمله آمریکا چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا تصور می‌کند که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که مالک یک زیرساخت جهانی پیچیده برای دور زدن تحریم‌های بین‌المللی است، بودجه سالانه ایران را تسلیم خزانه‌داری آمریکا کند؟

اگر چنین است، در خیالات واهی به سر می‌برد. اما شاید بزرگ‌ترین تفاوت با ونزوئلا این باشد که اگر ایران برای دومین بار توسط موشک‌های آمریکا و «اسرائیل» مورد حمله قرار گیرد، واکنش بسیار متفاوتی در مقایسه با گذشته خواهد داشت.

ایران چنین حمله‌ای را بخشی از استراتژی گسترده‌تری برای نظامی کردن شورش‌های اخیر می‌بیند و این حمله را نه به عنوان یک ضربه محدود برای القای پاسخ مذاکراتی، بلکه به عنوان تهدیدی وجودی علیه جمهوری اسلامی ایران تفسیر خواهد کرد. 
این به معنای آن است که پاسخ ایران با تلاش برای درجه‌بندی یا محدود کردن جنگی که در پی آن می‌آید، مهار نخواهد شد. احتمال کمی وجود دارد که ایران به یک تبادل موشکی هماهنگ‌شده بسنده کند؛ درست همان‌طور که در واکنش به ترور شهید سپهبد قاسم سلیمانی، استراتژیست نظامی و دیپلمات ارشدش، در فرودگاه بغداد در سال ۲۰۲۰ انجام داد.

پنج روز پس از آن، سپاه پاسداران بیش از دوازده موشک بالستیک به پایگاه هوایی عین‌الاسد در استان الانبار غربی عراق و پایگاه دیگری در اربیل پرتاب کرد؛ اما پیش از آن، دولت عراق را هشدار داده بود. این بار، ایران از زرادخانه موشک‌های کوتاه‌برد و میان‌برد خود که توسط ژنرال کنت مک‌کنزی، فرمانده مرکزی آمریکا، بیش از ۳۰۰۰ موشک تخمین زده شده، به طور کامل استفاده خواهد کرد، زیرا ایران هیچ دلیلی برای نگه‌داشتن این موشک‌ها ندارد.

دیپلمات‌های ارشد ایرانی پیشتر گفته‌اند که پاسخ ایران نامتقارن خواهد بود و شرکای منطقه‌ای «اسرائیل» مانند امارات متحده عربی و آذربایجان، که از قلمرو آنها برای پرتاب پهپاد‌ها استفاده می‌شود، را به عنوان اهداف خاص در نظر خواهد گرفت. سعودی‌ها، که پس از دهه‌ها خصومت، روابط خوبی با ایران برقرار کرده‌اند، نگران هستند که حمله به ایران به سرعت به جنگی تبدیل شود که آتش آن دامن کشور‌های حاشیه خلیج فارس را بگیرد.

چنین جنگی را نمی‌توان به مختصات جغرافیایی خاصی محدود کرد. دامنه نفوذ ایران از قفقاز تا یمن، از لبنان تا افغانستان گسترش یافته است. محور مقاومت ممکن است با از دست دادن سوریه آسیب جدی دیده باشد، اما اجزای اصلی آن در لبنان، عراق و یمن همچنان پابرجا هستند.‌

می‌شود مذاکرات را جدی گرفت؟

نگرانی زیادی در میان کشور‌های حاشیه خلیج فارس وجود دارد. مذاکرات بین ایران و آمریکا اکنون برای جمعه در عمان برنامه‌ریزی شده، اما در سه روز گذشته بار‌ها متوقف و از سر گرفته شده‌اند. ابتدا قرار بود در استانبول برگزار شود و طرح آن - که توسط هکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، طراحی شده بود - یک مجمع بین‌المللی وزرای خارجه بود.

طرف آمریکایی سپس هم به مکان و هم به دستور کار محدود اعتراض کرده و تهدید به خروج کرد. این امر تلاش لابی‌گری گسترده منطقه‌ای را در شب چهارشنبه برانگیخت، که طبق مقامات آمریکایی نقل‌شده توسط آکسیوس، حداقل ۹ کشور مختلف را درگیر کرد.

تلفن‌ها مدام در دفتر بیضی شکل زنگ می‌خوردند. یکی از مقامات ارشد آمریکایی گفت: «آن‌ها از ما خواستند جلسه را برگزار کنیم و به آنچه ایرانی‌ها می‌گویند گوش دهیم. ما به عرب‌ها گفتیم که اگر اصرار کنند، جلسه را برگزار خواهیم کرد. اما ما در مورد شانس موفقیت بسیار بدبین هستیم.»

پذیرش مذاکرات توسط ایران نیز سرشار از شرط و شروط است. یک منبع دیپلماتیک ایرانی به رویترز گفت که جلسه برنامه‌ریزی‌شده نشان خواهد داد آیا آمریکا قصد مذاکرات جدی دارد یا خیر. این سخن کما فی السابق توسط ایرانی‌ها صرف شروع یک فراینده مذاکره طولانی تلقی می‌شود.

ترامپ به دنبال دستیابی به نتاج فوری است. وی صبری برای مذاکرات ندارد. برای او، هر معامله‌ای بده بستان محسوب می‌شود. ایران پیشتر ناوگان موشک‌های بالستیک خود را از میز مذاکره خارج کرده است چرا که تسلیم این قابلیت، کشور را در مقابل آماج حملات دشمن، بی‌دفاع می‌گذارد.

با این حال، ترامپ و «اسرائیل» تقاضا خواهند کرد که این موضوع اصلی باشد. علاوه بر این، ایران با «شمشیر داموکلس» بالای سرش مذاکره جدی نخواهد کرد. در نقطه‌ای از مذاکره، ایرانی‌ها ناگزیر، تقاضای عقب‌نشینی ناوگان آمریکایی را به عنوان اثبات حسن نیت مطرح خواهند کرد.

همه چیز به خاطر نفت است

ترامپ سابقه بدی در برابر ایران دارد. در دوره اول ریاست‌جمهوری‌اش، از توافق برجام خارج شد. وی حتی سال گذشته در میانه مذاکرات، حمله غافلگیرکننده‌ای را انجام داد. ایران حق دارد از او یک ژست حسن نیت پیش از ادامه مذاکرات تقاضا کند.

با این حال، ترامپ حتما درخواست ایران را رد خواهد کرد. برای او، ایران باید همانند اروپا در خصوص گرینلند، تحت فشار باقی بماند. با این حال با در نظر گرفتن تمام این نکات، من محافظه‌کارانه شانس موفقیت مذاکرات برای جلوگیری از جنگ را حدود یک در ده ارزیابی می‌کنم.

این تاریخ حداقل به بیش از ۷۰ سال پیش بازمی‌گردد. از سال ۱۹۵۴، یعنی یک سال پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (۱۹۵۳) که با سازماندهی مشترک سی‌آی‌اِی آمریکا و اِم‌آی‌سیکس انگلستان منجر به سرنگونی محمد مصدق، نخست‌وزیر منتخب و دموکراتیک ایران شد، تا پیروزی انقلاب اسلامی در ۱۳۵۷ (۱۹۷۹)، کنترل استخراج، تولید و صادرات نفت ایران عمدتاً در دست یک کنسرسیوم بین‌المللی از شرکت‌های بزرگ نفتی غربی (معروف به «هفت خواهر») قرار داشت.

بر اساس قرارداد کنسرسیوم ۱۹۵۴، شرکت‌های خارجی ۵۰ درصد مالکیت و مدیریت عملیاتی میدان‌های نفتی را در اختیار داشتند (در حالی که ایران ۵۰ درصد سود را دریافت می‌کرد) و سهام کنسرسیوم به این ترتیب تقسیم شده بود: ۴۰ درصد برای بریتیش پترولیوم (BP، سابقاً شرکت نفت انگلو-ایرانی)، ۴۰ درصد برای پنج شرکت بزرگ آمریکایی (هر کدام ۸ درصد: اکسون، موبیل، شورون، تگزاکو و گلف)، ۱۴ درصد برای رویال داچ شل و ۶ درصد برای شرکت فرانسوی سی‌اف‌پی.

این قرارداد ۲۵ ساله بود و عملاً جایگزین ملی‌شدن کامل صنعت نفت در دوران مصدق شد؛ هرچند در سال ۱۳۵۲ (۱۹۷۳) با فشار شاه و قدرت گرفتن اوپک، مدیریت عملیاتی تدریجاً به شرکت ملی نفت ایران واگذار شد، اما کنسرسیوم تا انقلاب ۱۳۵۷ همچنان خریدار اصلی و ذی‌نفع کلیدی نفت ایران باقی ماند و پس از انقلاب، حضور شرکت‌های خارجی به طور کامل پایان یافت. این دوره نمونه‌ای برجسته از دخالت خارجی در منابع طبیعی ایران و تأثیر پایدار آن بر سیاست و اقتصاد کشور است.

چقدر این وضعیت شبیه به «هیئت صلح» ترامپ به نظر می‌رسد. محمد رضا شاه پهلوی تنها نیمی از سود‌ها را از توافق ۱۹۵۴ دریافت می‌کرد، اما تا ۱۹۷۳ حتی او نیز از چنین شرایطی خسته شده بود. توافق جدیدی برای ۲۰ سال امضا شد که کنترل عملیاتی را به شرکت ملی نفت ایران اعطا کرد.

شاه صحنه را برای ملی‌سازی آماده می‌کرد، اما خیلی دیر بود، زیرا سری اعتصاب‌های کارگری پیش از انقلاب رخ داد. آیا کسی فکر می‌کند ایران به عنوان ملتی مغرور با تاریخی ۳۰۰۰ ساله، آرام به روز‌های سلطه خارجی توسط معادل ترامپ از هفت خواهر بازخواهد گشت؟ آیا کسی تصور می‌کند که انقلاب اسلامی - که هشت سال جنگ تحمیلی (شامل حملات شیمیایی توسط صدام حسین) را تحمل کرده، تحریم‌ها و ترور‌ها را پشت سر گذاشته - وقتی با ترامپ رو‌به‌رو شود، مانند یک خانه پوشالی فروخواهد ریخت؟ آیا کسی جدا فکر می‌کند که ایران اکنون از الگوی عراق پیروی کند؟

از ۲۲ مه ۲۰۰۳، تاریخ فرمان اجرایی جورج دبلیو بوش رئیس‌جمهور آمریکا، تمام درآمد‌های فروش نفت عراق مستقیماً به حسابی در بانک فدرال رزرو نیویورک واریز می‌شود. ترامپ فقط آخرین تجسم یک قلدر استعماری است که ایران بیش از حد با آن آشنا است. ترامپ باید تاریخ بخواند پیش از آنکه مرتکب پرهزینه‌ترین اشتباه سیاست خارجی ریاست‌جمهوری‌اش شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات