سیاستهای راهبردی ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران را میتوان در چند راهبرد و چند محور دستهبندی کرد تهران برای مواجهه با حمله احتمالی آمریکا، راهبرد پنجمرحلهای "دوام نامتقارن" طراحی کرده که شامل:
الف) پاسخ موشکی و هوایی
ب) عملیات سایبری
ج) کنترل تنگه هرمز
د) فلجسازی بازار جهانی انرژی است
با هدف پرهزینهکردن هرگونه جنگ و فرسایش اراده سیاسی واشنگتن، هرچند طراحان این سناریو امیدوارند هرگز به اجرا نرسد.
تهران برای مواجهه با حمله احتمالی آمریکا، راهبردی پنجمرحلهای طراحی کرده که هدف آن پرهزینهکردن هرگونه جنگ است سناریو با حملات هوایی و موشکی آمریکا به تأسیسات هستهای و مراکز نظامی ایران آغاز میشود. اهدافی که بسیاری از آنها در مناطق پرجمعیت قرار دارند.
پاسخ ایران بلافاصله میدان نبرد را فراتر از مرزهایش گسترش میدهد و پایگاههای نظامی آمریکا در سراسر منطقه را هدف موشکها و پهپادها قرار میدهد.
تهران جنگ سایبری را یکی از ابزارهای کلیدی خود میداند و زیرساختهای حملونقل، انرژی، مالی و ارتباطات نظامی آمریکا را آسیبپذیر تلقی میکند.
به باور ایران، عملیات سایبری میتواند لجستیک آمریکا را مختل و فرماندهی و کنترل آن را پیچیده کند.
قدرتمندترین سلاح ایران جغرافیای آن است؛ کنترل بر تنگه هرمز که حدود ۲۱ درصد نفت جهان از آن عبور میکند.
مینگذاری، حمله به نفتکشها و حتی مسدودسازی مسیر کشتیرانی از گزینههای مطرح برای فلجسازی بازار جهانی انرژی است.
راهبرد تهران بر این فرض استوار است که آمریکا و متحدانش به این نتیجه برسند که هزینههای جنگ از منافع آن بیشتر است.
ایران میداند که در یک جنگ متعارف پیروز نمیشود، اما معتقد است میتواند پیروزی را آنقدر پرهزینه کند که آمریکا از ادامه درگیری منصرف شود.
این راهبرد که «دوام نامتقارن» نامیده میشود، بیش از آنکه بر توان نظامی متکی باشد، بر فرسایش اراده سیاسی آمریکا تکیه دارد.
در نهایت، حتی طراحان این سناریو نیز امیدوارند که این طرح هرگز به مرحله اجرا نرسد.
* اما محورهای مدنظر در این تحلیل:
۱. تحریمهای اقتصادی و مالی:
ایالات متحده از ابزار تحریم برای فشار بر ایران استفاده میکند تا رفتارهای جمهوری اسلامی را محدود کند.
الف) تحریمهای هستهای:
به منظور جلوگیری از توسعه برنامه هستهای ایران، به ویژه قبل و بعد از توافق هستهای (برجام ۲۰۱۵).
ب) تحریمهای بانکی و نفتی: محدود کردن فروش نفت ایران و فعالیت بانکهای ایرانی در نظام مالی بینالمللی تحریمهای مرتبط با حقوق بشر و تروریسم: محدود کردن افرادی که به ادعای آمریکا در نقض حقوق بشر یا حمایت از گروههای مسلح منطقه نقش دارند.
۲. فشار دیپلماتیک:
جلب حمایت بینالمللی: تلاش برای ایجاد ائتلافها در سازمان ملل و میان متحدان آمریکا برای فشار بر ایران.
الف) تحریمهای ثانویه:
مجازات شرکتها و کشورهایی که با ایران معامله میکنند (مثلاً شرکتهای اروپایی در دوره خروج آمریکا از برجام).
ب) تشدید انزوای دیپلماتیک ایران:
محدود کردن روابط بینالمللی ایران با تأکید بر فعالیتهای منطقهای و برنامه هستهای.
۳. محدودیتهای نظامی و امنیتی:
الف) حضور نظامی در منطقه:
ایجاد پایگاهها و ناوگان دریایی برای کنترل تنگه هرمز و مقابله با تهدیدهای احتمالی.
ب) تمرینات و نمایش قدرت:
برگزاری رزمایشها و مانورهای مشترک با متحدان منطقهای برای بازدارندگی.
ج) پشتیبانی از متحدان منطقهای:
کمک به اسرائیل، عربستان سعودی و دیگر کشورها برای مقابله با نفوذ ایران.
۴. جنگ اطلاعاتی و سایبری:
الف) جاسوسی و نظارت دیجیتال:
استفاده از اطلاعات برای هدف قرار دادن برنامههای نظامی و هستهای ایران.
ب) حمله سایبری:
نمونههایی از حملات به زیرساختهای ایران مانند حمله به برنامه هستهای (Stuxnet).
ج) رسانه و تبلیغات:
حمایت از رسانهها و شبکههای اجتماعی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی داخلی ایران.
۵. سیاست اهرم مذاکرات:
الف) برجام و مذاکرات بعد از آن:
استفاده از مذاکرات برای محدود کردن برنامه هستهای و موشکی ایران.
ب) فشار اقتصادی در کنار دیپلماسی: آمریکا معمولاً «چماق و هویج» را با هم به کار میگیرد، یعنی هم فشار و هم وعده رفع تحریمها در ازای تغییر رفتار.
جمعبندی:
سیاستهای آمریکا علیه ایران ترکیبی از تحریم اقتصادی، فشار دیپلماتیک، ابزار نظامی، عملیات سایبری و اهرمهای مذاکراتی است. هدف کلی این سیاستها محدود کردن توان هستهای، موشکی و نفوذ منطقهای ایران است و در عین حال بازدارندگی و حفاظت از متحدان آمریکا در خاورمیانه را دنبال میکند.