سینمای دفاع مقدس که شکل بومی شده ژانر جنگی در ایران است، هر سال نمایندگانی در جشنواره فیلم فجر دارد. امسال نیز این نوع سینما –جدای از آثاری که درباره جنگ 12 روزه ساخته شدهاند- سه نماینده در چهل و چهارمین جشنواره فجر دارد؛ غیر از «مارون» و «پل» که در قسمتهای قبلی این گزارش به آنها پرداختیم، «جانشین» هم دیگر أثر در گونه دفاع مقدس است که در هشتمین روز در خانه جشنواره فجر رونمایی شد.
در سالهای اخیر، فیلمسازان حوزه دفاع مقدس بیش از پیش به سمت روایتهای مستندگونه و پرداختن به شخصیتهای واقعی، بهویژه شهدای جنگ رفتهاند. این تغییر رویکرد، حاصل بلوغ سینما و نیاز جامعه به بازخوانی حقیقیتر از آن دوران است. در دهههای گذشته، بسیاری از آثار دفاع مقدس در قالبهای نمادین یا قهرمانی سرشار از اسطورهسازی ساخته میشدند؛ اما امروز، نسل تازه فیلمسازان تلاش میکند با زبانی واقعیتر، انسانیتر و نزدیکتر به تجربه زیستی مردم، قهرمانان آن دوران را دوباره معرفی کند.
پرداختن به شخصیتهای واقعی مثل شهدا و رزمندگان، از دو جهت اهمیت دارد: نخست از منظر فرهنگی و اجتماعی، زیرا این آثار میتوانند پلی میان گذشته و حال باشند و ارزشهایی مانند فداکاری، ایمان و مسئولیتپذیری را به نسل جوان منتقل کنند؛ دوم از منظر هنری، چرا که رویکرد واقعگرایانه به شخصیتها باعث درک عمیقتر تماشاگر از چهره انسانی جنگ میشود. در چنین روایتهایی، شهید صرفاً یک نماد نیست، بلکه انسانی است با عشق، تردید، آرزو و انتخاب؛ همین ویژگی باعث میشود مخاطب امروزی بتواند با او ارتباط احساسی برقرار کند.
حضور این آثار در جشنواره فیلم فجر نیز نقش دوگانهای دارد: از یک سو، فرصت نمایش و دیده شدن آثار ارزشمندی است که روایتگر بخشی از تاریخ معاصر ما هستند؛ و از سوی دیگر، یادآوری وظیفه هنرمند برای پاسداری از حقیقت تاریخی و ارزشهای انسانی در برابر فراموشی و تحریف. جشنواره فجر با ارائه این فیلمها، به نوعی به خودِ فلسفه وجودیاش وفادار میماند؛ یعنی سینما را نه فقط بهعنوان هنر، بلکه بهعنوان ابزاری برای حفظ هویت ملی و تداوم گفتوگو میان نسلها معرفی میکند.
باید یادآوری کرد که سینمای دفاع مقدس امروز دیگر صرفاً روایت جنگ نیست؛ روایت انسان است در میانه بحران، انتخاب و ایمان. همین نگاه انسانی و واقعی است که حضورش در جشنواره فیلم فجر را ضروری و تأثیرگذار میسازد.
فیلمی سرحال درباره یک سردار
«جانشین» دومین ساخته مهدی شامحمدی است. این کارگردان، دو سال قبل هم با فیلم «مجنون» به جشنواره فجر آمد و تحسین منتقدان را در پی داشت. با توجه به خاستگاه شامحمدی در مستندسازی، فیلم مجنون به فضای آثار مستند شباهت داشت. «جانشین» اما ملات داستانی و دراماتیک بیشتری دارد و از این نظر یک گام رو به جلو در کارنامه این فیلمساز محسوب میشود. فیلمی با محوریت سردار شهید حسین املاکی و عملیات نصر4. فیلمی پر فراز و نشیب، سرحال، پرخون و با تنوع در لوکیشن و موقعیت و کاراکترهای رنگارنگ که از ابتدا تا انتها مخاطب را با خودش درگیر میکند.
«جانشین» محصول انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس (وابسته به بنیاد روایت فتح) است. میتوان «جانشین» را نماینده برتر ژانر جنگی در چهل و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر دانست. آرمان درویش ، بازیگر 38 ساله که قبلا در چند فیلم و سریال نقشآفرینی کرده بود، با ایفای نقش شهید املاکی به بلوغ در بازیگری رسیده است؛ او یکی از بازیگران خوب این دوره از جشنواره فجر است و قابلیت آن را دارد که نامزد دریافت سیمرغ هم بشود. مشخص است که درویش، شخصیت و تفکر املاکی را درک کرده است و توانسته به شکلی باورپذیر و ملموس این قهرمان گمنام دوره دفاع مقدس را تجسم ببخشد. امیر آقایی و شکیب شجره هم بازیهای درخشانی در این فیلم دارند. به طور کلی فیلم «جانشین» در زمینه بازیگری، پر بار است.
یکی از ویژگیهای فیلم مورد بحث این است که برای مخاطب، قهرمان را میسازد. یعنی ما با مرد جوانی به نام حسین املاکی آشنا میشویم که ابتدا یک شخص معمولی جلوه میکند، اما رفته رفته این شخصیت معرفی میشود و خصوصیات خاص او ترسیم میشود و در نهایت به عنوان یک اسوه با ابعاد مختلف شخصیتی –از شجاعت گرفته تا خانوادهدوستی و عقلانیت و مدیریت در بحران و ازخودگذشتگی و ...- تثبیت و ماندگار میشود.
روایت فیلم، بخشهای مختلفی دارد، این گوناگونی داستان، در کنار اینکه موجب عدم انسجام فیلم شده اما به آن تنوع هم بخشیده است. مثلا بخشی از فیلم به بازگشت حسین املاکی به خانه و زندگی خانوادگی در دوران مجروحیت مربوط میشود. یکی از عوامل برتری «جانشین» در مقایسه با «مجنون» همین تعمیق شخصیتپردازی قهرمان است. ازجمله ابزارهای عمق یافتن یک شخصیت در فیلم، توجه به حریم شخصی، خانواده و روابط قهرمان با همسر و اعضای خانوادهاش است. در فیلم «جانشین» هم این اتفاق افتاده است و یکی از مراحل ساخت قهرمان، نوع تعامل و سلوک او با دوستان و خانوادهاش، خارج از حیطه کار و مأموریت است.
صحنههای جنگی فیلم هم درست طراحی شدهاند و مخاطب را وسط اتمسفر عملیات و نبرد قرار میدهند. هم شروع فیلم با چند صحنه جنگی پر جوش و خروش است و هم انتهای فیلم، ما را در متن یک عملیات پر زد و خورد و سهمگین قرار میدهد.
به طور کلی، «جانشین» یکی از آثار دفاع مقدسی محترم و قابل توجه یکدهه اخیر سینمای ایران است که برای نسلها و طیفهای مختلف تماشایی است.
عاشقی در ترافیک
ساخت فیلم درباره شهرها یا محلات، یک امر متداول در سینمای جهان است. ازجمله فیلمهایی که درباره پاریس ساخته شدهاند، مثل «پاریس دوستت دارم» یا «نیمه شب در پاریس». فیلم «قایق سواری در تهران» هم نمونه وطنی چنین آثاری است که با سرمایهگذاری موسسه تصویر شهر (وابسته به شهرداری تهران) و به کارگردانی رسول صدر عاملی ساخته شده است. فیلمی که قرار بوده زیباییها و جذابیتهای تهران را نمایش دهد، اما در عمل، غیر از حضور در یک بیمارستان، یک برج نیمه ساخته و ترافیک، چیز دیگری از تهران را در این فیلم نمیبینیم! یکی از دلایل این کمبود، تمرکز بیش از حد فیلم بر قشر مرفه و شمال شهر نشین است و داستان فیلم، حول روابط عاطفی و عاشقانه این افراد آن هم در وسط ترافیک تعریف شده است. ما در فیلم قایق سواری... تهران را از نگاه طبقه مرفه و متمول میبینیم. افرادی که سوار شاسی بلند و ساکن برج آج هستند و جنس دغدغه و دلمشغولیهایشان با خیلی دیگر از شهروندان تهران متفاوت است. البته که پایتخت ایران برای طبقه پایین دست جامعه هم دوست داشتنی است و چه بسا نگاه به این کلانشهر از این بخش، گرما و لحظات طنزآمیز بیشتری هم داشته باشد، اما از جنبه آسیبشناسی هم برخوردار میشود.
البته از الان میتوان پیشبینی کرد که «قایقسوار در تهران» یکی از پرفروشهای سال پیش رو خواهد شد. چون یک فیلم بامزه و خوش ریتم، در جهت تبلیغ شعار «تهران دوست داشتنی» است. فیلمی برای سرگرمی ، بدون محتوا و حرف مهم و چند موقعیت طنزآمیز نصفه و نیمه! پیمان قاسم خانی و دختر بچه، زوج جذابی شدهاند. تبلیغ و تصویرسازی برای شهرداری تهران با روایت و تصاویر چشمنواز فیلم، همراه شده و در متن فیلم نشسته است و توی ذوق نمیزند. هر چند که فیلم در یک سوم پایانی از نفس میافتد و کم میآورد.