الف) معادلات منطقهای و خطای راهبردی واشنگتن؛ در شرایط کنونی ترامپ علاوه بر تهدید ایران به حمله نظامی، با ایجاد خطوط قرمز جدید، بحران را به نقطهای رسانده است که میتواند به درگیری مستقیم تبدیل شود. این وضعیت میتواند خاورمیانه را وارد یک دوره بیثباتی گستردهتر کند. اگر به وضعیت نظامی منطقه نگاه کنیم، نمیتوان تردید داشت که یک حمله نظامی علیه ایران حتی اگر محدود باشد تبعات بسیار خطرناکی خواهد داشت. تجربههای پیشین آمریکا در ویتنام، عراق، افغانستان و لیبی نشان داده که مداخله نظامی نهتنها نمیتواند نتیجه دلخواه را بهدست دهد، بلکه اغلب باعث طولانیتر شدن بحران و افزایش خشونت میشود.
ب) نگرانی از واکنش ایران قوی و جبهه مقاومت؛ بسیاری از تحلیلگران معتقدند که هرگونه حمله آمریکا به ایران، حتی اگر هدفمند و محدود باشد میتواند منجر به واکنش شدید ایران شود. ایران کشوری با تاریخ و هویت ملی قدرتمند است و تجربههای تاریخی مداخلات خارجی موجب شده که حساسیت جامعه نسبت به تجاوز خارجی بسیار بالا باشد. این موضوع میتواند واکنشهای جمعی بسیار فراتر از انتظارات نظامیان آمریکایی ایجاد کند. از نظر نظامی نیز ایران یک ارتش منسجم و نیروی دفاعی قوی دارد که در طول سالها تهدیدات خارجی را تجربه کرده است. هرگونه حمله علیه مواضع ایران میتواند واکنشهایی در سطح منطقهای داشته باشد. ایران از گروههای متحد خود در خاورمیانه بهره میبرد و این گروهها میتوانند بهعنوان بازوهای پاسخدهنده به تهدیدهای خارجی عمل کنند. به همین دلیل، حتی اگر آمریکا به یک حمله محدود بسنده کند، این اقدام میتواند منطقه را وارد یک دور جدید از تنش و خشونت کند، تنشی فراتر از تصور سیاستگذاران آمریکایی. بنابراین، ماجراجویی نظامی آمریکا علیه ایران هرچقدر هم که با انگیزه حمایت از معترضان مطرح شود در نهایت یک اشتباه راهبردی با تبعات فاجعهآمیز خواهد بود. تاریخ نشان داده که دخالت نظامی خارجی اغلب نتیجهای معکوس دارد و باعث تقویت انسجام داخلی در کشور هدف و گسترش بحران میشود. ایران با داشتن هویت ملی مستحکم، نیروهای دفاعی منسجم و سابقه طولانی مقاومت در برابر تجاوزات، نمیتواند با حمله محدود نظامی بهسادگی تغییر مسیر دهد.
ج) پیامدهای سیاسی یک ماجراجویی نظامی؛ اگرچه ترامپ ممکن است تجربههایی مانند عملیات ویژه علیه مادورو در ونزوئلا یا بمباران تأسیسات هستهای ایران را موفقیتآمیز بپندارد، اما این تجربیات نمیتواند معیاری برای تصمیمگیری درباره ایران باشد. ونزوئلا کشوری بود که بحران قدرت در آن قابل مشاهده بود و مقاومت نظامی مشابه ایران در آنجا مشاهده نشد. همچنین، عملیات علیه تأسیسات هستهای نیز یک اقدام محدود بود و پیامدهای آن بیشتر در عرصه سیاسی و تبلیغاتی نمود یافت تا نظامی. لذا شرایط و اوضاع ایرانکاملاً متفاوت است. ایران نه تنها یک جامعه با هویت ملی قوی دارد، بلکه در طول تاریخ خود بارها در برابر مداخلات خارجی مقاومت کرده است. پیامدهای سیاسی و دیپلماتیک هرگونه حمله نظامی میتواند بهسرعت فراتر از مرزهای ایران گسترش یابد.
د) همپیمانان منطقهای و هراس از تغییر توازن قوا؛ متحدان آمریکا مانند کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به شدت نگران پیامدهای بیثباتی در منطقه حساس غربآسیا و جنوب خلیج فارس هستند. درخواست چهار کشور عربی از آمریکا برای اجتناب از ماجراجویی نظامی علیه ایران در همین راستاست. آنها نگران تغییر موازنه قوا در منطقه هستند. کشورهای دیگر مانند ترکیه و پاکستان نیز ممکن است بهجای حمایت از مداخله نظامی، به دنبال راهحلهای دیپلماتیک و راهبردی برای جلوگیری از بحرانهای بزرگتر باشند.
ه) کاهش اعتبار حقوقی و جهانی آمریکا؛ علاوه بر این، پیامدهای دیپلماتیک یک حمله نظامی میتواند اعتبار جهانی آمریکا را خدشهدار سازد. اگر آمریکا بدون یک استراتژی روشن و بدون اهداف قابلدستیابی وارد حمله شود، این امر میتواند به کاهش اعتماد جهانی به آمریکا منجر شود. بسیاری از کشورها ممکن است این اقدام را بهعنوان نمونهای از ماجراجویی نظامی بیپایه ببینند و روابط دیپلماتیک خود را با واشنگتن بازنگری کنند. از نظر حقوق بینالملل نیز هرگونه حمله نظامی بدون مجوز سازمان ملل میتواند تبعات قانونی و اخلاقی به همراه داشته باشد. این موضوع ممکن است باعث افزایش فشار جهانی علیه آمریکا شود و حتی ائتلافها و همکاریهای استراتژیک واشنگتن را تضعیف کند. آمریکا ممکن است با حمایت برخی متحدان خود بهویژه اسرائیل، به این مسیر ادامه دهد، اما هزینههای سیاسی و دیپلماتیک آن بسیار سنگین خواهد بود.
منبع: پرسمان سیاسی شماره 24