فرهنگی >>  فرهنگی >> اخبار ویژه
تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۳۶  ، 
کد خبر : ۳۸۸۷۹۷
سروده‌ای از شاعر انقلابی و آیینی

عشق فرمان می‌دهد

پایگاه بصیرت / عبدالمجید فرائی

شهادت در دیارِ من، مقامِ دیگری دارد

که از سر بگذرد هرکس، در این کشور سری دارد

به خُفّاشان بگو: خونم، کند ایجاد موجی را

به هم ریزد بساطِ فتنه، در دل اخگری دارد

در اینجا عشق فرمان می‌دهد، جان کن بقربانش

امیرِ دل، هزاران، صدهزاران مُشتری دارد

تو باور میکنی؟ عاشقترین عشّاق در اینجاست

تو باور می‌کنی، هر نوجوان هم دلبری دارد؟

بسیجی چشم بر لبهایِ مولا، دوخته دائم

چه پیغام و چه فرمانی، برایش رهبری دارد

سِلاحِ باور و ایمان، در این وادی شود پیدا

یقینا بر سِلاحِ هسته‌ای هم، برتری دارد

به زیرِِ بارِ ذلّت کی رود آزاده مومن.

چون از مولایِ هستی، خاتمِِ انگشتری دارد

ابرقدرت، قوی شوکت، تو از ایمان تُهی هستی

جوانمردان شیعه، ذوالفقارِ حیدری دارد

به عزتمندی شیعه، تو بودی رَشک ورزیدی

بخود پیچیدی این ملّت، چه عشق و باوَری دارد

تو در حسِ حقارتهایِ خود، جان می‌کَنی هردم

تمامِ ظُلم و جورِِ تو، برایت کیفری دارد

و من غافل نخواهم شد، زمَکر و حیلهِ دشمن

زند لبخند اما، در کفِ خود، خَنجری دارد

خدا را شُکر از جامِ وَلا همواره سرمستیم

و ما هستیم، این بودن، سُرورِ دیگری دارد

به ما گفتند: خون همواره بر شمشیر، پیروزاست

و ما دیدیم حق، بر حق پرستان یاوری دارد

به ما گفتند:عاشوراست، هر روزی، یزیدی هست

ببین که کربلا، تا غزّه و صیدا دَری دارد

"فرائی" گر حسینی باشی و باشیم، باکی نیست

حسینی هر که شد، اندیشه هایِ بهتری دارد...

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات