تصرف یک جزیره یا سرزمین معمولاً پس از ایجاد زمین سوخته، از دو مسیر کلی قابل تصور است: یا از طریق عملیات هلیبرن و یا عملیات آبی–خاکی. هر دو روش، یک پیشنیاز مهم دارند؛ و آن هم داشتن یک نقطه نزدیک و عملیاتی یا همان سرپل است. جایی که بتوان از آن برای تحرک سریع، حفظ غافلگیری، پشتیبانی لجستیکی، اجرای طرحهای جایگزین و حتی عقبنشینی احتمالی استفاده کرد. این سرپل معمولاً به دو شکل تأمین میشود: یا با استفاده از شناورها و ناوهای ویژه عملیات آبی–خاکی، یا از طریق یک بندر نزدیک به منطقه هدف که فاصلهای معقول داشته باشد. در مورد جزایر سهگانه، نزدیک شدن مستقیم شناورها و ناوها به محدوده تنگه هرمز با ریسک بالایی برای دشمن همراه است. چون شکارچیان ناو در کمین نشستهاند؛ بنابراین استفاده از دریا گزینه مطمئنی نیست. مگر اینکه کنترل تنگه از ایران گرفته شود.
در نتیجه، اهمیت یک نقطه نزدیک در سواحل مقابل، یعنی سواحل امارات، بیشتر میشود.
در این میان، سواحل بندری امارات بهدلیل موقعیت جغرافیایی خاص و فاصله نسبتاً کوتاه (۶۰ کیلومتر تا بوموسی و ۸۰ کیلومتر تا تنب بزرگ)، و البته داشتن تاسیسات لازم یک عملیات دریایی، مناسبترین نقطه برای چنین عملیاتی به حساب میآید.
اما دلیل تهدید این منطقه از سوی ایران چیست؟ پاسخ روشن است: بازدارندگی. راسالخیمه یکی از عملیترین مسیرهای بالقوه محسوب میشود، بنابراین اشاره به آن یعنی بالا بردن هزینه هرگونه اقدام از همان ابتدا.
از طرف دیگر، این منطقه یک گره مهم در شبکه تجارت و لجستیک خلیج فارس و برای امارات، نوعی دروازه اقتصادی و صنعتی است. راس الخیمه، راس امارات است.
در یک جمله، راس الخیمه، هاب لجستیک و دروازه دریایی یا شاهراه تنفس اقتصادی و صنعتی امارات و برخی دولتهای عربی خلیج فارس است. یعنی دیگران حساب کار دستشان میآید. مثل ضربه به تأسیسات گازی قطر.
در خصوص خارک، از نظر جغرافیایی، اگر تهدیدی متوجه ان باشد، محور غرب و جنوبغرب خلیج فارس (عربستان– بحرین– کویت) بسیار نزدیکتر و عملیاتیتر از محور امارات است. نزدیکترین فاصله به ترتیب از این کشورها، ۲۲۰ کیلومتر، ۳۲۰ کیلومتر و ۲۱۰ کیلومتر است. در این فاصله انجام عملیات آبی_ خاکی و هلی برن، تقریبا به معنای فرستادن نیرو به کام مرگ است. چراکه انجام چنین عملیاتهایی نیازمند داشتن یک سرپل نزدیک و عملیاتی است. فرستادن ناو و عبور آن از تنگه هرمز هم در این شرایط برای امریکا با ریسک بسیار بالا همراه است.
همه آنچه نوشتم صرفه مربوط به انجام عملیات تا نقطه هدف است. یعنی بیست درصد عملیات. در صورتی که نیروی هلی برن کننده یا آبی_خاکی، زمانی که به نقطه هدف میرسد، تازه ۸۰ درصد کار آن باقی مانده. برای تصرف سرزمین و البته تثبیت.
تشریح نوع مواجهه نیروهای ایرانی با دشمن در جزایر با شما.