خدای حکیم میفرماید:«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ» (حجرات، آیه ۶)
در سپهر سیاسی امروز، «اعتماد عمومی» گرانبهاترین سرمایه و اصلیترین آماج حملات دشمن در جنگ ترکیبی است. هرگونه بدگویی، اتهامزنی بیرویه و تزریق بذر بدبینی نسبت به کارگزاران نظام، پیش از آنکه نقد مصلحانه باشد، تکمیلکننده پازل عملیات روانی دشمن برای فروپاشی انسجام داخلی است. در منطقِ «ایران قوی»، نقد سازنده با سیاهنمایی مرزی روشن دارد؛ چرا که هدف دشمن از تخریب چهره مسئولان، ایجاد شکاف میان حاکمیت و ملت و در نهایت، سلب مشروعیت از تصمیمات کلان در لحظات حساس است. هوشیاری در برابر این توطئه، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی شرعی و ملی برای حفظ جبهه واحد در برابر آمریکای جنایتکار و رژیم منحوس صهیونی است.
جمهوری اسلامی ایران، در قامت یک قدرت بزرگ جهانی، راهبرد خود را بر پایهی «عقلانیتِ متکی به وحی» و «صبر استراتژیک» بنا نهاده است. برخلاف هیجانات زودگذر، کنشهای ایران در میدان نبرد، محصول محاسباتی دقیق، هوشمندانه و با طمأنینهای حیدری است که از اتاقهای فکر نخبگانی و تحت اشرافِ حکیمانه رهبر معظم انقلاب صادر میشود. این هوشمندی در جنگ، مانع از آن میشود که کشور در تلههای انفجاریِ دشمن گرفتار شود. اقتدار واقعی در «فریادهای بیثمر» نیست، بلکه در «ضربه نهایی و پشیمانکنندهای» است که در زمان و مکان مناسب، محاسبات دشمن را در هم میشوبد.
در عصر اشباع رسانهای، «تایملاینها»و فضای مجازی اغلب به بستری برای فوران هیجانات کمعمق و تحلیلهای شتابزده تبدیل میشوند که هدفشان سلبِ قدرتِ تحلیل عمیق از نخبگان و تودههاست. اسیر شدن در موجهای زودگذر مجازی، فرد را از درک کلانروندها باز میدارد و او را به سربازِ پیادهی نظامِ تبلیغاتی دشمن بدل میکند. ما موظفیم با تمسک به «بصیرت نافذ»، از سطحِ پرآشوبِ پیامهای تحریکآمیز عبور کرده و به عمقِ راهبردی وقایع بنگریم. پیروزی در این کارزار، از آنِ کسانی است که بر عواطف خود مسلط بوده و در غبار فتنه و هجمههای رسانهای، چشم به سرانگشت اشارهی دیدهبان مقتدر انقلاب، امام سیدمجتبی خامنهای دارند.