نمیدانم چگونه توصیف کنم حس و حال خودم را و بلکه مردم ایران را به موشکهایی که در این نبرد آخرالزمانی، بر سر اشقی الاشقیاء فرود میآیند. تا حالا به این فکر کردید چرا در محضر امام رضا علیه السلام، ضریح را میبوسید؟ به خاطر انتساب و هم نشینی اش با حضرت رضا سلام الله علیها.
حال این موشکها هم قداست پیدا کردند. از بین همه جمادات، این لیاقت را یافتند تا در یک نبرد مقدس، بر سر مرحب خیبری فرود آید و کودک آزارانِ دنیا را به ستوه آورد. واقعا لیاقت میخواهد که یک موشک، مایه عذاب دشمنان خدا شود. حس و حال مردم ایران وقتی به این موشکها نگاه میکنند حس و حال کسی است که به محبوب خود مینگرند. این موشکها تیرهای خدا هستند که فرمود «ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی». تیری که خدا به سوی دشمنش میافکند قداست دارد. محبوب است و آن را دوست داریم. این موشکها همان اسبان چابک و تندرو هستند که در هنگام عصر جلوی سلیمان دویدند و سلیمان پیامبر به آنها خیره شد:
إِذْ عُرِضَ عَلَیْهِ بِالْعَشِیِّ الصَّافِنَاتُ الْجِیَادُ
سلیمان غرق در تماشای آنها بود و از دیدن آنها به وجد میآمد و گفت این اسبها را به خاطر پروردگارم دوست دارم و میخوام از آنها برای جهاد در راه خدا استفاده کنم. به آنها خیره ماند تا از جلوی چشمانش محو شدند:
فَقَالَ إِنِّی أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَیْرِ عَنْ ذِکْرِ رَبِّی حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ.
اما سلیمان پیامبر دل از آنها نکند و گفت آنها را برگردانید و سپس این اسبها را نوازش کرد:
رُدُّوهَا عَلَیَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْنَاقِ
حال ما و این موشکهای پرهیبت همینگونه است. وقتی در آسمان، خرامان خرامان به سمت اسراییل میروند غرق در تماشای آنها میشویم و از دیدن آن به وجد میآییم و آنها را برای جهاد در راه خدا دوست داریم. منتهی نمیشود آنها را از آسمان برگرداند و نوازش کرد. چون این موشکها، بیشتر از اینکه عاشقِ من و تو باشند عاشقِ کشتنِ دشمنان خدا و اشقی الاشقیاء هستند؛ و ما با حسرت آنها نگاه میکنیم تا زمانی که در افق فلسطین محو میشوند.