در جنگ احتمالی مجدد با خطای محاسباتی دشمن، نه تنها با قطع تمامی شریانها و نابودی تمام منابع و ذخایر نفتی، اقتصاد غرب فلج خواهد شد؛ بلکه ایران با قوت بیشتر همانند امروز، هم صنعت هستهای، هم قدرت موشکی و هم کنترل هوشمند بر تنگه هرمز را حفظ خواهد کرد تا پیش از جنگ رمضان، ترامپ متوهم تصور میکرد در چگونگی مواجهه با ایران بر سر دو راهی با مختصات زیر قرار دارد:
۱ _ عمل کردن همانند دیگر رؤسای جمهور پیشین در قبال ایران که نتیجه این نوع اقدام را قدرتیابی روز افزون کشور عزیزمان ارزیابی میکرد.
۲ _ استفاده از تمامی قدرت سخت آمریکا و متحدانش علیه جمهوری اسلامی تا به زعم خود با چنین اقدام شجاعانهای، دیگر چیزی به نام تهدید ایران برای آمریکا و رژیم صهیونی وجود نداشته باشد.
ترامپ با صراحت پیش از جنگ رمضان گفت؛ ۴۷ سال است که آمریکا میخواهد جمهوری اسلامی را براندازی کند؛ اما موفق نشده ولی من این کار را خواهم کرد.
ترامپ تصور میکرد او میتواند کاری را که رؤسای جمهور پیشین آمریکا نتوانسته بودند انجام دهند، او با استفاده از ارتش به زعم خود شکستناپذیر ایالات متحده انجام خواهد داد؛ بنابراین ترامپ تصور میکرد بر سر یک ۲ راهی قرار دارد که انتخاب بین خوب و بد است. او راه بد را عمل همانند دیگر رؤسای جمهور پیشین آمریکا میدانست که نتیجه آن پیشرفت روز افزون ایران است. اما انتخاب راه خوب را جنگ با ایران میدید که ظرف دو یا سه روز با استفاده حداکثری از توان ارتش آمریکا، نه تنها ایران را فرو خواهد ریخت و تهدید ایران را از بین میبرد، بلکه صاحب نفت ایران هم خواهد شد!
جالب این که، امام شهید در همان مقطع با اشاره به این سخنان ترامپ فرمودند؛ اولاً اعتراف خوبی است اینکه میگوید؛ آمریکا ۴۷ سال است میخواهد جمهوری اسلامی را براندازد و نتوانسته، اما من هم میگویم، تو هم نمیتوانی این کار را انجام دهی!
به هر حال ترامپ مغرور و خدانشناس، به زعم خود راه خوب را انتخاب و با هدف یک پیروزی راهبردی و برق آسا، آن هم با به شهادت رساندن رهبر حکیم انقلاب اسلامی در همان ابتدای تجاوز، جنگ را آغاز کرد.
با گذشت یک هفته از جنگ رمضان و آشکار شدن ناتوانی ارتش آمریکا در برابر مقاومت ملت ایران و پاسخ قاطع نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، ترامپ راه توقف جنگ با آتش بس را در پیش گرفت و رسماً از روزهای دهم به بعد با فعال سازی میانجی ها، خواستار توقف جنگ و مذاکره شد.
در این شرایط جمهوری اسلامی با بر آورد درست از میدان به ضربات کوبنده و قاطع ادامه داد؛ تا آمریکا به راحتی تصمیم به جنگ مجدد نگیرد و پای میز مذاکره هم چارهای جز پذیرش شروط ایران نداشته باشد. با این سیاست و رویکرد درست ایران، جنگ رمضان چهل روز طول کشید و توقف آن هم به دلیل موافقت آمریکا با شروط اعلامی ایران بود.
حال پس از یک دوره مذاکرات در اسلام آباد پاکستان و رد و بدل شدن پیامهای بعدی برای پایان جنگ، ترامپ بر سر یک دو راهی دیگری قرار دارد. این دو راهی بر اساس جمع بندی رسانههای معتبر غربی و بسیاری از سناتورهای آمریکایی و همچنین بسیاری از صاحب نظران سیاسی ایالات متحده، دو راهی خوب و بد برای ترامپ نیست. همه بر این نظر هستند که ترامپ بر سر دو راهی انتخاب بین"بد " و " بدتر " قرار گرفته است.
انتخاب " بد " را تن دادن به شروط ایران و انتخاب " بدتر " را بازگشت به جنگ مجدد با ایران میدانند.
کارشناسان و متخصصان امور راهبردی، انتخاب هر یک از این دو راه را، برای ایالات متحده خسارت بار توصیف میکنند. بر همین اساس، همه این کارشناسان و از جمله پرفسور جان مرشایمر استاد برجسته دانشگاه شیکاگو، میگوید؛ جنگ با ایران بزرگترین اشتباه در تاریخ سیاست خارجی آمریکا است.
پیامدهای هر یک از این دو راه عبارت است از:
۱ _ پذیرش شروط ایران.
کارشناسان میگویند، ایران به دلیل داشتن دست برتر در جنگ، از شروط اعلامی کوتاه نخواهد آمد. البته همه میدانند که بر اساس قاعده جنگ، آن طرف پیروز است که برای پایان یافتن جنگ، شروط را تعیین میکند.
ایران پیروز این جنگ است و بر همین اساس شروطی را تعیین و اعلام کرده و بر روی آن ایستادگی میکند. پنج شرط اعلامی ایران، آن هم برای اینکه آمریکای بدعهد، پیمانشکن و غیر قابل پیشبینی، اعتمادسازی نماید، به شرح زیر است:
۱ _ پایان جنگ در تمامی جبههها و از جمله جبهه لبنان؛
۲ _ پایان دادن به محاصره دریایی؛
۳ _ مدیریت ایران بر تنگه هرمز؛
۴ _ برداشتن تحریمهای نفتی ایران؛
۵ _ آزادسازی داراییهای بلوکه شده ایران.
بسیار روشن است که برای ترامپ پذیرش این شروط، همانند نوشیدن جام زهر و تن دادن به شکست در جنگی است که او با هدف " بلعیدن " ایران به راه انداخت.
به همین خاطر است که کارشناسان از این انتخاب، به عنوان " انتخاب بد "یاد میکنند.
۲ _ بازگشت مجدد به جنگ.
ترامپ در صورت شکست مذاکرات با نپذیرفتن شروط منطقی و برحق ایران، خود بازگشت به جنگ را بارها مطرح کرده است.
اکنون وحشت در غرب و از جمله در خود آمریکا، آغاز دوباره جنگ است. غربیها به شدت نگران پیامدهای وحشتناک جنگ دوباره آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران هستند.
فرماندهان عالی رتبه نظامی و تمامی مسئولان کشورمان، بارها و بارها اعلام کردهاند؛ پاسخهای ایران در صورت حمله مجدد آمریکا، هم کوبندهتر و قاطع تر، و هم در میدانی فراتر از منطقه به صورت غافلگیری برای متجاوزین خواهد بود.
در جنگ احتمالی مجدد با خطای محاسباتی دشمن، نه تنها با قطع تمامی شریانها و نابودی تمام منابع و ذخایر نفتی، اقتصاد غرب فلج خواهد شد؛ بلکه ایران با قوت بیشتر همانند امروز، هم صنعت هستهای، هم قدرت موشکی و هم کنترل هوشمند بر تنگه هرمز را حفظ خواهد کرد و هم به شکل حیرت انگیزی برای جهانیان، اضلاع مقاومت در سطح بالاتری از قدرت با شگفتانه هایش مشاهده خواهند شد.
بر همین اساس کارشناسان سیاسی و نظامی بسیاری در آمریکا، ترامپ را نسبت به عواقب خطرناک حمله دوباره به ایران، هشدارها داده و انتخاب این راه را نسبت به راه مذاکره و توافق با ایران، انتخاب بدتر ارزیابی میکنند.
آری این یک واقعیت انکار ناپذیر است که ترامپ در تله جنگ گرفتار شده و راه پس و پیش ندارد. او به جنگ با ملت امام حسینی ایرانی آمد که، خداوند پیروزی این ملت مبعوث شده را تضمین کرده است.
" و ماالنصر الا من عندالله العزیز الحکیم"