تبلیغات گسترده رسانههای رژیم صهیونی برای وارونه جلوه دادن واقعیت، هیچگاه نتوانسته حقیقت تلخی را که در عمق جامعه این رژیم جریان دارد، پنهان کند. نسلکشی و جنایات علیه غیرنظامیان در لبنان، نه نشانه قدرت، که بیانگر شکست عملیاتی و راهبردی یک رژیم است که از هر سو در محاصره بحران قرار گرفته است.
آمارهای منتشر شده از درون خود رژیم، تصویر هولناکی از وضعیت روانی جامعه صهیونیست ترسیم میکنند. بخش توانبخشی وزارت جنگ رژیم تأیید کرده که از زمان شروع جنگ غزه، حدود ۸۵ هزار سرباز از مشکلات روانی رنج میبرند. رادیو ارتش رژیم نیز گزارش داده که فشار بر سیستم روانپزشکی غیرقابل کنترل شده و برخی درمانگران باید با حدود ۷۵۰ بیمار روانی به طور همزمان کار کنند. این یعنی یک فاجعه انسانی در دل ماشین جنگی که مدعی قدرت است.
رسانه های رژیم صهیونی اعتراف کردند که بحران روانی گستردهای، بخشهای وسیعی از جامعه صهیونیست را درگیر کرده است. حدود دو میلیون صهیونیست نیازمند درمان روانپزشکی هستند و در کنار آن، آمار اعتیاد به مواد مخدر و تمایل به خودکشی نیز افزایش چشمگیری داشته است.
همچنین رسانههای صهیونیست با اشاره به «شبح جنوب لبنان» اذعان کردهاند که با آغاز مجدد عملیات نظامی در این منطقه، بار دیگر ترس و وحشت به میان صهیونیستها بازگشته است. خانواده سربازان صهیونیست به شدت نگران وضعیت فرزندان خود هستند؛ همان اتفاقی که در سال ۲۰۰۰ باعث تسریع خروج نظامیان از لبنان شد. در آن سال نیز ترس و وحشت صهیونیست ها بود که عقبنشینی را کلید زد و اکنون تاریخ در حال تکرار است.
از سوی دیگر، میدان نبرد نیز روایت دیگری از شکست رژیم اشغالگر را رقم زده است. حزبالله با استفاده از پهپادهای انتحاری ارزانقیمت، نقطه ضعف تجهیزات مدرن رژیم صهیونی را پیدا کرده است. هزینه هر پهپاد انتحاری حدود ۳۵۰۰ دلار است، در حالی که یک تانک مرکاوا بین ۵ تا ۶ میلیون دلار قیمت دارد. این یعنی رژیم صهیونی داراییهای راهبردی خود را در ازای ابزارهای ابتدایی که از راه دور کنترل میشوند، از دست میدهد.
حزبالله قهرمان با وارد کردن دشمن به یک جنگ فرسایشی، اعتماد صهیونیستها را به ارتش و دولتشان از بین برده و آنان را در بحرانی پیچیده و چندلایه گرفتار کرده است. جامعهای که از درون میپوسد، دیگر توانی برای ادامه ماجراجوییهای نظامی نخواهد داشت.