«به حول و قوه الهی آینده درخشان منطقه خلیج فارس، آیندهای بدون آمریکا و در خدمت پیشرفت، آسایش و رفاه ملتهایش خواهد بود. ما با همسایگانمان در پهنه آبی خلیج فارس و دریای عمان «همسرنوشت» هستیم و بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر، طمعکارانه در آن شرارت میکنند، جایی در آن ندارند مگر در قعر آبهایش.» پیام امام و مقتدای جامعه، یعنی حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای را که ورق میزنیم، انگار روح امام شهید بر آن سایه انداخته و آن روح قدسی خود نگارنده این متون است. در این متن تلاش دارم از این دریچه به پیامهای امام سوم انقلاب نگاهی بیندازم که پیامهای ایشان را دقیقاً و خلقاً و منطقاً شبیه به متون رهبری شهید میدانم.
اسطورهای به نام امام: در تمام بیانات امام شهید ما به نقطه کانونی و مقدس به نام امام راحل میرسیم. امام شهید در سالهای اخیر و در مراسم ارتحال امام راحل به دنبال این بودند که راه امام، سیره امام و کلام امام را به منزله شاخصی معرفی کنند که مسیر پیروزی و پیشرفت از آن میگذرد و هر کس از آن عدول کند، «سیلی خواهد خورد». همین را از رهبر و امام سوم انقلاب هم شاهدیم که وقتی از امام شهید سخن میگویند، این چنین مینگارند که «قائد شهید ما، فقیهی زمانشناس و بصیر، مجاهدی خستگیناپذیر و، چون کوه استوار و محکم، عالمی عامل و ربانی، اهل ذکر و تهجد و تضرع به درگاه ربوبی و توسل به ذوات مقدسه معصومین (صلواتالله و سلامه علیهم اجمعین)، و از عمق جان، مؤمن به وعدههای الهی بودند. از خصوصیات دیگر ایشان ایراندوستی و تلاش مستمر برای استقلال هرچه بیشتر ایران عزیز بود که در کنار آن بر وحدت کلمه و انسجام ملّی تأکید داشتند.» این یعنی شاخص و شاقول در عصر جدید هم امامین انقلاب هستند.
واژهها جان میگیرند: واژهها بیجان هستند و گوینده و نویسنده است که به آنها جان میبخشد. شاخصه دومی که در اندیشه امام راحل شاهد بودیم، جان دادن به واژههای قدیمی و بیرون کشیدن آنها از خروارها خاک است. امام راحل وقتی از مستضعفان میگفتند فراتر از پرولتاریای کمونیستها و والاتر از گفتمان لیبرالها بود. همین باعث شد که هم چپها و هم راستها شیفته کلامش شوند. در بیانات امام شهید هم با همین عرصه مواجهیم. ساخت واژگان نو و جدید شاخصه زبانی امام شهید بود. امام سوم انقلاب هم نشان داده است که تلاش دارند در این مسیر قدم بگذارند. شاید زیباترین جلوه این واژهگزینیها و جانبخشی به کلمات، در زمانهای بود که ایشان واژه «آتشبس» را با عبارتی نو، یعنی «سکوت صحنه نبرد» طاق میزنند تا نشان دهند که واژهها میتوانند حرف بزنند و یک عقیده را به رخ بکشند. عقیدهای که معتقد است هیچ وقت آتش، بس و کافی نیست؛ بلکه به دلیل شرایط و زمانه است که صحنه نبرد ساکت میماند تا دستگاه دیپلماسی کارش را آغاز کند. یکی از جلوههای زیبای این واژهگزینی استفاده از عبارتی نوپدید، یعنی «ضحّاکوَشان» بود که نشان داد چگونه میتوان از واژگان اسطورهای ایران عاریت گرفت و یک تمدن اپستینی را توصیف کرد.
کلمات معمولی و نظم جهانی: نویسندهها هستند که به واژهها جان میدهند. یکی از مهمترین و در عین حال سادهترین عبارات امام شهید این بود که «دوران بزن و در رو تمام شده است». از همین چند کلمه ساده و عامه فهم میتوان دهها مقاله بیرون کشید و ساعتها سخن گفت. کلامی که شاخصههایش را در جنگ جدید شاهدیم که دشمن دید و مشاهده کرد که نمیتواند بزند و در برود و پایش مثل درازگوش در گل گیر خواهد کرد. همین موضوع را در پیامهای امام سوم انقلاب آیتالله سیدمجتبی خامنهای هم شاهدیم.
«به حول و قوه الهی آینده درخشان منطقه خلیج فارس، آیندهای بدون آمریکا و در خدمت پیشرفت، آسایش و رفاه ملتهایش خواهد بود. ما با همسایگانمان در پهنه آبی خلیج فارس و دریای عمان «همسرنوشت» هستیم و بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر، طمعکارانه در آن شرارت میکنند، جایی در آن ندارند مگر در قعر آبهایش.» این بخشی از پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت روز خلیج فارس است. هر چند واژگانی معمولی و عامه فهم در آن به کار گرفته شده است؛ ولی دهها گزاره و پیام استراتژیک را میتوان از آن استخراج نمود.
رجوع به امر قدسی: ترجیعبند همه پیامها ارجاع به امر قدسی است. نصرت الهی و امام عصر (عج) فصل مشترک همه پیامهاست. همین نقطه مشترک پیامهای امام شهید و امام عزیز فعلی انقلاب است. اگر امام شهید در کوران حوادثی مانند ۷۸ و ۸۸ به امام عصر (عج) متوسل میشدند، در پیامهای آیتالله سیدمجتبی خامنهای هم میخوانیم: «خطاب به سرورمان (عج) عرضه میدارم که ما با ایمان به خدای متعال و توسل به ائمه معصومین (ص) و با تأسی به رهبر شهید خود در زیر پرچم جنابتان و در مقابل جبهه کفر و استکبار ایستادهایم و... اینک با تمام وجود به دعای خاص حضرتتان برای غلبه قاطع بر دشمن چه در صحنه مذاکرات و چه در میدان نبرد دل بستهایم.»
خلاصه آنکه آنچه در متون امام شهید و امام سوم میبینیم، حلول روح پدر در نگاشتههای پسر است، مظهر همان چیزی که در کف خیابان میگویند: «لطف خدا عیان شد/ خامنهای جوان شد».