در پیامهای اخیر امام حاضر، آقاسیدمجتبی خامنهای (دامظله)، قرائتی عمیق و متفاوت از جایگاه مردم ایران تجلی یافته است که دو رکن اساسی دارد: نخست، نقشآفرینی رهبرگونه مردم در «روزهای خلأ» و دوم، سنت «تلمذ و یادگیری» رهبری از بطن جامعه. در پیامهای اخیر امام حاضر، آقاسیدمجتبی خامنهای (دامظله)، قرائتی عمیق و متفاوت از جایگاه مردم ایران تجلی یافته است که دو رکن اساسی دارد: نخست، نقشآفرینی رهبرگونه مردم در «روزهای خلأ» و دوم، سنت «تلمذ و یادگیری» رهبری از بطن جامعه. این رویکرد، فراتر از یک تعارف سیاسی، دگرگونی بنیادینی در فهم رابطه ملت و حاکمیت رقم میزند؛ رابطهای دو طرفه که در آن مردم نه تماشاچیان منفعل، بلکه صاحبان شعور، جهت و ابتکار عمل هستند.
۱ـ آنگاه که در مقاطع حساس و بحرانی، کشور بر دوش ارادههای مردمی میچرخد، آنچه رخ میدهد صرفاً یک حضور اجتماعی نیست؛ بلکه نوعی «بعثت ملی» است. برخاستن ملتی مؤمن که در لحظات دشوار، خود مسئولیت هدایت و صیانت از مسیر را بر عهده میگیرد، نشاندهنده این واقعیت است که مردم ایران سیاست را نه در کتابها، بلکه با ایمان و هوشیاری خود در کف میدان فهمیدهاند. در این نگاه، مردم خود «معیار تصمیم» و «قطبنمای حرکت» هستند.
۲ـ تکیه رهبری بر این فهم مردمی، از نگاهی از بالا به پایین سرچشمه نمیگیرد؛ بلکه از میان کوچهها، گفتوگوها و تجربههای زیسته جامعه میجوشد. ایشان با بیانی متواضعانه بر حضور ناشناس در میان مردم و همراهی با آنان در فضاهایی همچون تاکسی تأکید کرده و فرمودهاند: «در این ضمن خیلی چیزها از شما فراگرفتم و همچنان به دنبال یادگیریهای جدید هستم.» این یعنی مسئول مملکت در نگاه ایشان، باید در برابر ملت زانوی تلمذ بزند. حوادث گوناگون نشان داده است که بصیرت عامه مردم، بارها برای خواص و نخبگان، درسآموز و بیدارگر بوده است.
۳ ـ در این ساحت، مسئله انسجام ملی معنایی تازه مییابد. رهبری بر آنچه امام شهید «اتحاد مقدس» مینامید، تکیه دارند؛ اتحادی که در «اعتماد مطلق به مردم» ریشه دارد. راه واقعی وحدت، نه در بیانیهها، بلکه در باور به شعور، صبر و ایستادگی تودههاست. مردمی که در سختترین شرایط، با آرامش برخاسته از ایمان، صف دوست و دشمن را جدا میکنند، خود اصلیترین محور وحدت هستند. بر همین اساس است که رهبری شهید با آرامشی کامل فرمان «آتش به اختیار» صادر کرده و برای رفع بنبستها از مردم استمداد میجستند.
۴ ـ تجربه تاریخی جمهوری اسلامی و حتی برخی وقایع مهم جبهه مقاومت، گواهی میدهد که هرگاه کار به صاحبان اصلی کشور، یعنی مردم سپرده شد، گرهها گشوده شد. طبق منظومه فکری رهبری شهید (در ۲۹ بهمن سال ۱۳۹۳)، هر جا کارها انحصاری مسئولان شد، با توقف یا کندی مواجه شدیم، اما حضور با برنامه و مدبرانه مردم، پیشرفت را تضمین کرده است. بنابراین، امروز، تدبیر مسئولان باید بر بسترسازی برای ایفای نقش مردم متمرکز باشد. سیاستمدار و نماینده نباید پشت تریبونهای بسته مطالبه وحدت کند؛ بلکه باید در میدان، در کنار مردم و شنونده مستقیم صدای آنان باشد.
۵ ـ امروز جامعه ایران به برکت هدایتهای رهبری امام خمینی و امام شهید خود به مرحلهای از بلوغ رسیده که تبیینگر راه خویش است. وقتی مردم درک و مطالبهای روشن دارند، دیگر به تبیینهای سنگین، دور از واقعیت و اختلافانگیز نیازی نیست. سیاست زمانی زنده است که در ریههای مردم تنفس کند. درس بزرگ برای نخبگان و به خصوص برخی روشنفکران این است: فهم سیاسی در این مرز و بوم از پایین به بالا میجوشد. هر کس میخواهد در مسیر رهبری بماند، باید با مردم راه برود، پرچم را همراه آنان بالا نگه دارد و از آنان بیاموزد.
۶ ـ در پیام اخیر رهبری به مناسبت دومین سالگرد شهادت «شهید جمهور»، تعریف نقش جدی برای «مردم بعثتیافته» بهعنوان موتور محرک پیشرفت کشور، سرفصلی تازه گشوده است. این نگاه دقیقاً در راستای راهبرد «حرکت عمومی» است که در تشریح بیانیه گام دوم (خرداد ۱۳۹۸) از سوی رهبری شهید مطرح شد. در آن بیانات تأکید شده است که پیشرفت انقلاب، نیازمند یک حرکت عمومی است که محور اصلی آن جوانان متعهد انقلابی هستند و وظیفه اصلی آنها، جهتدهی و انضباطبخشی به این حرکتهای خودجوش مردمی است.
اعتقاد راسخ رهبران انقلاب به مردم، ناشی از هویتی است که برای آنان قائل هستند: «صاحبان اصلی و ولینعمتان انقلاب». همانگونه که امام شهید تأکید داشتند، ولی جامعه بدون همراهی و اراده مردم نمیتواند اهداف بزرگ را پیش ببرد. ما در عرصههای سیاسی و امنیتی ثمرات این حضور را دیدهایم و امروز بیش از هر زمان دیگری در اقتصاد و فرهنگ به این «راهبرد مردمی» محتاجیم. «اتحاد مقدس» یعنی بازگشت به آغوش ملت؛ چرا که تا این اعتماد برقرار است، عزت ایران پابرجا خواهد ماند.
این راهبرد را باید در منطقه و حتی جهان ترویج کنیم و در مسیر تمدنسازی نه تنها برای مردم کشورمان، که برای مردم منطقه و جهان نقش تعریف شود.