علیرضا صادقی سناتورهای آمریکایی معمولا علاقه ای به نامه نگاری با رئیس جمهور ندارندو این تمایل در بین نمایندگان کنگره بیشتر است .دلیل این مسئله نیز مشخص است.مجلس نمایندگان نسبت به سنا قدرت عمل کمتری دارد.اما سناتورهای آمریکا سعی دارند بیشتر حرفهای خود را از طریق جلسات سنا به کاخ سفید منتقل نمایند.با این حال در مواردی حساس سناتورها نیز از طریق نامه نگاری مستقیم با رئیس جمهور آمریکا وارد عمل می شوند.مسئله ای که در خصوص گشایش احتمالی دفتر منافع آمریکا در تهران اتفاق افتاده است. پس از انتشار خبرهایی در هفته های گذشته مبنی بر احتمال گشایش دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران ، جمعی از سناتورهای آمریکا با ارسال نامه ای به رئیس جمهور این کشور حمایت خود از گشایش دفتر منافع در تهران را اعلام کردند. سناتور دیک دربین، جان کری، کارل لوین، پاتریک لیهی، راس فاین گلد، دایان فاین استاین و پتی موری با ارسال نامه ای به جرج بوش از طرح بازگشایی دفتر حافظ منافع آمریکا در تهران حمایت کردند. در بخشی از متن نامه سناتورها به بوش آمده است : “ آقای رئیس جمهور ما از خبرهای اخیر مبنی بر اینکه دولت به صورت فعال احتمال بازگشایی دفترحافظ منافع در ایران را بررسی می کند خوشحال شده و حمایت خود را از اقدام به حضور دیپلماتیک آمریکا اگر چه محدود اما از نظر راهبردی مهم اعلام می کنیم”. در ادامه این نامه از اعزام ویلیام برنز معاون وزیر امور خارجه آمریکا به مذاکرات هسته ای ایران و غرب استقبال شده و به اعتقاد این سناتورهای دموکرات این اقدام پیام مثبتی را درباره اهداف آمریکا به ایران مخابره می کند. استقبال دموکراتها حتی جمهوریخواهان سنتی از تغییر موضع ضمنی واشنگتن در برابر تهران نشان می دهد که طیف عقل گرای آمریکا از تداوم تضاد منافع آمریکاو ایران و نیز از پذیرش سکوتهای متوالی در برابر تهران به ستوه آمده و خواهان پایان یافتن مناقشات ،ولو به صورت حداقلی هستند. نامه هفت سناتور سنا به رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا نشان دهنده اهمیت موضوع رابطه با ایران برای کنگره آمریکاست.ایالات متحده هم اکنون در اوضاع سیاسی نابه سامانی به سر می برد.هم اکنون رقابت جان مک کین و اوباما جهت تسخیر کاخ سفید ادامه دارد.در این میان اوباما اقدامات دیپلماتیک بوش در خصوص تهران را مورد تحسین قرار می دهد ودر مقابل مک کین سعی دارد با سکوت خود،نارضایتی جمهوریخواهان افراطی از این اقدامات را اعلام نماید.در هر صورت،این اهمیتی ندارد که چه کسی فاتح ماراتن ماه نوامبر خواهد بود.مسئله اصلی اینجاست که واشنگتن نسبت به ضعف مفرط خود در برابر تهران پی برده است.از این رو رئیس جمهور بعدی ایالات متحده ،فازغ از اینکه به کدام حزب تعلق داشته باشد چاره ای جز پیشبرد پروژه تسلیم واشنگتن در برابر تهران را نخواهد داشت