فتح الله پریشان
صهیون در زبان عبری به معنای پرآفتاب و نام کوهی در جنوب غربی بیت المقدس است. در اصطلاح سیاسی، مراد از صهیونیسم جنبشی است برای تشویق و ترغیب مهاجرت یهودیان به فلسطین. صهیونیسم نهضتی سیاسی است که خواهان تشکیل دولت یهود در سرزمین فلسطین می باشد. از این رو با رویکردی ناسیونالیستی افراطی و خوار شمردن سایر ملت ها و نژادهای انسانی و با غلو در برتر پنداشتن یهود در پی نیل به قدرت سیاسی برتر است. این جنبش در نیمه دوم قرن 19 میلادی در اروپا، پا به عرصه حیات گذاشت ولی واژه صهیونیسم نخستین بار توسط «تئودورهرتصل»، روزنامه نگار یهودی مجارستانی الاصل به کار رفت. مشهورترین تقسیم صهیونیسم، تقسیم آن به دو بخش سیاسی و فرهنگی (دینی) است که اولی خواهان بازگشت یهودیان به فلسطین است که با تکیه بر استدلالهای تاریخی، سیاسی و علمی سعی در مشروع جلوه دادن به اسکان یهودیان در فلسطین است. این شق از صهیونیسم با تدوین کتاب «دولت یهود» توسط هرتصل در (1263 ش 1894 م) بنیان گذاری شد. اما صهیونیسم فرهنگی یا دینی با مهاجرت یهودیان به شکل قرن بیستم آن مخالف است. آنها با اعتقاد به منجی که از عقاید مشترک ادیان الهی است، بازگشت یهود به سرزمین موعود را توسط ماشیاح و در زمانی که پروردگار اراده نماید، ممکن می دانند. ماشیاح انسان رهایی بخش و منجی در زبان عبری است که همان مسیح (ع) می باشد. به هر حال پیدایش و تکامل صهیونیسم سیاسی که امروزه به عقیده رسمی رژیم صهیونیستی تبدیل شده و توانسته است با جذب افراد بسیاری از سایر ادیان مثل مسیحیت به یکه تازی در عرصه های مختلف جهانی بپردازد، مرهون زمینه ها و عوامل زیادی است که به اختصار برخی از آنها را مرور می کنیم:
1- یهود آزاری؛ صهیونیست ها مدعی اند که صهیونیسم، پاسخی به یهود آزاری یا آنتی سمیتیسم است. به عقیده مروجان این تفکر، یهودیان در هر جا که باشند، عنصر بیگانه به حساب می آیند و به صورت آشکار و نهان مورد آزاد واقع می شوند، زیرا دولت ها و ملت ها به بیماری همگانی و علاج ناپذیر یهودی ستیزی دچار شده اند. صهیونیست ها با پروپاگاندا و تبلیغات شدید رسانه ای با هدف بهره برداری سیاسی بسیار روی مظلوم نمایی منبعث از یهودستیزی جهانی کار می کنند. البته بسیاری از این قصه پردازی ها از ریشه دروغ است و شواهد تاریخی زیادی دال بر زندگی مسالمت آمیز یهودیان در پهنه گیتی از جمله امپراتوری عثمانی وجود دارد. مضاف برآن، بخشی از یهودآزاری ادعایی که بیشتر در اروپا اتفاق افتاده، ناشی از ویژگی های فردی و اجتماعی یهودیان مانند اشتغال در مشاغل غیرمولد چون رباخواری و دلالی و اختلافات عقیدتی و منازعه دایم مسیحیت با یهودیت به خاطر اعتقاد به کشته شدن حضرت مسیح (ع) به دست یهودیان بوده است.
2- قدرتهای بزرگ استعماری؛ صهیونیسم مولود دوران تحول و انتقال سرمایه داری غرب به مرحله امپریالیسم است. دلایل بسیاری در تایید سهم قدرتهای بزرگ استعماری در پدید آمدن صهیونیسم و نماد بیرونی آن، یعنی رژیم اشغالگر قدس در دست است . به عنوان مثال روزنامه تایمز لندن (1840) اعتراف کرد که پیشنهاد استقرار یهودیان در فلسطین مورد حمایت پنج قدرت بزرگ جهانی است. سپس هرتصل فاش کرد:« بازگشت به سرزمین پدرانمان (!) از بزرگترین مسائل سیاسی مورد علاقه قدرت هایی است که در آسیا چیزی را می جویند.» اما انگلیس گوی سبقت را از قدرتهای دیگر اروپایی ربود و به ابداع واختراع صهیونیسم و تایید اشغال فلسطین با اعلامیه بالفور پرداخت. این نقش حمایتی از صهیونیسم بعد از جنگ دوم جهانی به آمریکا واگذار شد. انشاء الله در فصول بعدی مخاطب چگونگی نفوذ صهیونیسم در تار و پود حاکمیت آمریکا را در پرتو همین حمایت ها خواهد دید و بیشتر به چرایی وچگونگی حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی در عرصه های جهانی پی خواهد برد.
3- بورژوازی یهود؛ یهودیان به دلیل اعتقادات خاص، همه ثروت های زمین را از آن خود می دانند. لذا همیشه به دنبال جمع آوری ثروت و سرمایه بوده اند. بورژوازی یهود به صورت های گوناگونی در پدیدآمدن جنبش صهیونیسم موثر بوده است. بورژوازی یهود همگام و همراه با سرمایه داری غرب، همه جهان را بازار مصرف خود می پندارد و از این رو آنها را به عنصر فعال اقتصادی در مکان هایی که مستقر بودند، تبدیل می کرد. از سوی دیگر سرمایه داری یهود، برای جلوگیری از افزایش تقاضای مالی یهودیان فقیر و کاهش ثروت خویش، خواهان طرد آنان بودند. بنابراین بورژوازی یهود، هم در راندن یهودیان از اروپا و هم در اداره کردن آنان در فلسطین اشغالی نقش اساسی داشته اند.
ثروت و سرمایه برای شکل گیری صهیونیسم از اصل سرزمین هم برای یهودیان و بویژه بورژوازی یهود مهمتر بوده است. لذا «ناهوم ساکالو» نویسنده کتاب تاریخ صهیونیسم اعتراف می کند: «صهیونیسم نه به عنوان یک نهضت بلکه به عنوان یک اقدام مالی و سرمایه داری ظهور کرده است.»