بصیرت:نیروهای حزب الله در مرز لبنان و فلسطین اشغالی در 22 تیر 1385 عملیات وعده صادق را برای آزادی باقی مانده اسرای لبنانی به ویژه سمیر قنطار آغاز کردند که در نتیجه آن سه نظامی اسراییلی کشته شدند و دو نظامی دیگر به اسارت درآمدند که به خاک لبنان منتقل شدند .
حزب الله از همان ابتدا برای مبادله اسرای اسراییل با باقیمانده زندانیان لبنانی اعلام امادگی کرد اما ارتش اسراییل بدون توجه به این موضوع عملیات نظامی را برای نجات دو نظامی اسیر خود آغاز کرد که در پی آن 5 نظامی دیگر اسراییلی کشته و 5 تن دیگر نیز زخمی شدند.
با وجود اینکه این شکست ها از آمادگی نداشتن ارتش صهیونیستی برای ورود به جنگ حکایت داشت اما ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستی به دستور امریکا دستور حمله همه جانبه را به لبنان آغاز کرد.
جنگ اسراییل و امریکا ضد لبنان در سال 2006 معروف به (جنگ ژوئیه و جنگ دوم لبنان از 12 ژوئیه 2006 (22تیر 1385 ) میان ارتش رژیم صهیونیستی و نیروهای حزب الله لبنان اغاز شد که دامنه آن شمال سزمین های اشغالی و سراسر لبنان را در برگرفت و با قطعنامه 1701 شورای امنیت در 14 اوت 2006 ( 24 مرداد 1385 ) به پایان رسید .
ارتش صهیونیستی به روال گذشته استراتژی جنگ از راه دور را به مرحله اجرا گذاشت به گونه ای که نیروی هوایی رژیم صهیونیستی 15 هزار بار مناطق مختلف لبنان را بمباران کردند ، نیروی دریایی این رژیم هم در مدت 8 هزار ساعت دریانوردی ، نواحی ساحلی لبنان را به منظور تنگ تر کردن حلقه محاصره ، بی وقفه گلوله باران کردند و نیروی زمینی ارتش صهیونیستی هم دستکم 160 هزار گلوله توپ، 2500 گلوله خمپاره به سوی لبنان شلیک کردند.
هر چند در نتیجه این حملات که با استفاده از سلاح های غیرمجاز مانند بمب های خوشه ای فسفری همراه بود حدود 1200 تن از غیرنظامیان لبنانی کشته و هزاران تن دیگر زخمی و بی خانمان شدند اما این حملات فاقد ارزش نظامی بود.
در این جنگ ، نخستین بار تلفات نظامیان رژیم صهیونیستی از تلفات طرف مقابل فراتر رفت و در مقابل 74 شهید از اعضای جنبش مقاومت اسلامی لبنان، 117 نظامی و افسر ارشد رژیم صهیونیستی کشته شدند .
این در حالی بود که این رژیم در جنگ 6 روزه سال 1967 با ارتش چند کشور عربی شامل مصر، سوریه و اردن ، فقط 16 کشته داده بود.
منابع نظامی رژیم صهیونیستی اعلام کردند که 245 نظامی اسراییلی بر اثر صدمه روحی در جنگ 33 روزه دچار بیماری روانی شدند.
برتری نظامی اسراییل به ویژه در ابعاد تسلیحاتی و آموزشی در بخش های نیروی هوایی، هوانیروز و زرهی که در جنگ های گذشته سهم بسیار مهمی در جلوگیری از گسترش دامنه جنگ به داخل اسراییل داشتند ، در این جنگ فاقد کارایی نظامی بود و نتوانست نقشی در جلوگیری از گسترش دامنه جنگ به داخل اسراییل داشته باشد.
نیروی هوایی اسراییل در جنگ 33 روزه حتی یک بمباران نتیجه بخش نداشت و فقط برای ماندن در صحنه رزم به بمباران متراکم و گسترده و انهدام زیر ساختارهای آشکار شهرهای لبنان اقدام می کرد .
منهدم شدن دو فروند هواپیمای جنگی اسراییل در این جنگ اوج ناتوانی نیروی هوایی این رژیم محسوب می شود.
تانک های مرکاوا که براساس تئوری برتری نظامی اسراییل در جنگ های مستقیم، نزدیک و شهری، بارها موفق عمل کرده بود و در هر دوره براساس فناوری روز بهینه ساز می شد و سابقه سال ها جولان دادن در سرزمین های اشغالی ، شهرهای فلسطین و همچنین در داخل شهرهای لبنان و از جمله بیروت را در کارنامه خود داشت درمحدوده بسیار کوچک جغرافیایی ، یکی پس از دیگری و هر روز بیشتر از روز قبل منهدم شدند.
دو فروند هلی کوپتر نظامی اسراییل که عامل برتری ساز این رژیم در جنگ های غیرخطی و احاطه ای بود منهدم شدند و در این جنگ توان نزدیک شدن به خطوط نیروهای حزب الله را نداشتند.
عملیات هلی برن با بکارگیری انواع هلی کوپترهای نظامی فوق پیشرفته یکی از اصلی ترین تاکتیک های جنگ های غیرخطی و احاطه ای است که از طریق پیاده کردن نیرو در پشت خطوط و در عمق خاک طرف مقابل می تواند ضمن انهدام نیرو، ربودن فرماندهان و عناصر اصلی، جبهه های جدیدی را ضد طرف مقابل ایجاد و موجب تجزیه نیروهای طرف مقابل و از هم پاشیدگی طرح های پدافندی آنها شود.
این رژیم با استفاده از همین تاکتیک در جنگ با ارتش های عربی ، اقدام به ربودن و ترور مخالفان کرده و صدماتی به آنها وارد کرده بود اما در جنگ 33 روزه با وجود اینکه کماندوهای اسراییلی بارها کوشیدند با پیاده شدن در پشت خطوط دفاعی حزب الله ضرباتی را به این نیروها وارد کنند اما این تلاشها با شکست همراه شد که تلاش برای ربودن شیخ «محمد یزیک» معاون سیدحسن نصرالله در بعلبک از جمله این اقدامات بود که با شکست مفتضحانه ای روبرو شد.