بدنبال بن بست در سیاستهای خاورمیانه ای آمریکا و تاثیر آن بر محیط بین المللی ، کنگره آمریکا برای رهایی از شرایط ایجاد شده در اسفندماه سال گذشته گروه تحقیق و تفحصی را با مدیریت«جیمز بیکر » ، وزیر خارجه اسبق آمریکا و «همیلتون» یکی از شخصیت های حزب دموکرات این کشور تشکیل داد تا راههای خروج از بن بست موجود و باتلاق عراق را بررسی و ارائه دهد. این کمیته با ده عضو تشکیل شد و پس از ده ماه فعالیت تحقیقاتی ، گزارش خود را در قالب 79 پیشنهاد و 142 صفحه تنظیم نمود و اواخر هفته گذشته تحویل جورج بوش ، رئیس جمهور آمریکا نمود. این گزارش که به زودی در کنگره تحت کنترل دموکرات ها به بحث و بررسی گذاشته خواهد شد ، افشای بخشهایی از آن در محافل سیاسی منطقه ای و داخلی آمریکا بازتابهای گسترده و وسیعی داشته است . عده ای آن را امید بخش و برخی نیز با شک و تردید به نیات واقعی آن نگاه می کنند.اگر چه این گزارش با عنوان «گروه مطالعه عراق » تنظیم شده است اما مهمترین وجه آن لزوما بحث عراق نیست و موضوع عراق در استراتژی کلان خاورمیانه ای آمریکا بیان شده است.
گزارش بیکر-همیلتون ، درحقیقت ارائه راهکارهایی برای خروج آمریکا از حجم گسترده مشکلات و موانع تحقق اهداف راهبردی این کشور در خاورمیانه و ایجاد زمینه های لازم برای بازگشت غرب به منطقه است. راهکارهای ارائه شده در گزارش گویای این واقعیت است که سیاستهای نومحافظه کاران آمریکا در طول 6 سال گذشته ، آمریکا را در با تلاق مجموعه ای از تحولات پیچیده خاورمیانه قرار داده و اگر هر چه زودتر تدابیری برای رهایی از آن اتخاذ نگردد، ممکن است منافع حیاتی این کشور را در محیط منطقه ای و بین المللی با تهدید جدی مواجه کند. طی چند سال گذشته در نتیجه محاسبات غلط نومحافظه کاران حاکم بر آمریکا و شتاب زدگی لابی قدرتمند صهیونیزم متحد آنها برای ایجاد تحولات اساسی در منطقه استراتژیک خاورمیانه ، سیاستهای آمریکا با بن بست استراتژیک مواجه شده و در محیط منطقه ای و بین المللی دستاوردی برای منافع حیاتی آمریکا نداشته ، بلکه بسیاری از موقعیت های گذشته این کشور را از دست داده است.
1- درگزارش بیکر برخلاف رویه گذشته آمریکا به نقش مثبت و غیر قابل انکار ایران در ایجاد امنیت و حفظ ثبات منطقه ای و بین المللی تاکید شده است و راه نجات سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه را مذاکره با ایران و سوریه می داند. به این ترتیب گزارش بیکر، ایران را به جای «محور شرارت» ، «محور امید» سیاستهای آمریکا می داند. هر چند اعتراف تیم آمریکایی بحران خاورمیانه بر نقش منطقه ای و بین المللی ایران مثبت است اما برخلاف گزارش مذکور، قرار نیست ایران در چارچوب سیاستهای آمریکا اقدام کند.
2- هر چند گزارش «بیکر- همیلتون» بر تغییرات اساسی در استراتژی خاورمیانه ای آمریکا به ویژه ایجاد زمینه های مطلوب برای خروج از باتلاق عراق تاکید دارد ، اما این تغییر عملا به معنای تحول اساسی در نگرش استراتژیک آمریکا به منطقه نخواهد بود ، بلکه هدف آن ایجاد زمینه های لازم برای طراحی تاکتیک های جدید و اجرای نیات استراتژیک آمریکا در منطقه است.
3- تاکید گزارش بر اعمال ابزارهای قدرت نرم برای ایجاد تحول مطلوب در معماری سیاسی کشورهای ناهماهنگ با سیاستهای منطقه ای و بین المللی آمریکا ، بیانگر چرخش تدریجی در ارکان سیاسی آمریکا و حضور پر رنگ تر تیم دموکرات در ساختار قدرت سیاسی آینده این کشور است.
4- رویکرد گزارش به جابه جایی قدرت در حاکمیت آمریکا و روی کار آمدن «کبوترها» به جای «بازها» ، نه تنها به منزله ایجاد تغییرات کلان در اهداف خاورمیانه ای آمریکا نیست بلکه تاکتیکی برای نزدیکی به اتحادیه اروپا و بهره گیری از قدرت نرم و دیپلماتیک هماهنگ برای منطقه خاورمیانه به منظور مقابله با موانع تحقق هدفهای راهبردی آمریکاست .
5- رویکرد هماهنگ آمریکا با اتحادیه اروپا و باز تعریف جدید اتحاد و همنوایی آنها در منطقه ، سبب می گردد که ظرفیت های از دست رفته غرب با تقویت حاکمیت های مطلوب آنها درمنطقه مجددا احیاء شود و در قالب نهادهای دیپلماتیک ، علائم معارضه و مقابله با سیاستهای غرب به تدریج به پذیرش و رضایتمندی از حضور غرب در منطقه مبدل گردد.
6-تاکید گزارش بر تغییر رویکرد سیاست های آمریکا در منطقه و توجه ویژه به بهره گیری از ابزارهای نرم و دیپلماسی هماهنگ با سایر متحدین و هم پیمانان منطقه ای ، زمینه های لازم را برای گسترش و استحکام روزافزون پایگاه های اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا در منطقه فراهم می کند و این پایگاه ها درحقیقت مقدمات امنیت بیشتر برای استمرار حضور غربی ها را در منطقه فراهم می کنند.