بصیرت: در کنار ویژگیهای منحصر به فرد دولت نهم مانند “مردمی بودن”، “عدالت محوری” و...، “مظلومیت” نیز از جمله ویژگیهایی است که مختص این دولت میباشد. برای نمونه تا کنون سابقه نداشته دولتی به این اندازه مورد حمایت رهبر معظم انقلاب باشد و از سوی دیگر مخالفان و منتقدان آن از هیچ کوششی برای تخریب و سیاهنمایی علیه آن خودداری نکنند. روزنامههای منتسب به جریان مدعی اصلاحات مصداق بارز این سیاه نمایی هستند و هر چه به ایام انتخابات آتی ریاست جمهوری نزدیک میشویم بر سیاهی آن افزوده میشود.
روزنامه کارگزاران(1) در سرمقالهای به قلم احمد پورنجاتی آسمان و زمین را به هم میبافد و راست و... را به خورد خواننده خود میدهد، به این امید که به مخاطب بقبولاند دولت نهم به فکر مردم نیست! و آنها از سر دلسوزی! ایرادات دولت را گوشزد میکنند.
اگر سابقه مطبوعاتی و سیاسی آقای پورنجاتی از ذهنم پاک شده بود شاید میتوانستم به خود بباورانم که نیت وی چیزی جز خیر خواهی نیست. اگر چند سالی به عقب برگردیم و آرشیو مطبوعات دوم خردادی را در زمان مدعیان اصلاحات ورق بزنیم، در آن دوران که نیروهای ارزشی و دوستدار انقلاب دلی پرخون از عملکرد و افکار در حال نشر مدعیان اصلاحات داشتند، خواهیم دید چگونه ایشان در مقابل آنهمه ضربه به اسلام و انقلاب سکوت کرده و بعضا از موضع دفاع وارد میدان میشد.
جناب پورنجاتی! اگر نبود نام و عکس شما بر بالای این نوشتار، چه بسا عده کثیری آن را دست پخت غرب نشینانی میدانستند که علیرغم ادعای اطلاع داشتن از اوضاع کشور و حتی پیشگوییهایشان در مورد آینده انقلاب، بازیچه دست چند جوان زیرک شدند و برای مردم «برره» دل سوزاندند.
آقای پورنجاتی! شما که انکار میکنید «مردم دولت منتخب خود را قبول دارند و کارنامهاش را تایید میکنند»، برای استقبال مردم از دکتر احمدینژاد و هیات دولت در سفرهای استانی چه پاسخی دارید؟ آیا سفر اخیر استانی رئیس جمهور و استقبال عظیم مردم از ایشان را فراموش کردهاید؟ اگر به این جمعیت افرادی را بیفزاییم که در این مدت سه سال با این سیاه نماییها از مسیر انصاف خارج شدهاند، چه حرفی برای گفتن خواهید داشت؟شگفتا! گویی در این سر زمین و در کنار مردمانی که هر روز بیش از پیش هجمههای ناجوانمردانه علیه دولت را میبینند و باز هم از آن حمایت میکنند، زندگی نمیکنید!
آقای پورنجاتی! آیا گمان میکنید اگر چشم خود را بر واقعیتها ببندید دیگران هم آن را نخواهید دید؟ اینکه بیخبری متولیان کشور از اوضاع جامعه را ضعف و ناشایستگی دانسته و بیاحساسی آنها را گناه میدانید نکته ارزشمندی است که در مقاله خود به آن اشاره کردهاید؛ اما یک ایراد جدی بر آن وارد است و آن اینکه این مطلب را باید سالها قبل و در دوران مدعیان اصلاحات و پیش از آن مطرح میکردید تا کسی به صحت این ادعا خللی وارد نکند. آیا برچسب بیاطلاعی از اوضاع جامعه به دولتی که رئیس جمهور آن در مقایسه با فرماندار دولت اصلاحات از شرایط و مشکلات مردم منطقه خود با خبرتر است میچسبد؟ اینکه اصرار دارید اتهامهایی را به دولت نسبت دهید نه تنها مردم بلکه خودتان هم آن را وارد نمیدانید جای تعجب است.
آقای پورنجاتی! آیا شما که در کمال آرامش فرسنگها دورتر از دایره انصاف قدم میزنید و به دولت خدمتگذار بر چسب “یومیه” میزنید، میخواهید بگویید بین تصمیمات لحظهای و تغییر سیاستهایی که شرایط داخلی و خارجی، آن را ایجاب میکند نمیتوانید فرق بگذارید؟ اینکه میبینید رئیسجمهور پرداخت وام 10 میلیون تومانی مسکن را به عنوان اشتباه میپذیرد، نشانه ضعف نیست بلکه عین شجاعت است. آیا میتوانید یک مدیر کل یا فرماندار دوران اصلاحات را مثال بزنید که اینگونه صادقانه با مردم برخورد کردهباشد؟ امیدوارم نبودن چنین فردی را نگذارید به حساب اینکه همه آنها به قول معروف کارشان درست بوده و در طول خدمت خود اشتباهی مرتکب نشدهاند نگزارید.
شما که بازار مسکن را موش آزمایشگاهی سیاستهای دولت میدانید آیا به این فکر کرده بودید که اگر همین چند دارو روی این موش پیر روبه موت آزمایش نشده بود تا جان دوباره بگیرد مثل خیلی دیگر از ضروریات، در دوران مدعیان اصلاحات گرد فراموشی به خود میگرفت و در کمال بی توجهی مسؤولان به لاشهای بدبو تبدیل میشد؟ حال که شما بنا را بر آن گذاشتهاید که فقط قسمت خالی لیوان را ببینید، همان قسمت ارزانی خودتان، اما مردم میدانند پس از آن التهاب سال 85 در بازار مسکن که به دسیسه برنامهریزی شده علیه دولت بیشتر شبیه بود، با سیاستهای اتخاذ شده از سوی دولت به مرور امواج پرتلاطم فروکش کرد به طوری که امسال در تهران در بعضی موارد قیمت مسکن تا 25 درصد کاهش یافت که از ثبات و بهبود وضع مسکن در آینده خبر میدهد.
آقای پورنجاتی! امروز دیگر کوههایی که از کاه ساخته میشود و با چاشنی انتقام بر روی طبق سعه صدر دولت در بازار گردانده میشود خریداری ندارد و سنگینی آن تا ابد بر دوش خواهد ماند. کجایند آنهایی که هشت سال تمام بر طبل “تحمل مخالف” کوبیدند و در راستای مصداق عملی آن! حتی آبدارچی اداره را هم عوض کردند که مبادا مخالف آنها فکر کند؟ کجایند آنها تا ببینند امروز دولتی به روی کار آمده که در عمل ثابت کرده “مخالف را تحمل میکند”؟ اگر قبول ندارید یک بار دیگر مقاله خود را بخوانید و کلاه خود را قاضی کنید.
آقای پورنجاتی! اینکه شما پرهیز مجلس از شیوه “وکیل الدوله” بودن را اندک چاره باقی مانده برای توقف یا کند کردن این روند به اصطلاح بیثبات میدانید انسان را به فکر میاندازید که مبادا شما هم با مشکل “خود آلزایمری سیاسی” دست و پنجه نرم میکنید؟ همان مشکلی که امروز گریبان عده بسیاری از مخالفان یا منتقدان غیر منصف را گرفته است. عجبا! از پایان مجلس ششم چهار سال و اندی بیش نمیگذرد آن وقت شما مجلس هشتم را به پرهیز از “وکلیلالدوله” شدن سفارش میکنید. اگر قرار باشد مجلسی مصداق “وکیلالدوله بودن” معرفی شود همان مجلس ششم است و بس. با نگاهی به لایحههای ارائه شده از سوی دولت اصلاحات و تغییرات؟! ایجاد شده در آن، توسط مجلس ششم به وضوح میتوان دریافت نمایندگان کدام مجلس “وکیلالدوله” بودهاند.
امروزه خود آلزایمریسم سیاسی به یک اپیدمی در بین مدعیان اصلاحات تبدیل شده است. پیش از انتخابات عدهای که بیماری آنها حاد است مردم را از شرکت در انتخابات منع میکنند، بعد از اعلام نتایج آرا، و مشخص شدن عدم اقبال مردم به آن ها، ابتدا نتایج انتخابات را مخدوش اعلام میکنند و بعد از آن مردم را به دلیل را‡ی ندادن به آنها به باد انتقاد میگیرند. پس از آن همینکه زمزمههای انتخابات جدید به میان میآید 180 درجه تغییر موضع داده دلسوز مردم و دایه مهربانتر از مادر میشوند. گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است.
و نکته آخر، آقای پورنجاتی! بهتر نیست پیش از این که پیشنهاد کنید برای بهتر شدن اوضاع کشور، مدافعان محض دولت [البته از وجود داشته باشند] به “منتقد دلسوز” تبدیل شوند، در مواضع انتقادی خود تغییر ایجاد کنید و مدتی هم در دایره انصاف قلم بزنید؟ اگر شما این تغییر را در خود ایجاد کردید میتوانید از دیگران بخواهید به پیشنهاد شما توجه کنند چرا که از قدیم گفتهاند “رطب خورده منع رطب چون کند؟”
پینوشت
1- 8/5/87