بصیرت: بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب در جمع مسؤولان وزارت خارجه مبنی بر حفظ اقتدار ملی، بر اهمیت این مسأله بهعنوان عامل اصلی موفقیتهای جمهوری اسلامی ایران صحه گذاشته است. این اظهارنظر صریح رهبری باتوجه به زیادهگوییهای امریکا و برخی مرعوبان از قدرت پوشالی استکبار، موضوعی است که کنکاش عمیقتری را میطلبد.
این حاکم دیوانه چه میگوید؟
امیر اسدا... علم، وزیر دربار محمدرضا شاه، در خاطرات روزانه خود که بعدها به کتابی ارزشمند در حیطهِ تاریخ معاصر ایران مبدل شد، بارها از حاکمی نام برده است که در آن دوران دشمن شمارهِ یک شاه ایران به شمار میآمد. او در قسمتی از این خاطرات با دادن لقبی که امروزه به نظر میرسد واقعاً برازندهِ آن حاکم است، اوج نفرت خود را از نامبرده نشان داده است: «دیوانهِ لیبی». این لقب به معمرالقذافی رهبر کشور لیبی از سوی نزدیکترین شخص به شاه بیتدبیر ایران داده شد تا بهنوعی مکنونات قلبی پادشاه آن روزگار ایران را نیز به منصه ظهور برساند. هرچند در این میان مشخص شد که دیوانهتر از قذافی، خود محمدرضا پهلوی بود که در باتلاق فساد و تکبر و خودبرتربینی فرعونی خود فرو رفت و توسط ملتی آگاه از کشور رانده شد، اما آن حاکمی که به تعبیر عَلَم «دیوانهِ لیبی» بهشمار میآید، امروزه همچنان بر مسند قدرت باقی مانده است. حکومت پرفراز و نشیب قذافی از همان سالها نشان از شخصیت پارادوکسیکال و نامتعادل حاکمی داشت که خود را رهبر جهان عرب و بلکه رهبر جهان اسلام میپنداشت. مصادیق نامتعادلبودن این حاکم فقط منحصر به ادعاهای غیرواقعی او نیست بلکه برخی عملکردهای رهبر لیبی، بر غیرطبیعی بودن مدیریت وی صحه میگذارد. قذافی لباسی متمایز از سایر رهبران عرب میپوشد، این نوع لباس نه متأثر از فرهنگ بومی لیبی بلکه متأثر از نوعی حس روانی است که سرتاسر وجود وی را فراگرفته است. در مورد نوع محافظان وی نیز حرف و حدیث فراوانی وجود دارد که تیم محافظ او را کاملاً از تیم حفاظتی سایر سران دنیا متمایز میسازد. او یکبار سرسختانه در مقابل غرب میایستد و به عنوان رهبر جهان عرب)!( تن به خواستههای آنان نمیدهد؛ اما به محض شلیک چند موشک به طرابلس، به دورترین و گمنامترین نقطه کشورش پناهنده می شود و این رئیسجمهور شجاع ایران -حضرت آیتا... خامنهای- است که به وی دلداری داده و خواهان مقاومت در برابر امریکا میشود. او از یک طرف بر عدم استرداد متهمان سقوط هواپیمای مسافربری بر فراز لاکربی اسکاتلند تأکید میکند و از سویی دیگر ناگهان از همهِ این مقاومتها دستکشیده و متهمان را با آغوش باز تسلیم آمریکاییها میکند. او همچنین میزبان خوبی برای میهمانان نیست. امام موسی صدر -رهبر شیعیان لبنان- توسط نیروهای امنیتی همین حاکم نامتعادل در سال 1978 -1357ش- ربوده شده است. این مدعا باتوجه به اسناد موجود غیرقابل انکار است. اما قذافی ضمن انکار این موضوع، سرنوشت رهبر محبوب شیعیان لبنان را همچنان مبهم قرار داده است. اوج نامتعادل بودن این حاکم را باید در برخورد دوگانه با نظام جمهوری اسلامی دانست. او زمانی بر حمایت از جمهوری اسلامی تأکید میکرد. در دوران جنگ، لیبی از معدود کشورهای عربی بود که بهظاهر از ایران حمایت میکرد؛ اما پس از چند سال، مواضعی کاملاً متضاد در پیشگرفت. روابط با تهران را محدود نمود و اخیراً نیز در اظهاراتی کاملاً خصمانه، ایران را به سبب تلاش در جهت استیفای منافع ملی، محکوم کرد! وی که در تونس و هنگام دریافت دکترای افتخاری سخن میگفت، ادعا کرد: ایران توانایی آن را ندارد که در مقابل تصمیمات بینالمللی بایستد. قذافی همچنین گفت: آنچه ایران در حال حاضر انجام میدهد، چیزی نیست جز لجبازی. وی همچنین در اظهارنظری که بیش از هرچیز به یک لطیفه شباهت دارد، مدعی شد: اگر به ایران حمله نظامی شود این کشور از هم میپاشد. ایران قویتر از عراق نیست و نمیتواند مقاومت کند. این اظهارات رهبر لیبی بیش از آنکه بهواسطه بیاطلاعی وی از اوضاع ایران باشد، همان نامتعادلی او در عرصه بینالمللی را نشان میدهد؛ چرا که وی -خودآگاه یا ناخودآگاه- بهعنوان سخنگوی استکبار جهانی عمل کرده است؛ همان استکباری که پیش از آن، همواره دم از مبارزهِ با آن میزد. قذافی شاید دلداری رئیسجمهور وقت ایران از او را پس از حملهِ موشکی امریکا به طرابلس به یاد نیاورد، ولی قطعاً میتواند سالها ایستادگی و عدم انفعال نظام جمهوری اسلامی در برابر امپریالیسم سیاه کار را تأیید کند. او که پس از زهرچشم آمریکاییها بر سر برنامه هستهای لیبی، دستور داد تجهیزات هستهای کشورش را بار کشتی کرده و در یکی از بنادر آمریکا، تحویل مسؤولان آمریکایی دهند، حتماً نظام جمهوری اسلامی ایران را مانند نظام حکومتی لیبی پنداشته؛ در حالی که جمهوری اسلامی، مقتدرتر از آن است که در برابر اخم آمریکاییها خود را ببازد و مانند حکومت لیبی، آبرو و منافع خویش را بار کشتی کرده و مذبوحانه از سران متکبر کاخ سفید تقاضای بخشش و گذشت نماید! حفظ اقتدار جمهوری اسلامی در برابر زیادهخواهیهای استکبار جهانی در مدت عمر سی سال خود، بر عظمت ملت ایران و قدرت انقلاب و نظام صحه میگذارد. این اقتدار بیش از هر چیز مرهون عایات خاوند، رهریهای اما(ره)و حضرت آیت ا... خامنهای و رشادت مردم ایران است؛ اقتداری که بهنظر میرسد حداقل در نزد رهبر نامتعادل لیبی وجود ندارد. از اینرو بیدلیل نیست که از شکست ایران در برابر امریکا سخن بگوید، زیرا رهبری که هیچیک از مؤلفههای اقتدار و شجاعت را ندارد، حق دارد همگان را چون خود بپندارد.
رهبری فرزانه، شجاع و باتدبیر
هرچند نمیتوان سبک مدیریتی و شخصیتی حاکمانی مانند معمرالقذافی را با رهبران کشوری چون جمهوری اسلامی مورد مقایسه قرار دارد، اما میتوان به این نکته اشاره کرد که چه مقدار تفاوت بین رهبران سایر کشورها بهویژه کشورهای عربی با رهبر فرزانه جمهوری اسلامی وجود دارد. حضرت آیتا... سید علی خامنهای که از شاگردان برجسته مکتب امام روحا... خمینی است، در مدت نزدیک به بیست رهبری خود، نشان داده است که یک مسؤول، تا چه حد میتواند ضمن حفظ سجایای اخلاقی، در جهت استیفای منافع ملی و صیانت از ارزشهای حاکم بر کشور گام بردارد. مواضع تحسینبرانگیز رهبر معظم انقلاب در برابر استکبار جهانی، نه تنها موجب صیانتبخشی نسبت به منافع ملی شده، بلکه بر عظمت و ابهت ملت متمدن ایران و نظام جمهوری اسلامی صحّه گذاشته است. امروزه که به تعبیر حضرت آیتا... خامنهای «دربارهِ ایران تعابیری همچون ابرقدرت منطقه به کار میرود»، این موفقیت بزرگ را باید نتیجه استقامت و پافشاری مردم و مسؤولان بر منافع و حقوق خود دانست. گوهر درخشان «مقاومت» و «ایستادگی» در برابر زورگوییها، سرمایهای است که امروزه نصیب ملت ایران شده است. در کسب این گوهر درخشان هرچند ملت نجیب ایران نقش بسزایی دارد، اما بیگمان باید سهم رهبر جمهوری اسلامی را در آن بیش از همه دانست. القای روحیه «ایستادگی» و «خودباوری» به ملت ایران و دادن امید به مسؤولان نظام از سوی رهبری موجب شده است تا اعتماد به نفس لازم در میان ملت و مسؤولان احیا شود، اعتماد به نفسی که از آغاز پیروزی انقلاب تاکنون به ملت ایران بازگشته است. اگر امروزه رهبر نامتعادل لیبی از شکست ایران سخن میگوید، افزون بر ناآگاهی از میزان اقتدار نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران، بهسبب همان روحیه ترس و انفعال در خود او و مسؤولان لیبی است. بهطوری که این روحیه را قابل تسرّی به تمام مخالفان سرسخت استکبار جهانی میداند! در حالیکه نه رهبر ایران مانند رهبر لیبی است و نه مسؤولان و ملت آن مانند مسؤولان و ملت لیبی. اینجا است که فرق یک رهبر شجاع، فرزانه و با تدبیر با رهبری منفعل و نامتعادل مشخص میشود. رهبر شجاعی که با مدیریت صحیح خود، ایران را به یک ابرقدرت منطقهای و در آیندهِ نه چندان دور جهانی تبدیل خواهد کرد، قابل مقایسه با حاکمی نیست که یکبار از مبارزه با استکبار دم میزند و باردیگر از اخم امریکا میترسد، با اینهمه، پرسشی که همچنان در محافل جهانی وجود دارد، این است که آیا جمهوری اسلامی توان مقابله با امریکا را دارد؟
آیا جمهوری اسلامی توان مقابله با امریکا را دارد؟
سابقه سیسالهِ ایستادگی نظام جمهوری اسلامی در برابر زورگوییهای امریکا و غرب، ایران را به قدرتی فرامنطقهای تبدیل کرده است. اکنون پس از گذشت سالها فشار امریکا بر تهران، سران کاخ سفید با نوعی سردرگمی و انفعال مواجه شدهاند. آنان حتی تقاضای مذاکره با جمهوری اسلامی و بازگشایی دفتر حفاظت از منافع آمریکا در ایران را مطرح کردهاند. این تقاضاها هرچند ممکن است در لفافه نقشه شیطانی دیگری مطرح شده باشد، اما با این همه نمیتوان تأثیر ایستادگی و اقتدار ملی را در مواضع آمریکاییها نادیده گرفت. میتوان گفت اقتدار ملی موجب شده است تا نظام جمهوری اسلامی قاطعانه در برابر آمریکا بایستد. مؤلفههای تأثیرگذار بر این اقتدار ملی امروزه کماکان وجود دارد و تا زمانی که این مؤلفهها وجود داشته باشد، جمهوری اسلامی توان مقابله با هر قدرت مستکبری را دارد. رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر خود با مسؤولان وزارت امور خارجه سه عنصر وحدت ملی، پایبندی به اصول و پیشرفت در علم و فناوری را بهعنوان مؤلفههای اصلی اقتدار ملی برشمردند؛ سه عنصری که تا به امروز محقق شده است و تا زمانی که استمرار داشته باشد، ایران اسلامی در برابر هر قدرتی قاطعانه خواهد ایستاد. عنصر وحدت ملی که یکی از ثمرات مهم انقلاب اسلامی هم به شمار میآید، در سالهای پس از انقلاب یکی از اصلیترین ارکان موفقیتهای کشور بوده است. پایبندی به اصول نیز عامل اساسی در پیروزی و اقتدار ملی بهشمار میآید. عمل به آموزههای تعالیبخش اسلام و تأسی و تمسک به سیرهِ اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام که رکن اصیل انقلاب اسلامی به حساب میآید، توانسته است در بهدست آمدن اقتدار ملی نقش عمدهای را ایفا کند و بالاخره پیشرفت در علم و فناوری و خودکفایی از بیگانگان هم یکی دیگر از مؤلفههای اقتدار ملی بهشمار میرود. اکنون جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر عزم جوانان دانشمند خود توانسته است قلههای علم را فتح کند و به دانشهای مهمی چون انرژی صلحآمیز هستهای دست یابد و این مهم، نقش معتنابهی در ایجاد و حفظ اقتدار ملی داشته است. امروزه میتوان نمونههایی از پیشرفت و اقتدار ملت ایران را مشاهده نمود. به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب «گسترش تفکر اسلامی و تفکر مقاومت در مقابله با نظام سلطه» نمونههایی واضح و قاطع از پیشرفت و اقتدار ملت ایران است.
احیای روحیه مبارزه در برابر زور در اقصینقاط دنیا و بهویژه منطقه خاورمیانه از دستاوردهای انقلاب اسلامی و بهتعبیر رهبری انقلاب از نمونههای مشخص اقتدار ملت ایران است. از اینرو میتوان گفت با وجود این اقتدار عظیم و باتوجه به 3 مؤلفه: وحدت ملی، پایبندی به اصول و پیشرفت در علم، جمهوری اسلامی اکنون بهعنوان یک قدرت مهم در عرصه بینالمللی توان مقابله با هر قدرتی را دارد. اقتدار ملت ایران که بهعنوان برگ برندهِ نظام در معادلات بینالمللی بهشمار میآید، واقعیتی است که از دیگر قدرتهای بزرگ جهان و مهرههای مرعوب آنان مخفی مانده است. از اینرو طبیعی است که حاکمان منفعلی چون معمرالقذافی توان تحلیل و قبول قدرت ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران را نداشته باشند.