دکتر حسین علایی
با فرارسیدن ایام سالگرد رحلت جانسوز بنیانگذار انقلاب اسلامی، فرصتی فراهم می شود تا به ابعاد مختلف شخصیت و دیدگاه های ایشان پرداخته شده و از زوایای گوناگون چهره نورانی ایشان مورد بررسی و تحقیق قرار گیرد. در تاریخ ایران و جهان تاکنون شخصیت های مهم و تأثیرگذاری ظهور کرده اندکه شعاع فکری و اثر آن ها تا سالیان دراز در اذهان برخی از مردم و در اندیشه افراد خاصی باقی مانده است. اما ظهور امام خمینی در تاریخ ایران، هم چهره بسیاری از شخصیت های سیاسی دوران مختلف ایران را کم فروغ کرد و هم قدرت اسلام را در پرورش انسان های چند بعدی و دارای ویژگی ها و خصلت های والا، به رخ بشریت کشید. برای بسیاری از کسانی که حرکت و نهضت امام خمینی را مورد مطالعه قرار داده اند، این سوال مطرح است که چگونه انسانی چون او، توانسته است موجب و موجد چنین تحولات عظیمی در تاریخ ایران و جهان اسلام شود، مکتب اسلام را در عصر محجوریت دین، به اوج محبوبیت برساند، مردم را با انگیزه اسلامی به صحنه های مختلف مبارزه با طاغوت بکشاند، آن ها را بسیج نماید و یک رژیم سازمان یافته قوی، که مورد پشتیبانی قدرت های بزرگ جهانی بود را تنها با کمک مردم کشورش ساقط کند، از دل مردم و ظرفیت های ملی، قدرت جدیدی بیافریند و بتواند تئوری جدیدی برای ایجاد حکومتی به نام خدا ارائه نماید و «جمهوری اسلامی» را به عنوان «تئوری حکومت اسلامی» به مردم ایران عرضه کند و مردم نیز این نظریه را پذیرفته و با آراء خود، چنین حکومتی را برپا نمایند. شعار «نه شرقی، نه غربی» را مطرح نماید و به قدرت های بزرگ و مسلط حاکم بر جهان «نه» بگوید، ایران را در مقابل تهاجم یک جنگ عظیم و طولانی، محافظت کند و ارتش متجاوز را از سرزمین های اشغالی کشور بیرون کند؛ درحالی که ایران در هنگام وقوع جنگ تحمیلی در شرایط تحریم تسلیحاتی به سر برده و در عوض، صدام حسین دشمن ایران، از سوی قدرت های جهانی و دولت های منطقه ای حمایت تسلیحاتی، مالی، سیاسی و تبلیغاتی می شد.
خود حضرت امام به این سوال پاسخ داده است. ایشان در شروع فعالیت های خود برای مبارزه با طاغوت، این آیه از قرآن مجید را زیاد تکرار می فرمودند:
«قل ا نما اع ظکم ب واح ده ان تقوموا لله مثنی و فرادی ثم تتفکروا » (سوره سبا، آیه 46)
من شما را به یک سخن، موعظه می کنم و آن، این که برای خدا، دوتا دوتا یا تک تک قیام کنید و سپس تفکر و اندیشه نمایید.
امام خمینی رمز موفقیت در همه امور را «قیام برای خدا» می دانست و بنابراین، هرکاری را فقط برای عمل به تکلیف الهی انجام می داد و نتیجه را فرع بر آن می دانست. به همین خاطر ترس و نگرانی از وجود او رخت بربسته بود. خصائل و رفتارش، او را محبوب ملت و مردم خود کرده بود. آرام آرام، زیبایی ها و درخشندگی هایش برای مردم ایران آشکار شد. همه دیدند و فهمیدند و تصدیق کردند، که این مرد بزرگ در دوران طاغوت، از مطرح شدن، از مقام، از ریاست، حتی اگر مرجعیت باشد که یک مقام روحانی و معنوی است، رویگردان است و برای مقام و منصب و رتبه و شخصیت، هیچ گونه تلاشی نمیکند.
امام، هم برای مبارزه با طاغوت و هم برای تثبیت انقلاب اسلامی برآمده از افکارش، «راهبرد تلاش مستمر و مقاومت» را سرلوحه برنامه خویش قرار داده بود. ایشان معتقد بود که «خون بر شمشیر پیروز است» و با این دیدگاه توانست با ایستادگی خود، ملتی مقاوم پدید آورد. او همیشه می گفت:
«فاستق م کما ام رت و من تاب معک» (سوره هود، آیه112)
امام برای ایجاد نهضت اسلامی از«قدرت کلام» و «هنر نوشتن» و«رساندن پیام اسلام به مردم»، بهره برد و به جهانیان نشان داد که برای ایجاد هرگونه تغییر و تحول، ابتدا باید نگرش مردم به شرایط موجود عوض شود. ابزار مهم او نوشتن و سخن گفتن، آن هم خطاب به عموم و آحاد مردم بود. او تنها به خواص و نخبگان جامعه توجه نداشت، بلکه آحاد و توده مردم، طرف سخن و بیان او بودند. مردم هم او را قبله آمال و آرزوهای خود می دیدند. در وجود او وحدت می یافتند و عمل به افکار و اندیشه های او را سعادت و خوشبختی خود می دانستند. مردم به او اعتماد و اطمینان داشتند و او هم «میزان را رأی مردم» می دانست. هرچه او می خواست، مردم به آن رأی می دادند؛ و همان را مطالبه می کردند، زیرا معتقد بودند که او «خود و هوای نفس خویش» را کنار گذاشته است. امام هم معتقد بود که قیام وی برای اصلاح امور مسلمین است و انسان ها را به یاد آیه کریمه: «ا ن ارید ا لا ا لاصلاح ما ا ستطعت و ما توفیقی ا لا ب االله، علیه توکلت و الیه انیب» می انداخت. برای رسیدن به اهداف خود به خداوند بزرگ توکل می کرد و عالم را محضر او می دانست. با نصب آیه «کل مه الله ه ی العلیا» مسیر خود را برای همگان مشخص کرده و ماهیت نهضت و قیام خود را روشن کرده بود.
مردم ایران طی چهار دهه گذشته، همواره نسبت به حضرت امام خمینی احترام و ارج ویژه ای قائل شده و علاقه ویژه ای نسبت به وی از خود نشان داده اند و ایشان را انسانی جدای از سایر سیاستمداران و برجستگان کشور، ارزیابی کرده اند. هم اکنون نیز پس از گذشت نزدیک به دو دهه از رحلت آن ابرمرد تاریخ جهان، هرگاه که نام او در هر محفلی برده می شود، دل ها به یاد او می تپد و اشک ها از چشم های عاشقان وی جاری می گردد. این که امام چگونه توانست چنین جایگاه رفیعی را در دل و چشم و اندیشه مردم مسلمان و آزاده پیدا کند، از معماهایی است که جای بررسی و تعمق زیادی دارد. می توان گفت که مردم ایران، امام را یک انسان پرورش یافته در مکتب اسلام می دانند که در تمام دوران حیات خود سعی کرده است تا بر اساس آنچه از مکتب اسلام می فهمد، اقدام و عمل نماید. او را فردی خودساخته، بی توجه به زخارف دنیوی، طرفدار مظلومین و مستضعفین، آزادی خواه، نجات دهنده ایرانیان از دست رژیم طاغوت و استبداد شاهنشاهی، برپا کننده حکومت اسلامی و مخالف با قدرت های بزرگ جهانی می دانند که توانسته است منشأ تحولات عظیمی در افکار و اذهان مسلمانان گردد و ساختار سیاسی خاورمیانه را برهم زده و توازن قوا را به نفع قدرت اسلام، در این منطقه مهم ایجاد نماید، به طوری که هم اکنون مقابله با گسترش نهضت اسلامی، دغدغه اصلی آمریکا و قدرت های جهانی است. به نظر می رسد که امام چنین قدرتی را از سه منبع اساسی دریافت کرده است:
1- اسلام
امام، اسلام را معیار حرکت های خود قرار داده بود و با جهان بینی الهی به دنیا و مسائل آن می نگریست. دنیا را محضر خدا می دانست و همه قدرت ها را ناشی از او می پنداشت. از آن جا که وجود خود را به خداوند متصل کرده بود؛ بنابراین از هیچ چیز هراسی نداشت و تمام تلاش وی، انجام تکلیف الهی خود بود. »ولو بلغ ما بلغ»
2- جهاد اکبر و مبارزه با نفس خویش
امام بر رفتار خود تسلط داشت. هواهای نفسانی، او را وادار به هیچ حرکتی نمی کرد. توانسته بود به نصرت الهی تکیه کند و معتقد بود دست خدا در همه امور پیداست. یکی از مهم ترین درس هایی که ایشان در حوزه علمیه قم در کنار سایر درس های رسمی برای علما و طلاب و عموم مردم ارائه می کردند، درس اخلاق معروف پنج شنبه های ایشان در مدرسه فیضیه قم بود که توانسته بود جمعی از انسان های فرهیخته و پرتوان را در حول خویش به وجود آورد که آن ها به نوبه خود توانستند در جریان نهضت اسلامی از ارکان قدرت مبارزه مردم علیه رژیم طاغوت، به شمار آیند. امام آنچه را که برای دیگران می گفت، خود قبل از همه به آن عمل می کرد. بنابراین مشخص است که ایشان توانسته اند بر وجود خود مسلط باشند و زمام امور نفس خویش را در دست داشته باشند. همه نزدیکان ایشان در رفتار وی آنچه را که ایشان در کتاب شریف چهل حدیث مرقوم نموده اند، به عینه دیده اند.
3- مردم
امام، مردم را منشأ همه تحولات می دانستند و معتقد بودند که مشکلات بزرگ به دست مردم حل می شود. بنابراین همیشه از مردم می خواستند که در همه صحنه ها حضور داشته باشند و بنابر خواسته اسلام که خداوند همه چیز را برای انسان ها خلق کرده است، آن ها نیز از نعمت های الهی بهره درست برده و زمام امور خود را به ظالمان و طاغوتیان نسپارند و خود، آن را به دست گیرند. ایشان دخالت در سیاست از سوی مردم را عین دیانت آنان می دانستند و جدایی دین از سیاست را برنامه قدرتمندان و طاغوتیان، برای کنار زدن مردم از حاکمیت بر سرنوشت خویش می دانستند. مردم هم به خوبی درک کردند که دخالت در سیاست، هم حق آنان است و هم، همچون سایر عبادات، تکلیف الهی آن هاست. بنابراین با تمام وجود وارد عرصه سیاسی و اجتماعی کشور شدند و با پیوستن به یکدیگر، قدرت عظیمی را پدید آوردند که منشأ تحولات اساسی در جامعه ایرانی گشت و توانست انقلاب اسلامی را به عرصه ظهور برساند.
البته امام عظیم الشأن از ابتدای قیام الهی خود توانسته بودند هدف بزرگی را در پیش پای مردم ایران بگذارند. این هدف بلند عبارت بود از: بازگشت به اسلام و تلاش برای از بین بردن موانع اساسی تحقق اسلام در جامعه. بر این اساس از بین بردن رژیم طاغوت شاهنشاهی، با این انگیزه که سد راه پیاده کردن احکام اسلامی است و نیز مانع اساسی برای پیشرفت ملت ایران است، صورت گرفت. لذا مردم ایران درجریان نهضت اسلامی، حضور در صحنه های انقلاب را عمل به تکلیف شرعی خود می پنداشتند و نفس حضور در مسیر مبارزه با طاغوت را پیروزی و موفقیت خود می انگاشتند؛ زیرا امام می فرمودند: در نهضت اسلامی شکست راه ندارد.
خود امام هم برای رسیدن به هدف های بزرگ ترسیم شده خویش، تمام تلاش خود را انجام می دادند. ایشان در این باره سخنانی به این مضمون می فرمودند: من از آن آخوندها نیستم که اگر حرفی را زدم، بعد بنشینم و تسبیح خود را بچرخانم، بلکه به دنبال حرفم راه می افتم تا آن را به نتیجه برسانم. بنابراین می توان گفت که امام خمینی مقام عظیمی را در حوزه اندیشه و تفکر اسلامی، به خود اختصاص داده اند و توانسته اند از حوزه نظری خارج شده و دیدگاه های خود را در طی سال های طولانی به مرحله اجرا درآورند. بر همین اساس امام، بزرگ ترین فقیه و اسلام شناسی هستند که برای پیاده کردن آرمان ها و اندیشه های اسلامی در جامعه، به موفقیت های عظیمی نائل شده اند به طوری که اثر وجودی ایشان در حوزه رفتار مسلمانان، همچنان پس از رحلت آن چهره تابناک با قوت تمام، ادامه دارد و هم اکنون نهضت جهانی اسلام رو به جلو به گونه ای حرکت می کند که چالش اساسی قدرت های بزرگ جهانی است.
هرچه با دوران حیات امام فاصله می گیریم، توجه به اندیشه های ایشان و فهم دقیق تفکرات آن یگانه دوران، ضرورت بیشتری می یابد. آنان که تمایل دارند با مطالعه ای مختصر به امهات اندیشه و تفکر امام پی ببرند، لازم است تا یک بار با دقت و با تعمق فراوان، وصیت نامه سیاسی الهی آن امام راحل را مطالعه نمایند تا درک کنند که چگونه امام توانست به اسطوره امت اسلام تبدیل شود. در واقع کتاب وصیت نامه امام بیانگر شخصیت ایشان و خلاصه دیدگاه ها و نظرات و نوع تفکر امام خمینی است.
چهاردهم خرداد ماه که سالگرد عروج آن مرد الهی است فرصتی است تا دوباره جهانیان به اندیشه و راه آن امام راحل بیندیشند و برای پیاده کردن آن به تفکر و تأمل بیشتر بپردازند.