صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۱  ، 
کد خبر : ۴۱۰۶۳

حکایت جریان‌های سیاسی و آن 2/98 درصد


مرتضى صفار هرندى
لجاجت اقلیتی از نخبگان که تقریباً تمام امکانات رسانه ای مدرن کشور را دراختیار داشتند، با اکثریت قریب به اتفاق مردم در مسئله تعیین نوع حکومت، پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز ادامه یافت. از اولین روزهایی که مردم شاهد آرزوی مقدس خود را در آغوش کشیدند، تلاش برخی ازنخبگان برای حذف اسلامیت جمهوری اسلامی آغاز شد. درست یک هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی یعنی روز 30 بهمن 57 آمیزه ای از گردنکشی های مسلحانه وپشتیبانی رسانه ای از مجموعه هایی که رژیمی غیر از خواسته مردم را مطالبه می کردند، امام خمینی را این گونه به خشم آورد:« من تحمل این بی فرهنگی رانخواهم کرد. باید تمام اقشار به هر اسمی که هستند در تحت پرچم اسلام به فعالیت خود ادامه دهند و در غیر این صورت قیام علیه حکومت انقلابی اسلامی است که جزای آن در قانون اساسی اسلام معلوم است.» مخاطب امام دراین کلام گروه ها ونشریات وابسته و حامی جریان چپ بودند. اما مبنای اسلامی در حکومتداری دراولین روزها حتی از درون دولت موقت هم مورد خدشه قرار گرفته بود.
طوری که امام در دیدار وزیر دادگستری دولت بازرگان (اسدالله مبشری)در واکنش به اظهارات وی درباره وضع موجود در محاکم انقلاب تصریح می کنند: «باید موازین شرعیه باشد .... موازین اروپایی از بین برود. ایران باید ایران باشد نه اروپا.» جالب است که مبشری را دراین دیدار سید علی شایگان (یار دیرین مصدق و کسی که پس از 21 سال از آمریکا بازگشته بود) همراهی می کرد. شایگان دراین دیدار شایعه مطبوعات درباره قصدش برای نامزدی ریاست جمهوری اسلامی را تکذیب کرده و امام پاسخ دادند:«می دانم که از شما چنین کاری ساخته نیست.»شایگان بعد ازاین دیدار با سوءاستفاده از فضای امنی که آزادی های انقلاب بوجود آورده بود، مدعی عدم امکان اجرای موازین اسلام در حکومت شد طوری که دو روز پس از دیدار پیش گفته، امام در ملاقات با اعضای کانون و کلای دادگستری چنین گفتند:«شنیدم یکی از اینهایی که تازه آمده است، برای این که دلش می خواهد یک چیزی بشود، گفته است که نمی شود اسلام را درست کرد! آقا تو از اسلام چه اطلاعی داری که می گویی نمی شود؟ چه می دانی اسلام چه هست ونمی شود؟»
در غربت عقاید امام بین این دسته از نخبگان همین بس که بخشی از اعضای همین کانون وکلا که امام در این مورد با آنان سخن می گفت ازمخالفان اسلامیت نظام آینده بودند. رسانه ملی نیز که آزاد شده به دست اسلامخواهی ملت بود، به تریبون ناکارآمدنمایی موازین اسلام درنظام سازی مبدل شده بود، طوری که امام درهمین روز در دیدار با روحانیون غرب تهران گلایه مندانه می فرمایند:«ما می بینیم بعضی از اشخاص خیلی مبتذل ازخارج آمدند و اینجا صحبت می کنند و رادیو صحبت آنها را پخش می کند که اسلام رانمی شود پیاده کرد.»
بسیاری از رسانه های مکتوب هم دراختیارکسانی بود که به صراحت همه چیز نظام مورد درخواست مردم را تبلیغ می کردند. علاوه بر روزنامه های کثیرالانتشار، نگاهی به یکی از مجلات این دوره به خوبی گویای واقعیت آن زمان است. تنها در یک شماره مجله تهران مصور، به نقل از گروه های خلق الساعه و نویسندگان ابن الوقت آن روزها رفراندم با تعابیری همچون رأی کورکورانه، توهین به ملت، غیر دموکراتیک و یک کارصددر صد غربی(!) مورد حمله قرار گرفته بود. برخی اظهارنظرها هم واقعاً مضحک بود. نویسنده ای به نام هما ناطق گفته بود:«من با پرسیدن نظر افراد به هر شکلی که باشد مخالفم»(!) واقعیت این است که توده های مردم به چنین سخنانی بی اعتنا بودند. اما به هر حال آنچه در رسانه ها دیده وشنیده می شد به گونه ای بود که گویا تمام وسایل برای عدم انجام همه پرسی درباره خواسته اعلام شده مردم مهیا شده است.
واعظ شهید مرحوم فلسفی در روز 14 اسفندماه 75 در اجتماع حرم حضرت معصومه(س) گلایه کرده بود:«با کمال تاسف باید بگویم که نمی دانم دستگاه رادیو تلویزیون چه بیماری دارد که در طول مدت این انقلاب هنوز بحث جمهوری اسلامی را نه در رادیو برای مردم مطرح کرده ونه میز گردی در تلویزیون گذاشته است.» شاید همین اعتراض ها بود که سبب شد مجموعه لائیک صدا و سیما به پخش مصاحبه معروف با شهید مطهری درباره جمهوری اسلامی تن دهد.
مبارزه با اسلامیت نظام دراین ایام با سمبل هایی مثل مخالفت با حجاب زنان همراه بود. در این مبارزه از عناصر راست گرای ملی گرا تا چریکهای چپ گرا فدایی خلق که دراطلاعیه ای حجاب را «محبوس کردن زنان با بندهای پوسیده ودرچارچوب افکار قرون وسطایی» نامیده بودند، شرکت داشتند. سستی دولت موقت درهمراهی با اسلامخواهی امام نیز به نوبه خود مهیا کننده فضا برای عناصر لائیک بود، طوری که امام در بدو ورود به قم درکنار تاکید بر حمایت از دولت بازرگان، همین دولت را «ضعیف النفس» خطاب کردند. در آن روزها بازرگان پیشنهاد کرده بود که عنوان «جمهوری دموکراتیک اسلامی» بر نظام آینده نهاده شود. امام از اولین روز حضور در قم تا زمان انجام همه پرسی بارها برخواسته ملت یعنی جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم ونه یک کلمه زیاد تاکید کردند. شاید کمتر کسی از عامه مردم در روز های ورود امام به قم اطلاع داشت که مخاطب این کلام امام نخست وزیر دولت موقت مورد حمایت رهبر و مردم است:«آنها که می خواهند کلمه دموکراتیک را بر این عبارت(جمهوری اسلامی) اضافه کنند، آنها غربزدگانی هستند که نمی فهمند چه می گویند.»
برخی از موضعگیری های امام در آن ایام، از بیمناکی او نسبت به رویه های دولت موقت حکایت دارد، آنجا که در روز 15 اسفند به صراحت از صورت طاغوتی وزارتخانه ها(بی حجابی، تجملات و ...) انتقاد کردند و گفتند:«اینها همه مسلمانند همه متعهدند.لکن ضعیف النفس اند... ضعیفید آقا و تا ضعیفید زیر بار اقویا هستید. آن وقتی که نفس شما قوی شد واعتنا نکردید به این زخارف آن وقت است که از شما حساب می برند.» امام در این سخنرانی همچنین روش قدم به قدم دولت بازرگان را یادآور همان روش قدم به قدم در دوران نهضت دانستند.
در 14 اسفندماه جریان های راست گرا، چپ گرا والتقاطی با اجتماع مشترکی در کنار مزار مصدق وایجاد وجاهت از طریق کشاندن های پای مرحوم آیت الله طالقانی به آن اجتماع سعی کردند جبهه جدیدی را در مقابل امام بگشایند. از رجوی که هواداران گروه خود را برای اولین بار پس از پیروزی انقلاب به یک اجتماع بزرگ دعوت می کرد تا هدایت های متین دفتری که اجتماع را وسیله ای برای اعلام موجودیت جبهه دموکراتیک ملی قرار داد، این هدف مشترک را در کنار جبهه ملی، کمونیست های افراطی و... تعقیب می کردند. متین دفتری عضو محوری کانون وکلا و از رابطان سفارت آمریکا در جریان رفرم کارتر درماه های آخر سلطنت پهلوی بود. او اکنون با تشکیل یک جبهه سیاسی از چپ های مارکسیست تا راست های جبهه ملی می خواست به عنوان یک محورسیاسی مطرح شود. متین دفتری درتاریخ 29 اسفند 57 برای مخالفت رسمی با اسلامیت نظام آینده، اعلام یک اجتماع درمیدان آزادی کرد. او با ژست انتقاد از دولت بازرگان وارد صحنه شده بود. اما آنچه از سوی او و بازرگان تعقیب می شد نفی جمهوری اسلامی خالص مورد نظر امام بود. چنان که امام هم این اشتراک رای را به درستی تشخیص داده بودند. امام با هشدار درباره قصد عمال«نفتخوارهای مفتخوار» برای انجام «تظاهرات ضد دینی» خطاب به مردم تاکید کردند:«آنها می خواهند یا «جمهوری» را دراینجا ایجاد کنند که اسلام نباشد. یا جمهوی دموکراتیک که باز اسلام در کار نباشد، یا جمهوری دمکراتیکی اسلامی را که باز رنگ غربی به آن بدهند. شما باید بیدار باشید و جز جمهوری اسلامی به هیچ چیز رای ندهید.» حفظ چنین دولتی درعین حفظ انقلاب از آفات دولت غیر انقلابی کار را برای امام بسیار دشوار ساخته بود.
در این میان آرایش جریان های سیاسی مخالف به رغم برخورداری از رسانه های متعدد درمواجهه با یک عتاب امام به هم می ریخت. در آخرین روزهای قبل از رفراندوم گروه هایی مثل منافقین، جبهه ملی، حزب توده و حزب خلق مسلمان برای این که از چشم مردم نیفتند، چاره ای جز دعوت مردم به دادن رای «آری» به جمهوری اسلامی نیافتند و تنها چریکهای فدایی خلق و گروههای دیگر تجزیه طلب در کنار متین دفتری وجبهه پرسر و صدایش رفراندوم را تحریم کردند. روز 12 فروردین محک جدیدی برای میزان مقبولیت مخالفان نظام بود. گرچه هوشمندی مقطعی برخی از آنها در آخرین روزها مانع از رسوایی شان در رفرنداومی شد که 2 / 98 درصد مردم در آن به جمهوری اسلامی رای مثبت دادند. اما حتی این پیام آشکار ملت نیز نتوانست جریان های سیاسی مخالف را بر سر عقل بیاورد و از مهلکه نجات دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات